زیبا

زیبا

قدر مادر را بدانیم

مردی مقابل گل فروشی ایستاد.او می خواست دسته گلی برای…

بیشتر بخوانید »
زیبا

دیدار کودک و خدا

یک بچه ی کوچیک می خواست خدا رو ببینه .…

بیشتر بخوانید »
زیبا

لبخند زیبا

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

مادر مهربون

ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن , پسری را…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

مثل مداد شو

پدربزرگ، درباره چه می‌نویسید؟ -درباره تو پسرم، اما مهمتر از…

بیشتر بخوانید »
زیبا

بخــــشــــش

دو دوست در بیابان همسفر بودند .    در طول راه…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

هر کس کار برای خدا کند ابلیس به او غلبه نباشد

فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

داستان فرشته بیکار

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست…

بیشتر بخوانید »
زیبا

داستان شکلات تلخ

شمانش پر بود از نگرانی و ترس لبانش می لرزید…

بیشتر بخوانید »
زیبا

داستان زیبای دو برادر مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند…

بیشتر بخوانید »