شعراقرن دهم هجری - 873 الی 970 شمسیقرن یازدهم هجری - 970 الی 1067 شمسینویسندگان

زندگی نامه قاضی میر احمد

نام جد امی قاضی میر احمد آقا کمال الدین حسین مسیبی می باشد وچون از اولاد مسیب بن علب خزاعی بوده به این وسیله به مسیبی اشتهار یافته است.

پدر قاضی میر احمدشرف الدین حسین حسینی قمی معروف به میر منشی از فضلا ودانشمندان وشرا ومنشیان دربار ا طهماسب صفوی  و نزد آن پادشاه مقرب و معزز بوده است.

نخستین بار در زمان حکومت سام میرزا در هرات به سمت منشی اوتعیین گردید وپس از مدتی در زمان وکالت احمدبیک نورکمال انشاء ممالک به اوتفویض شد وسه سال عهده دار این شغل بود و سپس پانزده سال وزیر و منشی قاضی جهان وکیل گردید وآنگاه ممیز اعراب واخلاج شدوبعداز چندی در زمان حکومت اسماعیل میرزا و شاهقلی سلطان استاجلو در ولایت شور گل وچخور سعد وزیر کار خاصه شریفه شد.

در سال ۹۱۸ –  946 هجری – که شاه طهماسب حکومت خراسان را به شاهزاده کثیرالافضال سلطان ابراهیم میرزا جاهی فرزندبهرام میرزا تفویض فرموده خواست تا وزیری به معیت وی روانه خراسان کند که ب سلامت نفس وکم طمعی وپرهیزگاری وامانت و راستی موصوف باشد بعد از تامل وتفکر میر نشی را انتخاب ووزار شاهزاده مذکور را به وی ارزانی داشت چننانکه قاضی میر احمددر خلاصه التواریخ مرقوم داشته از روی عنایت بر زبان الهام بیان گذرانیدند که  نیک وبد مهمات وی را از تو می دانیم و نواب میرزا فرمودند که میر منشی را ریش سفید در خانه توساختیم باید که از سخن اوبه در نروی که رضای اوموجب رضای ماست ومقضی المرام شاهزاده عالی مقام روانه آستانه عرش منزلت شدند.

میر منشی در وزرات خراسان پیوسته به حل وعقد کارهای بزرگ مأمور بود چنانکه یکسال بعد ۹۳۷ – ۹۶۵  هجری – از طرف شاهزاده جهت آوردن گوهر سلطان خانم که بزرگترین دختران شاه بود از مشهد روانه درگاه شاه طهماسب شد در آن هنگام شاه در دارالسلطنه تبریز بود و میر منشی عازم آن شهر گردید در آن نواحی به شرف پای بوس سرافراز شد و حقیقت حال را به شاه ماسب معروض داشت شاه که ابراهیم میرزا را بسیار دوست داشت و بیش از سایر شاهزادگان به او توجه داشت علما و فضلای آن عصر را حاضر ساخته شاهزاده خانم را جهت ابرایم میرزا خطبه نمودسپس به دارالسلطنه قزوین آمده میر منشی را مرخص کرد که شاهزاده را بعد از آن روانه مشکوی شاهزاده شد.

وزارت خراسان و ابراهیم میرزا بر عهده منشی بود تا آنکه در ۹۴۰ – ۹۶۸ هجری  – به اوای معصو بیک صفوی از وزارت معزول گشت.

استاد وی در خط ثلث مولانا حیدر قمی ودر صرف و نحومولانا صدقی استر آبادی و هیأت و ریاضی را نزد غیاث الدین منصور دشتکی آمخته و در شعر و انشاء و هنرهای دیگر مرتب یی والا داشته و درسال۹۶۱ – ۹۹۰ هجری – در هفتاد و هفت سالگی در حضرت عبالعظیم ری وفات یافته و در آن آستانه به خاک سپرده شده است.

قاضی میر احمد از یازده سالگی تا سی ویک سالگی در سایه توجه ابراهیم میرزا  وتربیت پدر عالی قدرش دوران جوانی را طی کرده و در محضر فضلا و شعرا به کسب علم و دانش کوشیده است.

مراه پدر در یازده سالگی در خدمت سلطان ابراهیم میرزا به مشهد مشرف شده و بیست سال در آنجا به سر برده توفیق دیدار استادان مشهوری چون شاه محمود نیشابوری و میر سید احمدمشهدی و مالک دیلمی نصیب وی شده و ضمن شرح حال آنان بدین معنی اشارت فرموده و در خط نستعلیق خود را شاگرد میر سید احمد خوانده است.

در سال ۹۵۵ – ۹۸۴ هجری – به اشاره شاه اسماعیل ثانی بتألیف خلاصه التواریخ پرداخته و در سال ۹۵۸ – ۹۸۷ هجری – صحبت مولانا علی بیگ را در تبریز دریافته از این روی می توان سفر او را در این سنه در تبریز مسلم دانیت.

د امی والد ما جدا و قاضی شرف الدین عبدالمجید قمی بوده وحافظ قنبر شرفی خطاط را مملوک وی به شمار آورده.

