دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

آرشامه

وی در نزدیکی ۶۰۰ یا اندکی دیرتر به پادشاهی رسید و روزگار دراز بزیست . زیرا داریوش بزرگ که در ۵۲۲ به تخت ایرانشهر نشست چنین گوید :

بخواست اهورمزدا پدرم ویشتاسپه و نیایم ارشامه هر دو زنده بودند آنگاه که اهورمزدا مرا در این  جان  پادشاه کرد

معنی نام وی یل زورمند  است

زبان ایلامی : ایر – شه – اُوم – مَ  « Ir – sha – um – ma »

زبان یونانی : ارسامیس

.

دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

کمبوجیه اول

کمبوجیه پادشاه انشان را باید از نامبرداران تاریخ ایران بشمار آورد زیرا از پشت وی بود که کورش  بزرگ پای به جهان هستی نهاد

زبان ایلامی : کَن – بُو – صی – ایش «Kan – bu – si – ish  »

زبان بابلی : : کم – بو – زی – ایه « Kam – bu – zi – ia »

زبان یونانی : کمبوسیس

در چند نوشته پارسی و تازی این نام را به صورت قمبوزس اورده اند . معنیو ریشه این نام هنوز روشن نشده است ، شاید ایرانی هم نباشد . حتی گزنفن هم میدانست که کمبوجیه یککم پدر کورش بزرگ ، پادشاه پارس به شمار می رفته است . لیکن در ان هنگام زور هوخشتر بر همه می چربید ، پارسیان هم مانند دیگران سر به فرمان او نهادند

.

دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

آریارَمَنَه

آریارَمَنَه که تا پیرامون ۶۰۰ پادشاه پارس بود چندان نام و نشانی نمانده است و معنی نام او آرامش دنده آریائیان است

زبان ایلامی :  حَرَ – ری – اَیَ – رَ – اوم – نَ  « Har – ri – ia – ra – um – na »

زبان بابلی : اَر – اَی – رَ – اِم – نَ « Ar – ia – ra – am – na »

زبان یونانی : اریه رَمنیس

 

.

دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

کورش یکم

کورش پسر چی شپش که پادشاه انشان گشته بود . رزم آوران بی باک و تاجگر آشور بانی پال  جنگاور سنگدل و خونخوار آشوری را در مرز انشان دید برای نگه داشتن بوم و بر خود از دستبرد آنان مانند پادشاهان همسایه اش پیکی با پیشکش های سنگین نزد آشور بانیپال فرستاد و با وی از در دوستی در امدلیکن خطر آشوریان زیاد تر شدو انان در سال ۶۳۶ ایلام را با خاک یکسان کردند و کورش به ناگزیر پسر بزرگ خود اروکو را به نینوا ، پایتخت آشور به گروگان فرستاد

پادشاه پیروزمند آشوری خود پسندانه چنین گوید :

… ترس بر مردمان چیره شد ، هراس  نیروی شاهانه ام در دل هایشان نشست و از همه سوی پیک ها نزدم گسیل کردند و پیشکش های گرانبها آوردند تا با آنان دوستی و سازش کنم.

از حال شاهانه ام جویا گشتند بر پای هایم بوسه زدند و فرمانبرداری ها نمودند . کورش پادشاه سرزمین پارسوا پیروزی شکوهمندانه ام بر ایلام را شنود و دانست که چه سان با کمک سرورانم آشور و بل  و نبو ، خدایان بزرگ ، چون سیل ایلام را زیرو رو کردم . او پسر مهتر خویش اروکورا با باج به نینوا پایتخت من فرستاد و فرمانبرداری نمود

از اروکو چیز دیگری نمیدانیم ف گامن میرود که وی در سرزمین بیگانه در گذشته باشد

کورش یکم پس از این پیشامد روزگاری به آرامی بزیست و در نزدیکی ۶۰۰ جهان را بدرود گفت و تاج و تخت وی برای پسرش کمبوجیه یکم بر جای ماند

.

دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

چیش پش

در پیرامون ۶۷۵ چیش پش پسر هخامنش به جانشینی پدر رسید و خود را شاه بزرگ ، شاه انشان خواند معنی و ریشه نام او روشن نیست و شاید پارسی نباشد

زبان ایلامی  : صی – ایش – پی – ایش « Si –  ish – pi – ish »

زبان بابلی : شی – ایش – پی – ایش « shi – ish – pi – ish »

زبان یونانی : تئیس پس

دربازه وی اطلاعات زیادی وجود ندارد جز انکه وی ظاهرا ناچار به اطاعت از خشثریته شاهنشاه ماد شده و بدو باج میپرداخته است

در زمان او سپاه پارس جزو لشکران پادشاه ماد بوده . ماد ها میخواستند که آشوریان را درهم شکنند ولی چون سپاهشان ساز و برگ و کار آزمکودگی دشمن را نداشت شکست خوردند و خشثریته نیز در این را جان خود را باخت . و سرزمین او مورد تاخت و تاز سکاها نیز روبرو شد و تا ۲۸ سال پیشرفت ماد عقب افتاد

همین ناتوانی مادها به چی شپش زمان داد تا آرام آرام بنیاد فرمانروائی پارسیان را چه در پارس و چه در انشان استوارتر سازد و با سیاستی خردمندانه راه جنبش برومند ایرانیان را از دشواریها به پیراید .

گمان می کنند وی هنگام مرگ در سال ۶۴۰ پادشاهی خود را میان دو پسر خود کورش و آریارمنه بخش کرده است ، یعنی انشان را به کورش داده است و پارس را به آریارمنه سپرده

.

دسته‌ها
شجره نامه هخامنشیان

هخامنش

کورش بزرگ از میان مردم پارس برخاست و از سوی مادر از تخمه شاهنشاهان ماد بود

پارسیان که از خویشاوندان نژادی ماد ا بشمار می رفتند و خود را آریائی می خواندند در آغاز هزاره یکم پیش از میلاد به ایران آمدند و در پایان سده هشتم ق.م در پارس امروزی ساکن شدند و کم کم تشکیل دولتی محلی را آغاز نمودند.

نخستین فرمانروای آنها که در تاریخ نامبرده شده است هخامنش میباشد  که از هخا – به معنی دوست – و منش – که هنوزم در فارسی کاربرد دارد –  درست شده است و بر روی هم « دوست منش » معنی میدهد

زبان ایلامی : حَ-اَک – کَ – مَن – نو – ایش  « Ha – ak -qa  – man – nu – ish »

زبان بابلی : اَ – حَ – مَ – نی -ایش «A – ha – ma – ni – ish  »

زبان یونانی : اَکَئی مَنِس

در باره این بزرگ مرد چیز زیادی مشخص نیست جز اینکه وی از قبیله نامبرده و آزاده پاسارگادی بوده است

در آغاز سده هشتم مادها به تازه پی ریزی شاهنشاهی خود را آغاز کرده بودند و پادشاه ایلام باسنا خریب آشوری در جنگ بود . در میان دشمنان پادشاه آشور از پارسیان نیز نامی برده شده است از این رو گمان می کنند که هخامنش با ایلامیان همکاری میکرده است و با آشوریان می جنگیده

روزگار فرمانروایی هخامنش را از ۷۰۰ تا ۶۷۵ دانسته اند

پارسیان نام هخامنش را همواره با بزرگداشت و کرنش فراوان یاد می کردند و خاندان شاهنشاهی پارسی بخود می بالیدند که از تخمه اویند

چنانکه کورش بزرگ چنین فرمورد

من کورشم ، شاه جهان ، شاه بزرگ … پسر کمبوجیه شاه بزرگ ، شاه انشان ، پسر کورش ، شاه بزرگ شاه انشان ، از تخمه چی شپش ، شاه بزرگ ، شاه انشان ، از خاندانی که همواره فرمانروائی داشته ..

کورش ، شاه بزرگ ، پسر کمبوجیه ، شاه هخامنشی

 

و داریوش شاه نیز فرمود

پدر من ویشتاسپه – گشتاسپ – ] است و  [ پدر ویشتاسپ ارشامه ، پدر ارشامه آریارمنه و پدر آریارمنه چی شپش ، پدر چی شپش ، هخامنش … از ایرا ما را هخامنشی می نامند، ما از دیرباز نیو بوده ایم ، از دیر باز تخمه ما شاهی بوده … ، هشت تن از خاندان من پیش از این شاه بوده اند، من نُهُمی هستم ، نَه تن در دو تیره شاه

هرودتوس نیز در باره نیاکان خشیارشا می نویسد که وی پس از نشستن بر تخت شاهنشاهی ، مهان ایرانشهر را گفت

از پُشت داریوش پسر ویشتاسپه پسر ارشامع ، فرزند آریارمنه ، پور چی شپش ، پسر کورش فرزند کمبوجیه ، پسر چی شپش ف پسر هخامنش نباشم هرگاه از آتنیان کین خود نستانم

.