بشد زنگه با نامور صد سوار
گروگان ببرد از در شهریار
چو در شهر سالار ترکان رسید
خروش آمد و دیدهبانش بدید
پذیره شدش نامدارى بزرگ
کجا نام او بود جنگى طورگ
چو زنگه بیامد بنزدیک شاه
سپهدار بر خاست از پیشگاه
گرفتش ببر تنگ و بنواختش
گرامى بر خویش بنشاختش