دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه خواری تبریزی

خواری از شاگردان لسان شیرازی است . شاعری نازک خیال و شیرین بیان و خط نستعلیق را بسیار نیکو مینوشت

با اینکه مردی رند و عیار و بی باک بود ولی استادش را از جان و دل دوست میداشت و غزلیلت او را بر اشعار اهلی و فغانی شیرازی و دیگر شعرای معاصر ترجیح می نهاد

گویا اصالتش از هرات بوده و چون از آغاز جوانی در تبریز میزیسته است مردم او را تبریزی می شناختند

خواری در شیوه غزلسرائی مهارتی کامل داشت و از تمام دقایق شعر آگاه بود . غزلش در میان غزلسرایان آذربایجان دست به دست میگشته است

وفاتش به سال ۹۴۵ – ۹۷۴ هجری – در تبریز اتفاق افتاده ولی از محل قبرش معلوم نیست

 از سرمستی خوش آنساعت که چون یادم کنی         بی خود آئی و ز بند محنت آزادم کنی

بخت آ«م کو که خواب آلوده بر خیزی شبی            ناله ام نشناسی و گوشی به فریادم کنی

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه شریف تبریزی

شریف تبریزی از شاعران چیره دست تبریز است وی در فنون شعر از شاگردان لسانی شیرازی بود ولی پس از نشو و نمای کامل در مراتب سخنوری بعضی از ابیات لسانی را که در نظر او بی معغنی و ناپسند بود در دفتری جمع نممود و نام آن سهو اللسان نهاد و بدین وسیله استاد را از خود آزرد

وی در گفتن هجو دست قویی داشت و بر هیچ کس ابقا نمیکرد

شریف در سرودن اقسام شعر نسبت به معاصرانش امتیاز داشت بطوریکه لطفعلی بیگ آذر اورا ستوده مینویسد :

در مراتب شاعری بزعم فقیر بهتر از لسانی است

شریف در جوانی و در سال ۹۲۸ – ۹۵۶ هجری – بدرود جهان گفت

ز دو دیده خون فشاندم که نظر کنی نکردی         به ره تو خاک گشتم که گذر کنی نکردی

دم مرگ هیچ دانی ز چه ماند باز چشمم             ز تو بود چشم انم که نظر کنی نکردی

چو نکرد یار رحمی ز توان فغان چه حاصل         ز تو بود امید آنم که اثر کنی نکردی

ز نخست کردم ای دل به تو شرح غمزه او          خبرت ز فتنه دادم که حذر کنی نکردی

به وطن شریف روزی که ترا نماند قدری           بجز این نمناد چاره که سفر کنی نکردی

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی قرن یازدهم هجری - 970 الی 1067 شمسی نویسندگان

زندگی نامه قاضی میر احمد

نام جد امی قاضی میر احمد آقا کمال الدین حسین مسیبی می باشد وچون از اولاد مسیب بن علب خزاعی بوده به این وسیله به مسیبی اشتهار یافته است.

پدر قاضی میر احمدشرف الدین حسین حسینی قمی معروف به میر منشی از فضلا ودانشمندان وشرا ومنشیان دربار ا طهماسب صفوی  و نزد آن پادشاه مقرب و معزز بوده است.

نخستین بار در زمان حکومت سام میرزا در هرات به سمت منشی اوتعیین گردید وپس از مدتی در زمان وکالت احمدبیک نورکمال انشاء ممالک به اوتفویض شد وسه سال عهده دار این شغل بود و سپس پانزده سال وزیر و منشی قاضی جهان وکیل گردید وآنگاه ممیز اعراب واخلاج شدوبعداز چندی در زمان حکومت اسماعیل میرزا و شاهقلی سلطان استاجلو در ولایت شور گل وچخور سعد وزیر کار خاصه شریفه شد.

