جشن های ایرانیان

بهمن گان، بهمنجنه

آنگونه که از اشارات در آثار مکتوب در دوران اسلامی دریافت می شود، جشن بهمنگان یل بهمنجه در قرون پس از ساسانیان، تاپیش از حمل مغول، بسیار مرسوم بوده وآداب و تشریفات آن رواج تقریبآ عام داشت.

روز دوم هر ماه به نخستین امشاسپند وملک دیانت زرتشتی است. در اوستا، وهومنه مرکب است از د جزء وهو به معنی خوب ونیک- و منه از ریشه من به معنی اندیشیدن. پس  وهومن  که در فارسی جدید بهمن ده به معنی نیک منشی است، چنانکه تبری در کتاب تاریخ الرسل و الملوک گوید: تفسیر بهمن بالعربیک احسن النبیه.

در جهان مینوی وی در هیات نیک منشی و خوی اندیشی وخرد و دانایی خداوند و از صفات بار اهورایی است. اما در جهان مادی و صورت زمینی سر پرستی و نگاهبانی انسان وستور را به عهده دارد. یازرهمین ماه سال شمسی نیز نامزد است به وی. به همین جهت برابر با قاعده کلی که بر اثر تواف نام روز و ماه، دومب من نیز جشم بمنگان برگزار می شد.

برخی از آداب و رسومی که از این ن باقی است، ورسوی که از یاد رفته وبه ما نرسیده است، منسوب می باشد به  جاماسب،  وزیر خردمند شاه ویشتاسب که گویند در چنین روزی این کارها را انجام می داده و به همین جهت ایرانیان بر آن بودند که انجام چنین رسوم و اعمالی، در این روز نتایج پر سود تری دارد.

پختن نوعی  آش بهمنگان موسوم به دیگ بهمنجنه بسیار رایج ومعمول بوده است. در خانه بزرگان و روسای خانواده ها، دیگ بهمنگان مهیا و مهمانی دایر بوده است.طباخان اغلب در این روز،آش ویژه را پخته و رد معرض فروش قرار می دادند. در این آش از هرنوع حوبات و سبزی و گوت که موجود فصل بود ریخته ومیپختند {آش شعله قلمکار} ر هر خوراکی از گیاه بهمن سرخ وبمن سفید استفاده میکردند.این گیاه داری خواص دارویی است و در روزگار باستان ایرانیان معتقد بودند که خوردن آن به تقویت حافظه بسیار کمک میکند.آن را به صورت تازه د رخوراک ها میختند، یا خشک شده آن را دم کرده و می نوشیدند و یا به صورت گرد بر روی غذا می ریختند و یا با گرد قند و نبات آمیخته و می خوردند.روز بهمن گان موسوم بودم که بامدادان پگاه، بهمن سرخ وسفید را با شیر تازه و خالص می نوشیدند تتا حافظه شان نیرومندی یابد. یکی از رسوم نیک این روز، آن بود که طی تشریفاتی به کوه و دشت رفته و گیاهان ویژه ای را که خواص داریویی داشتند می کندند تا در طول سال مورد استفاده قرار دهند.هم چنین تهیه شیر ها وروغن نباتی وساقه ها وچوبها و برگ های سوزاندین که بوی خش پراکنده و گند زدا باشند در این روز انجام می شد.

شمس الدین صوفی دمشقی، درباره این جشن نوشته:(دیگر از اعیاد ایرانیان بهمنجنه است که آن را درنخستین روز از ماه بهمن جشن می گیرند. بزرگان وپیشوایان خراسانو دیگر مردمان در آن روز هر دان ای را که خوردنی است می پزندو ر چه از بقولات ببینند در ان روز فراهم می آورند و طبخ می کنند- اما در شام حبوبات گوناگون را در روز عاشورا می پزند).

در دربار شاهان وبارگاه خلیفه وحضور امیران وفرمانداران، این جشن با تشریفاتی ویژه برگزار می شد. شاعران وخطیبان سرود برای تهنیت عید و خطبه می سرودند و میگفتند و دیگ بهمنجه با مه تشریفات آن به هنگام نیمروز، میمانی بزرگی برگزار می کرد.

چندنمونه از ابیاتی که جهت تعظیم این جشن یا تهنیت آن سروده شده، نقل می شود:

 

از منوچهری:

رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجه                                   ای درخت ملک، بارت عز و بیداری تنه

اورمزد بمن وبهمنجه فرخ بود                                              فرخت باد اورمزد بهمن و بهمنجه

از عثمانی مختاری:

بهمنجه است خیز و می آرای چراغ دی                                   تا بر چینیم گوهر شادی ز گنج می

این یک دو مه سپاه طرب را مدد دهیم                                     تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی

ازفرخی:

فرخش باد وخداوندش فرخنده کناد                                          عید فرخنده وبهمنجه وبهمن ماه

فرزانه،فرهاد بن بهرام در کتاب شارستان درباره نام بهمن شرحی نقل کرده است. بخش هایی از آن شرح که با روز وماه وجشن بهمن مربوط است نقل می شود.

{بهمن} نام رشته ای است که موکل باشد بر گاوان وگوسفندان واکثر چارپایان وتدبیر امور مصالحی ک در ماه بهمن وروز بهمن واقع شود.بنابراین نوری از انوار قاره است، یعنی عقلی از جنس عقول که آن را رب النوع{= صنم} گویند{- کتاب حکمت خسروانی} از دوستی و به سبب بهمن بهنامی امشاسفند، اورا به این نام نامیدند….{نیز} ماه یازدهم از سال شمسی- وآن ماه دوم است از زمستان ومدت ماندن نیز اعظم در دلو. ودر دهم این ماه جشن سده بود…. و جشن سده است که باعث نشاط اکثر مایان است…. {نیز} نام روز دوم از هر ماه شمسی و بنابر قاعده کلیه که نزد پارسیان مقرر است که چون نام روز با نا ماه موافق افتد آ ن روز را عید گرند. در این روز از این ماه، عید و جشن نمایند.انواع اشربه و انواع اطعمه مهیا سازند و گل بهمن سرخ و سفید را با شیر بیاشامند، چه مقوی قوت حافظه است. واین روز را خاصیت تمام است در کندن گیاه ها وبیخ های دوا از کوه ها و پرفتن روغن ا و کردن بخورها. و نیک است در این روز جامه بریدن و پوشیدن وناخن چیدن و موی سر پیراستن و عمارت کردن. و این روز را بهمن خوانند، چون در آن دوره، روز مردم به خوبی و شادی و فرخندگی می گذشت و آزار به کسی نمی رسید. هر چه می کرد در خور و لایق بود. گفتند عید کبرا و موسمی عظما از جانب خداوند است و از این حهت ان را بهمن می خواندند.

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *