اسکندر

اسکندر

گفتگوى اسکندر با مرغان

سکندر سوى روشنایى رسید یکى بر شده کوه رخشنده دید…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

به زنى گرفتن اسکندر روشنک را

ز عمّوریه مادرش را بخواند چو آمد سخنهاى دارا براند…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

سپاه کشیدن اسکندر سوى مصر

چو برگشت و آمد بدرگاه قصر ببخشید دینار چندى بنصر…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

دیدن اسکندر اسرافیل را

سکندر چو بشنید شد سوى کوه بدیدار بر تیغ شد…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

خواب دیدن کید- پادشاه قنوج

چنین گفت گوینده پهلوى شگفت آیدت کاین سخن بشنوى‏ یکى…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

نامه اسکندر نزد قیدافه

سکندر چو بشنید از یادگیر بفرمود تا پیش او شد…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

بستن اسکندر بند یأجوج و مأجوج

سوى باختر شد چو خاور بدید ز گیتى همى راى…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

پاسخ دادن مهران کید را

چو بشنید مهران ز کید این سخن بدو گفت ازین…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

گرفتار شدن پسر قیدافه به دست رومیان

چو اسکندر آن نامه او بخواند بزد ناى رویین و…

بیشتر بخوانید »
اسکندر

دیدن اسکندر مرده را در ایوان یاکند زرد

همى رفت یک ماه پویان براه برنج اندر از راه…

بیشتر بخوانید »