در سال ۹۱۸ –  946 هجری – که شاه طهماسب حکومت خراسان را به شاهزاده کثیرالافضال سلطان ابراهیم میرزا جاهی فرزندبهرام میرزا تفویض فرموده خواست تا وزیری به معیت وی روانه خراسان کند که ب سلامت نفس وکم طمعی وپرهیزگاری وامانت و راستی موصوف باشد بعد از تامل وتفکر میر نشی را انتخاب ووزار شاهزاده مذکور را به وی ارزانی داشت چننانکه قاضی میر احمددر خلاصه التواریخ مرقوم داشته از روی عنایت بر زبان الهام بیان گذرانیدند که  نیک وبد مهمات وی را از تو می دانیم و نواب میرزا فرمودند که میر منشی را ریش سفید در خانه توساختیم باید که از سخن اوبه در نروی که رضای اوموجب رضای ماست ومقضی المرام شاهزاده عالی مقام روانه آستانه عرش منزلت شدند.

میر منشی در وزرات خراسان پیوسته به حل وعقد کارهای بزرگ مأمور بود چنانکه یکسال بعد ۹۳۷ – ۹۶۵  هجری – از طرف شاهزاده جهت آوردن گوهر سلطان خانم که بزرگترین دختران شاه بود از مشهد روانه درگاه شاه طهماسب شد در آن هنگام شاه در دارالسلطنه تبریز بود و میر منشی عازم آن شهر گردید در آن نواحی به شرف پای بوس سرافراز شد و حقیقت حال را به شاه ماسب معروض داشت شاه که ابراهیم میرزا را بسیار دوست داشت و بیش از سایر شاهزادگان به او توجه داشت علما و فضلای آن عصر را حاضر ساخته شاهزاده خانم را جهت ابرایم میرزا خطبه نمودسپس به دارالسلطنه قزوین آمده میر منشی را مرخص کرد که شاهزاده را بعد از آن روانه مشکوی شاهزاده شد.

وزارت خراسان و ابراهیم میرزا بر عهده منشی بود تا آنکه در ۹۴۰ – ۹۶۸ هجری  – به اوای معصو بیک صفوی از وزارت معزول گشت.

استاد وی در خط ثلث مولانا حیدر قمی ودر صرف و نحومولانا صدقی استر آبادی و هیأت و ریاضی را نزد غیاث الدین منصور دشتکی آمخته و در شعر و انشاء و هنرهای دیگر مرتب یی والا داشته و درسال۹۶۱ – ۹۹۰ هجری – در هفتاد و هفت سالگی در حضرت عبالعظیم ری وفات یافته و در آن آستانه به خاک سپرده شده است.

قاضی میر احمد از یازده سالگی تا سی ویک سالگی در سایه توجه ابراهیم میرزا  وتربیت پدر عالی قدرش دوران جوانی را طی کرده و در محضر فضلا و شعرا به کسب علم و دانش کوشیده است.

مراه پدر در یازده سالگی در خدمت سلطان ابراهیم میرزا به مشهد مشرف شده و بیست سال در آنجا به سر برده توفیق دیدار استادان مشهوری چون شاه محمود نیشابوری و میر سید احمدمشهدی و مالک دیلمی نصیب وی شده و ضمن شرح حال آنان بدین معنی اشارت فرموده و در خط نستعلیق خود را شاگرد میر سید احمد خوانده است.

در سال ۹۵۵ – ۹۸۴ هجری – به اشاره شاه اسماعیل ثانی بتألیف خلاصه التواریخ پرداخته و در سال ۹۵۸ – ۹۸۷ هجری – صحبت مولانا علی بیگ را در تبریز دریافته از این روی می توان سفر او را در این سنه در تبریز مسلم دانیت.

د امی والد ما جدا و قاضی شرف الدین عبدالمجید قمی بوده وحافظ قنبر شرفی خطاط را مملوک وی به شمار آورده.

قوام قاضی میر احمد همه اهل فضل و بزرگ و عالی قدر بوده اند خال وی آقا فتاح در زمان شاه اسماعیل چندی حکومت قم را عهده دار بود. و نیز یکی دیگر از منسوبان اوآقا کمال منشی قمی نیز ممدتی وزارت آن شهر را داشت است.

به طور قطع اسکندر بیک در ذکر وقایع زمان سلطنت شاه اسماعیل و شاه طهماسب از خلاصه التواریخ نیز استفاد کرده ولی هرگز به آن اشارتی ننموده قاضی میر احمد راجه به عزل خود در گلستان هنر چنین نوشته است.