قوام قاضی میر احمد همه اهل فضل و بزرگ و عالی قدر بوده اند خال وی آقا فتاح در زمان شاه اسماعیل چندی حکومت قم را عهده دار بود. و نیز یکی دیگر از منسوبان اوآقا کمال منشی قمی نیز ممدتی وزارت آن شهر را داشت است.

به طور قطع اسکندر بیک در ذکر وقایع زمان سلطنت شاه اسماعیل و شاه طهماسب از خلاصه التواریخ نیز استفاد کرده ولی هرگز به آن اشارتی ننموده قاضی میر احمد راجه به عزل خود در گلستان هنر چنین نوشته است.

(( میر صدر الدین محمد ولد میرزا شرف جهان قزوینی شاگرد مولانا مالک بوده صاف و پاکیزه می نوشت در رنگ آمیزی و والی قدرت تمام داشتند و در علم وسیقی و ادوار وقوف بسیار داشتند…. تذکره الشعرائی به طرز و اسلوب خواجه دولت ا که بعد از هر شاعری یکی از سلاطین زمان ذکر می کند. قریب چهل سال در میان داشتند و دست و پای بیشتری زدند وکاری نساختند و قریب ده سال هر ساله مبلغی کلی از نواب کامیاب مالک رقاب اشرف همایون ابوالمظفر شاه عباس بهادر خان خلد الله ملکه ابدا می گرفتند که تذکره را تمام کنند بالاخره عجز آمده موقوف به تذکره را قم نمودند که این راگرفته در آن لباس بپوشانند مکررا نواب اعلی را به این داشت که تذکره را از بند طلبیدند چون اتمام نیافته بود بنده معذرت عرض کردم تا آنکه دیگر بهانه نیافت ونواب کامیاب تذکره او را می طلبیدند در برابر تهمت بر فقیر نموده عرض کرد که چهل وپنجاه سال قبل از این که والد راقم و زیر مشهد مقدس معلی بوده کتابی از متاب خانه آن حضرت گرفته و نزد او مانده الحال آن کتاب نزد قاضی احمد است آن را بستانید و به من دهید تا من تذکره را تمام کنم، هیچ قزوینی هرگز این حرف را نگفته القه به مودای القاص لا یحب القا خاطر اشرف را از این غلام منحرف ساخته معزول شده به قم آمدم و در ماه صفر که نواب مستطا معلی القاب سیادت وصدارت پناه خداوندی امیر ابوالولی اینجو به قم تشریف آوردند و در درون روضه مقدسه منوره معومه سلام الله علیها فقیر مصحف بر داشته قسم خوردم که حکایت کتاب کتابخان حضرت را که میرصدرالدین به عرض اشرف رسانیده که نزد بنده است کذب محض است وبنده از آن خبری ندارم و غیر واقع و تمام افترا است  در ضمن آن مباهله کرده مشارالیه را به حضرت امام رضا و خواهر گرامی اشان حواله کردم و چون میر صدر الدین محمد از دارالسلطنه اصفهان متوجه کاشان شده از کاشان به جانب خراسان عزیمت فرمودند مشارالیه در حالی بسطام به انتام منتم حقیقی ناگاه از کارخانه دیوان قضا در شهر ربیع الاول تنگوزئیل سبع و الف که یک ماه از مباهل می گذشت مستوجب سیاست و حدود الهی شده بآن خود رسید.

 

بیت

پنداشت ستمگر که ستم بر ما کرد

بر گردن او بماندو از ما بگذشت

ماجرای او و فقیر مجلدات می طلبد و رقع ایی که او ب فقیر نوشته شرح ها خواهد و به تقریبات در تذکر الشعرا ایراد یافته و مسوده تذکره که می نوشت و اتمام نیافته بود به دست اشرف در آمد از آنچه او جمع کرده بود هفت بیت انتخاب فرمودند.

تالیفات قاضی میر احمد

-۱     خلاص التواریخ تاریخ عمومی مشتمل به پنج مجلد است جلد پنجمآندر احوال و حوادث دوران سلاطین صفویه می باشدکه خود در گلسان هنر بدان اشارت کرده است و جلد شمرا در احال سلاطین صفوی می خواند این تارخ را بر حسب امر شاه اسماعیل ثانی نوشته و از چهار یا پنج جلد اول اثری نیست و از مجلد آخر که تا سال ۹۹۹ یا ۱۰۰۰ می باشدنسخ متعدد دیده شده است.

    2- گلستان هنر کتاب موجود که ظاهرا دو تحریر دارد یعنی قاضی میر احمدنسخه اول را قبل از سال هزار نگاشته و بعد از چند سال در آن تجدید نظر کرده است.

  1. مجمع الشعراء و مناقب الفضلا که تذکره جامع و مفصلی است و از آن نسخه ای در مسکر می باشد.
  2. جمع الخیار تذکره الشعرا دیگر شامل شش مجلدکوچک در احوال شعرا و نویسندگان آذربایجان و عراق و خوزستان و استوری در فهرست خود از آن یاد کرده است.

قاضی میر احمد در خلاصه التواریخ وگلستان هنر از خود اشعاری ذکر کرد که دور نیست دیوان اشعاری نیز داشته باشد.

 

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *