بهرام چوبینه

بهرام چوبینه

پاسخ دادن بهرام چوبینه، ساوه شاه را

فرستاده گفت و سپهبد شنید بپاسخ سخن تیره آمد پدید…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

پند دادن گردیه، برادر خود- بهرام- را

چو خواهرش بشنید کامد ز راه برادرش پر درد زان…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

خواب دیدن بهرام چوبینه و سپاه آراستن

چو بهرام در خیمه تنها بماند فرستاد و ایرانیان را…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

بردن بهرام سیاوش بندوى را پیش بهرام چوبینه

چو روى زمین گشت خورشید فام سخن گوى بندوى بر…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

رزم کردن بهرام چوبینه با ساوه شاه

چنین گفت پس با سپه ساوه شاه که از جادوى…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

سگالش ایرانیان و بهرام از بهر پادشاهى و بر تخت نشاندن، او را

چو خورشید خنجر کشید از نیام پدید آمد آن مُطرف…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

کشتن بهرام چوبینه، جادوى را

چو بگذشت زان روز بد به زمان ندیدند زنده یکى…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

بر تخت نشستن بهرام چوبینه

چو پیدا شد آن چادر قیرگون درفشان شد اختر بچرخ…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

فرستادن بهرام چوبینه، پیروز نامه را با سر ساوه شاه نزد هرمزد

شب تیره چون زلف را تاب داد همان تاب او…

بیشتر بخوانید »
بهرام چوبینه

گریختن بندوى از بند بهرام

همى بود بندوى بسته چو یوز بزندان بهرام هفتاد روز…

بیشتر بخوانید »