بوزرجمهر

بزم نوشین روان با موبدان و پند گفتن بزرگمهر

چنان بد که بنشست روزى بخوان

بفرمود کاین موبدان را بخوان‏

که باشند دانا و دانش پذیر

سراینده و باهش و یادگیر

برفتند بیدار دل موبدان

ز هر دانشى راز جسته ردان‏

چو نان خورده شد جام مى خواستند

بمى جان روشن بیاراستند

بدانندگان شاه بیدار گفت

که دانش گشاده کنید از نهفت‏

هران کس که دارد بدل دانشى

بگوید مرا زو بود رامشى‏

از یشان هران کس که دانا بدند

بگفتن دلیر و توانا بدند

چنان بد که بنشست روزى بخوان

بفرمود کاین موبدان را بخوان‏

که باشند دانا و دانش پذیر

سراینده و باهش و یادگیر

برفتند بیدار دل موبدان

ز هر دانشى راز جسته ردان‏

چو نان خورده شد جام مى خواستند

بمى جان روشن بیاراستند

بدانندگان شاه بیدار گفت

که دانش گشاده کنید از نهفت‏

هران کس که دارد بدل دانشى

بگوید مرا زو بود رامشى‏

از یشان هران کس که دانا بدند

بگفتن دلیر و توانا بدند

زبان بر گشادند بر شهریار

کجا بود داننده را خواستار

چو بوزرجمهر آن سخنها شنید

بدانش نگه کردن شاه دید

یکى آفرین کرد و بر پاى خاست

چنین گفت کاى داور داد و راست‏

زمین بنده تاج و تخت تو باد

فلک روشن از روى و بخت تو باد

گر ایدونک فرمان دهى بنده را

که بگشاید از بند گوینده را

بگویم و گر چند بى‏مایه‏ام

بدانش در از کمترین پایه‏ام‏

نکوهش نباشد که دانا زبان

گشاده کند نزد نوشین روان‏

نگه کرد کسرى بداننده گفت

که دانش چرا باید اندر نهفت‏

جوان بر زبان پادشاهى نمود

ز گفتار او روشنایى فزود

بدو گفت روشن روان آن کسى

که کوتاه گوید بمعنى بسى‏

کسى را که مغزش بود پر شتاب

فراوان سخن باشد و دیر یاب‏

چو گفتار بیهوده بسیار گشت

سخن‏گوى در مردمى خوار گشت‏

هنر جوى و تیمار بیشى مخور

که گیتى سپنجست و ما بر گذر

همه روشنیهاى تو راستیست

ز تارى و کژّى بباید گریست‏

دل هر کسى بنده آرزوست

وزو هر یکى را دگرگونه خوست‏

سر راستى دانش ایزدست

چو دانستیش زو نترسى بدست‏

خردمند و دانا و روشن روان

تنش زین جهانست و جان زان جهان‏

هران کس که در کار پیشى کند

همه راى و آهنگ بیشى کند

بنایافت رنجه مکن خویشتن

که تیمار جان باشد و رنج تن‏

ز نیرو بود مرد را راستى

ز سستى دروغ آید و کاستى‏

ز دانش چو جان ترا مایه نیست

به از خامشى هیچ پیرایه نیست‏

چو بر دانش خویش مهر آورى

خرد را ز تو بگسلد داورى‏

توانگر بود هر کرا آز نیست

خنک بنده کش آز انباز نیست‏

مدارا خرد را برادر بود

خرد بر سر جان چو افسر بود

چو دانا ترا دشمن جان بود

به از دوست مردى که نادان بود

توانگر شد آن کس که خشنود گشت

بد و آز و تیمار او سود گشت‏

بآموختن گر فروتر شوى

سخن را ز دانندگان بشنوى‏

بگفتار گر خیره شد راى مرد

نگردد کسى خیره همتاى مرد

هران کس که دانش فرامش کند

زبان را بگفتار خامش کند

چو دارى بدست اندرون خواسته

زر و سیم و اسبان آراسته‏

هزینه چنان کن که بایدت کرد

نشاید گشاد و نباید فشرد

خردمند کز دشمنان دور گشت

تن دشمن او را چو مزدور گشت‏

چو داد تن خویشتن داد مرد

چنان دان که پیروز شد در نبرد

مگو آن سخن کاندر و سود نیست

کزان آتشت بهره جز دود نیست‏

میندیش از ان کان نشاید بدن

نداند کس آهن بآب آژدن‏

فروتن بود شه که دانا بود

بدانش بزرگ و توانا بود

هران کس که او کرده کردگار

بداند گذشت از بد روزگار

پرستیدن داور افزون کند

ز دل کاوش دیو بیرون کند

بپرهیزد از هرچ ناکرد نیست

نیازارد آن را که نازرد نیست‏

بیزدان گراییم فرجام کار

که روزى ده اویست و پروردگار

از ان خوب گفتار بوزرجمهر

حکیمان همه تازه کردند چهر

یکى انجمن ماند اندر شگفت

که مرد جوان آن بزرگى گرفت‏

جهاندار کسرى درو خیره ماند

سرافراز روزى دهان را بخواند

بفرمود تا نام او سر کنند

بدانگه که آغاز دفتر کنند

میان مهان بخت بوزرجمهر

چو خورشید تابنده شد بر سپهر

ز پیش شهنشاه برخاستند

برو آفرینى نو آراستند

بپرسش گرفتند زو آنچ گفت

که مغز و دلش با خرد بود جفت‏

زبان تیز بگشاد مرد جوان

که پاکیزه دل بود و روشن روان‏

چنین گفت کز خسرو دادگر

نپیچید باید باندیشه سر

کجا چون شبانست ما گوسفند

و گر ما زمین او سپهر بلند

نشاید گذشتن ز پیمان اوى

نه پیچیدن از راى و فرمان اوى‏

بشادیش باید که باشیم شاد

چو داد زمانه بخواهیم داد

هنرهاش گسترده اندر جهان

همه راز او داشتن در نهان‏

مشو با گرامیش کردن دلیر

کز آتش بترسد دل نرّه شیر

اگر کوه فرمانش دارد سبک

دلش خیره خوانیم و مغزش تنک‏

همه بد ز شاهست و نیکى ز شاه

کزو بند و چاهست و هم تاج و گاه‏

سر تاجور فرّ یزدان بود

خردمند ازو شاد و خندان بود

از آهرمنست آن کزو شاد نیست

دل و مغزش از دانش آباد نیست‏

شنیدند گفتار مرد جوان

فرو بست فرتوت را زو زبان‏

پراگنده گشتند زان انجمن

پر از آفرین روز و شبشان دهن‏

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن