چو آمد بنزدیکى بارگاه
بگفتند با شاه زان بارخواه
جوان را بمهر اردوان پیش خواند
ز بابک سخنها فراوان براند
بنزدیکى تخت بنشاختش
ببر زن یکى جایگه ساختش
فرستاد هر گونهیى خوردنى
ز پوشیدنى هم ز گستردنى
ابا نامداران بیامد جوان
بجایى که فرموده بود اردوان
چو کرسى نهاد از بر چرخ شید
جهان گشت چون روى رومى سپید
پرستندهیى پیش خواند اردشیر
همان هدیههایى که بد ناگزیر
فرستاد نزدیک شاه اردوان
فرستاده بابک پهلوان