(( میر صدر الدین محمد ولد میرزا شرف جهان قزوینی شاگرد مولانا مالک بوده صاف و پاکیزه می نوشت در رنگ آمیزی و والی قدرت تمام داشتند و در علم وسیقی و ادوار وقوف بسیار داشتند…. تذکره الشعرائی به طرز و اسلوب خواجه دولت ا که بعد از هر شاعری یکی از سلاطین زمان ذکر می کند. قریب چهل سال در میان داشتند و دست و پای بیشتری زدند وکاری نساختند و قریب ده سال هر ساله مبلغی کلی از نواب کامیاب مالک رقاب اشرف همایون ابوالمظفر شاه عباس بهادر خان خلد الله ملکه ابدا می گرفتند که تذکره را تمام کنند بالاخره عجز آمده موقوف به تذکره را قم نمودند که این راگرفته در آن لباس بپوشانند مکررا نواب اعلی را به این داشت که تذکره را از بند طلبیدند چون اتمام نیافته بود بنده معذرت عرض کردم تا آنکه دیگر بهانه نیافت ونواب کامیاب تذکره او را می طلبیدند در برابر تهمت بر فقیر نموده عرض کرد که چهل وپنجاه سال قبل از این که والد راقم و زیر مشهد مقدس معلی بوده کتابی از متاب خانه آن حضرت گرفته و نزد او مانده الحال آن کتاب نزد قاضی احمد است آن را بستانید و به من دهید تا من تذکره را تمام کنم، هیچ قزوینی هرگز این حرف را نگفته القه به مودای القاص لا یحب القا خاطر اشرف را از این غلام منحرف ساخته معزول شده به قم آمدم و در ماه صفر که نواب مستطا معلی القاب سیادت وصدارت پناه خداوندی امیر ابوالولی اینجو به قم تشریف آوردند و در درون روضه مقدسه منوره معومه سلام الله علیها فقیر مصحف بر داشته قسم خوردم که حکایت کتاب کتابخان حضرت را که میرصدرالدین به عرض اشرف رسانیده که نزد بنده است کذب محض است وبنده از آن خبری ندارم و غیر واقع و تمام افترا است  در ضمن آن مباهله کرده مشارالیه را به حضرت امام رضا و خواهر گرامی اشان حواله کردم و چون میر صدر الدین محمد از دارالسلطنه اصفهان متوجه کاشان شده از کاشان به جانب خراسان عزیمت فرمودند مشارالیه در حالی بسطام به انتام منتم حقیقی ناگاه از کارخانه دیوان قضا در شهر ربیع الاول تنگوزئیل سبع و الف که یک ماه از مباهل می گذشت مستوجب سیاست و حدود الهی شده بآن خود رسید.

 

بیت

پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد

بر گردن او بماندو از ما بگذشت

ماجرای او و فقیر مجلدات می طلبد و رقع ایی که او ب فقیر نوشته شرح ها خواهد و به تقریبات در تذکر الشعرا ایراد یافته و مسوده تذکره که می نوشت و اتمام نیافته بود به دست اشرف در آمد از آنچه او جمع کرده بود هفت بیت انتخاب فرمودند.

تالیفات قاضی میر احمد

-۱     خلاص التواریخ تاریخ عمومی مشتمل به پنج مجلد است جلد پنجمآندر احوال و حوادث دوران سلاطین صفویه می باشدکه خود در گلسان هنر بدان اشارت کرده است و جلد شمرا در احال سلاطین صفوی می خواند این تارخ را بر حسب امر شاه اسماعیل ثانی نوشته و از چهار یا پنج جلد اول اثری نیست و از مجلد آخر که تا سال ۹۹۹ یا ۱۰۰۰ می باشدنسخ متعدد دیده شده است.

    2- گلستان هنر کتاب موجود که ظاهرا دو تحریر دارد یعنی قاضی میر احمدنسخه اول را قبل از سال هزار نگاشته و بعد از چند سال در آن تجدید نظر کرده است.

  1. مجمع الشعراء و مناقب الفضلا که تذکره جامع و مفصلی است و از آن نسخه ای در مسکر می باشد.
  2. جمع الخیار تذکره الشعرا دیگر شامل شش مجلدکوچک در احوال شعرا و نویسندگان آذربایجان و عراق و خوزستان و استوری در فهرست خود از آن یاد کرده است.

