ساسانیان

اردشیر بابکان

گرد کردن سپاه، اردشیر

وزین سو بدریا رسید اردشیر بیزدان چنین گفت کاى دستگیر…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

اختر پرسیدن اردشیر از کید هندى

چو شاپور شد همچو سرو بلند ز چشم بدش بود…

بیشتر بخوانید »
بهرام

تخت سپردن بهرام اورمزد، پسر خود را بهرام بهرام و مردن

برو نیز بگذشت سال دراز سر تاجور اندر آمد بگاز…

بیشتر بخوانید »
شاپور ذو الاكتاف

سپاه کشیدن شاپور به روم و رزم او با برادر قیصر

عرض گاه و دیوان بیاراستند کلید در گنجها خواستند سپاه…

بیشتر بخوانید »
بهرام گور

بند کردن یزدگرد بهرام را و باز آمدن او به نزد منذر

چنان بد که یک روز در بزمگاه همى بود بر…

بیشتر بخوانید »
بهرام گور

ویران کردن موبد بهرام گور ده را و باز آباد کردنش

بیامد سوم روز شبگیر شاه سوى دشت نخچیر گه با…

بیشتر بخوانید »
بهرام گور

اندرزنامه نوشتن بهرام گور به کار کارداران خود

سیوم روز بزم ردان ساختند نویسنده را پیش بنشاختند بمى…

بیشتر بخوانید »
بهرام گور

پذیره شدن ایرانیان، شاه بهرام گور را

چو آگاهى آمد بایران که شاه بیامد ز قنّوج خود…

بیشتر بخوانید »
قباد

بر تخت نشستن قباد و اندرز کردن با بزرگان

چو بر تخت بنشست فرخ قباد کلاه بزرگى بسر بر…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

نامه فرستادن نوشین روان نزدیک قیصر روم و پاسخ او

نویسنده‏یى خواست از بارگاه بقیصر یکى نامه فرمود شاه‏ ز…

بیشتر بخوانید »