انوشیروان

انوشیروان

برگشتن نوشین‏روان، گرد پادشاهى خویش

خردمند کسرى چنان کرد راى کزان مرز لختى بجنبد ز…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

رزم خاقان چین با هیتالیان

چنین گفت پر مایه دهقان پیر سخن هرچ زو بشنوى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

بار دیگر رزم کردن گو و طلحند و مردن طلحند بر پشت پیل

ز درگاه طلخند بر شد خروش ز لشکر همه کشور…

بیشتر بخوانید »
بوزرجمهر

بزم پنجم شاه نوشین روان با بزرگمهر و موبدان

برین نیز بگذشت یک هفته روز بهشتم چو بفروخت گیتى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

سزا دادن کسرى الانان و بلوچیان و گیلانیان را

ز دریا براه الانان کشید یکى مرز ویران و بیکار…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

آگاه شدن نوشین روان از کار هیتالیان و سپاه کشیدن به جنگ ایشان

پس آگاهى آمد بشاه بزرگ ز خاقان که شد نامدار…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

آگاه یافتن مادر طلحند از مرگ پسر و سوگ کردن از بهر او

چو شاهان گزیدند جاى نبرد بشد مادر از خواب و…

بیشتر بخوانید »
بوزرجمهر

بزم ششم شاه نوشین روان با بزرگمهر و موبدان

برین نیز بگذشت یک هفته ماه نشست از بر تخت…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

فریاد خواستن منذر تازى از بیداد کردن قیصر روم

ز گیلان براه مداین کشید شمار و کران سپه را…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

سپاه کشیدن نوشین روان براى جنگ خاقان چین

یکى لشکرى از مداین براند که روى زمین جز بدریا…

بیشتر بخوانید »