قاضی میر احمد در خلاصه التواریخ وگلستان هنر از خود اشعاری ذکر کرد که دور نیست دیوان اشعاری نیز داشته باشد.

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه حالتی تبریزی

قاسم بیگ از تراکمه بود ولی بیشتر عمر خود را در قزوین و تهران گذرانید . در زمان شاه طهماسب صفوی و شاه عباس اول شهرت فراوان یافت

در سرودن غزل و رباعی دست چیره ایی داشت . مدتی در قزوین به تعلیم پرداخت و شاگردانی چند تربیت کرد

حالتی در سال ۹۷۱ – ۱۰۰۰ هجری – چشم از جهان فرو بست

چون ننالم که در این سینه دل زاری هست راحتی نیست در آن خانه که بیماری هست

دلم از سینه به تنگ است خدایا برهان هرکجا در قفسی مرغ گرفتاری هست

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه حیرتی تونی

ملا حیرت در شهر تون به دنیا آمده ولی چون در مرو رشد و نمو یافته به حیرتی مروی مشهور است وی در زمان شاه طهماسب اول شهرت فراوان یافت و بیش از دیگران از عنایت شاه طهماسب برخوردار بود

به نوشته تذکره نویسان گویا : مردی بسیار زیبا و خوشگذران بوده و همواره قلندرانه میزیسته

سام میرزای صفوی از معاصران حیرتی در تحفه سامی مینویسد

ملا حیرتی مشهور است که از مرو است اما خود میگوید که از تونم از شعرای مشهور است. در همه باب شعر گفته اما در منقبت بسیار کوشیده در اوایل جوانی بسیار لا ابالی و بی قید بود و در اکثر به هجو مردم لب میگشود و اهاجی که بین او و وحید قمی واقع شده مشهور است

آثار :

  1. دیوان اشعار
  2. بهجه المباهج

حیرتی مدتها به سیر و سیاحت پرداخت و سرانجام در کاشان به سال ۹۳۲ – ۹۶۱ هجری – به دست ظالمی کشته شد

خدا مرا به وصال تو دلربا برساند هوای وصل تو دارد دلم خدا برساند
به من چو نامه نویسی نویس بر سر نامه که قاصدرش به سر کوچه بلا برساند

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی قرن یازدهم هجری - 970 الی 1067 شمسی

زندگی نامه آقا رضی اصفهانی

رضی معروف به آقا رضی از شاعران شیرین بیان اصفهان بود وی باری سیر و سیاحت به هندوستان رفت وپس از چندی به ایران بازگشت .

از اشعار پراکنده وی در تذکره ها چنین بر میآید که شاعری خوش ذوق و نازک خیال بود و در سرودن غزل دستی داشته است

رضی در سال ۹۹۴ – ۱۰۲۴ هجری – در گذشت

از خدا قرب خود آنروز که میخواست رفیق            کاش آزادی ما نیز تمنا می کرد

به جان آمد دلم از نا صبوری                          نصیب جان دوری ، باد دوری

شد زین دو سه روزه رنجش تو                    از ما دل روزگار خالی

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه اهلی شیرازی

محمد از بزرگ ترین شاعران سده دهم هجریست که در سال ۸۳۲ – ۸۵۸ هجری – در شیراز پا به عرصه وجو نهاد. او در انواع شعر توانا و در صنایع بدیعی یگانه روزگار خود بود

از مجمع البحرین کاتبی نیشابوری متاثر شده یک مثنوی به نام سحر حلال منظوم کرده که در حدود ۵۲۸ بیت و از اول تا آخر ذو بحرین و ذوقافتین و صنعت تجنیس را هم بر آن افزوده است . در نظم این مثنوی  چنان استادی و مهارت به خرج داده که اهل فن را عقل حیران است . چنانکه از اشعارش بر می آید بیشتر ایام عمر را به گوشه نشینی و فقر و تنگدستی گذرانیده است

اهلی به سال ۹۱۴ – ۹۴۲ هجری – در شیراز وفات یافت و در سمت چپ قبر حافظ مدفون است

مست آنم که ز دست قدحی نوش کنم                 هرچه غیر از تو بود جمله فراموش کنم

نایم از شوق تو تا روز قیامت با هوش               مست اگر با تو شبی دست در آغوش کنم

گوش بر قول تو دارم نه به پند دگران                 من نه آنم که حدیث دیگران گوش کنم

خنده رویم همه چون جامو دلم پر خون است         پر نشاطم چو خم وز آتش دل جوش کنم

روی اهلی سوی پیراهن مرقع پوش است           من نظر سوی جوانان قبا پوش کنم

 

.

