داستان کوتاه

پند آموز

دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کس را داخل جهنم راه نمی‌دهم

در قرون وسطی کشیشان بهشت را به مردم می‌فروختند و…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

کاسه چوبی

پیرمردی ضعیف و رنجور تصمیم گرفت با پسر و عروس…

بیشتر بخوانید »
طنز

آسانسور

روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده اش وارد…

بیشتر بخوانید »
عشق

دوستت دارم

I Said I Love U…When U Were 15 Yrs Old…

بیشتر بخوانید »
زیبا

پسرک و خدا

پسرکی بود که میخواست خدا را ملاقات کند، او میدانست…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

گنجشک و خدا

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.  فرشتگان سراغش…

بیشتر بخوانید »
زیبا

من آدم تاثیرگذارى هستم

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى…

بیشتر بخوانید »
زیبا

پرتقال

جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال…

بیشتر بخوانید »
زیبا

قاچاقچی خلاق

مردی با دوچرخه به خط مرزی می رسد. او دو…

بیشتر بخوانید »