انوشیروان

انوشیروان

آباد کردن نوشین روان، شهر را به مانند انطاکیه و نشاندن درین بندیان رومى را

زمین دید رخشانتر از چرخ ماه بگردید بر گرد آن…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

فرستادن خاقان چین، دختر را همراه مهران ستاد نزد نوشین روان

برو شهریاران کنند آفرین همان پر هنر سرفرازان چین‏ چو…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

آمدن فرستادگان قیصر نزد نوشین روان با پوزش و بشار

شب آمد غمى شد ز گفتار شاه خروش جرس خاست…

بیشتر بخوانید »
شطرنج

ناشناختن دانندگان هند، چاره نرد بازى

بیامد یکى نامور کدخداى فرستاده را داد شایسته جاى‏ یکى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

آشتى جستن قیصر روم از نوشین روان

پس آگاهى آمد ز فرفوریوس بگفت آنچ آمد بقالینیوس‏ بقیصر…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

بازگشتن خاقان و سپاه کشیدن نوشین روان سوى تیسفون

چو آگاهى آمد بخاقان چین ز ایران و ز شاه…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

گفتار نوشین روان اندر جانشین کردن پسر خود – هرمزد – را

جهانجوى دهقان آموزگار چه گفت اندرین گردش روزگار که روزى…

بیشتر بخوانید »
شطرنج

داستان طلخند و گو و پیدا شدن شطرنج

چنین گفت شاهوى بیدار دل که اى پیر داناى و…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

زاده شدن نوش‏زاد و زنى ترسا

اگر شاه دیدى و گر زیر دست و گر پاک…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

باز آمدن نوشین روان به ایران زمین به پیروزى

بتخت آمد از جایگاه نماز ز گرگان برفتن گرفتند ساز…

بیشتر بخوانید »