دسته‌ها
خطاط قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه حافظ کمال الدین

حافظ کمال الدین حسین واحد العین از دارالسلطن هرات بود نسخ تعلیق را خوب مینوشت و میع خطوط سته را هم مشق رده بود و لاجورد شوی خوب هم بود. از خراسان که به عراق آمد دارالمومنین قم را خوش کرده چند مدت د رآنجا توقف کرد قرآن را بسیار خوش می خواند از قم به اردوی معلی و در مجلس اشرف تکلیف قرآن خواندن بر او کردند.گفت خوانند گیم نمب اید شاه جنت مکان را خوش آمد اسب و استر و اشتر و خیمه و جمیع ضروریات و مایتاج به او شفقت کرد مطلقا قبول نکرد. بسیار درویش و فانی و از خود گذشته بود همچنان نمد پوش بود و پیاده سفر می نمود و در علم اکسیر مهارت تمام داشت باز از عراق به خراسان عود نموده در مشهد مقدس در سنه اربع و سبعین و تسعمائه فوت شد.

.

دسته‌ها
خطاط قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی قرن یازدهم هجری - 970 الی 1067 شمسی

زندگی نامه خواجه مجدالدین ابراهیم

خواجه مجدالدین از دارالملک شیراز است خیلی جامع کمالات و حاوی استعدادات است و تعلیق را پاکیزه و بامزه به روش استادان شیراز می نوشت ومدتی وزارت شاهزاده شهیده پریخان خانم(دختر شاه طهماسب) نمود

 در آن خدمت مدد ا به مسلمانان می رسید و خدمت سادات و اهل علم می کرد بعد از واقعه شاهزاده مدت بیست سال در دارالسلطنه قزوین منزوی بود وعزلت اختیار رده به صعوبت اوقات می گذرانید در سال ۹۷۴ – ۱۰۰۴ هجری – در قزوین رحلت نمود در آنجا مدفون گشت.

 

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسی

زندگی نامه اهلی ترشیزی

اهلی از شاعران دربار سلطان حسین بایقرا و از جمله گویندگانی است که هموتره مورد توجه امیر علیشیر نوائی بوده است . این شاعر که به عنوان توانی و خراسانی نیز معروف است خانواده اش از مردم تبریز بوده اند ولی چون ولادت او در قصبه ترشیز خراسان اتفاق افتاده به ترشیزی معروف ایت

اهلی طبعی لطیف و ذوقی سلیم داشت و به سبک هندی شعر میسرود. از اشعارش چنین بر می آید که بیشتر به ساختن غزل میپرداخت . وی شاعری رند و عاشق پیشه بود و به نوشته بعضی از تذکره نویسان به فریدون میرزا پسر سلطان حسین میرزا تعلق خاطر پیدا کرد و سرانجام کارش به جنون کشیده داد عاشقی داد

اهلی در سال ۹۰۷ – ۹۴۳ هجری – در تبریز وفات یافت

چنان ز باده شوق تو سر گران شده ام          که فارغ از خود و وارسته از جهان شده ام

رسید جان بلب از محنت فراق مرا               اجل کجاست که مشتاق او بجان شده ام

گرفته دامن من گرد غم ز هر طرفی             اسیر محنت این تیره خاکدان شده ام

تو آفتابی و من در هوای آن گردی               که ذره ذره ز مهرت بر آسمان شده ام

مرا ز عشق تو بر دل هزار یار غم است        عجب نباشد اگر بر دلت گران شده ام

بزلف او نتوان گفت حال دل اهلی                  اگر چو شانه ز سر تا قدم زبان شده ام

 

 

.