از آن پس بر آمد ز ایران خروش
پدید آمد از هر سوى جنگ و جوش
سیه گشت رخشنده روز سپید
گسستند پیوند از جمّشید
برو تیره شد فرّه ایزدى
بکژى گرائید و نابخردى
پدید آمد از هر سوى خسروى
یکى نامجوئى ز هر پهلوى
سپه کرده و جنگ را ساخته
دل از مهر جمشید پرداخته
یکایک ز ایران بر آمد سپاه
سوى تازیان بر گرفتند راه
شنودند کان جا یکى مهترست
پر از هول شاه اژدها پیکرست