دسته‌ها
خطاط شعرا

زندگی نامه مولانا درویش عبدالله

مولانا از خراسان بوده اصلش بلخی است وهمیشه درویش عبدالله بلخی مینوشته. به غایت خوشنویس بوده اگرچه بعضی او را بهتر از خواجه عبدالحی میدانند اما هرکدام روشی دارند و هر دو بی قرینه بود اند ومعاصر یکدیگرومولانا درویش انشاء اولاد میرزا سلطان ابو سعید ومیرزا سلطان حسین بایقرا و اولاد او وشاهی بیگخان اوزبک نموده به خدمت خواجه عبدالحی به طریق شاگردان به سر می برده مولانا در زمان سعیددارین میرزا سلطان حسین سر آمد زمان و مسلم ایران و توران گشته و شاگردان اوخواجه جان جبرئیل و میر منصور منشی نیز خوب نوشته اند.

حکایت: مشهور است که نوبتی شاهی بیگ خاناوزبیگکتابتی به مولانا درویش فرمود که بیکی از سلاطین ترکستان بنویس وقدغن تمام در اتمام آن نمود. اتفاقا مولانا را فرصت نوشتن آن نشدوخانکتابت را طلبید مولانا مضطرب شده نتوانست اظهار معذرت نماید طومار کاغذ سفیدی بیرون آورده شروع در خواند مضمون کتاب نمود چنانچه اهل مجلس و حضار تعریفات بسیار کرده تحسین نمودند بعضی از مقربان که نزدیک بودند تعجب نمودند.

چه نامه صفحه یی از نور دیدند                           

ز سودای سوادش دور دیدند

چو روز وصل از ظلمت مبرا                              

چو آئینه فا بخش و مجلا

بجای ظلمتش انوار باهر                                    

در و صد معنی مستور ظاهر

زنور اطن و سودای عنوان                               

بظلمت جا گرفته آب حیوان

بالاخره حقیقت قدرت و حالت مولانا را عرض نمودند ک طومار سفید نانوشته را چنین گذرانیده، خان را خوش آمد و صله و جایزه به وی شفقت کرد، مولانا در همان مجلس قلم بر دات و کتابت را همان طریق نوشته و تسلیم نمود.

 

.

دسته‌ها
خطاط قرن یازدهم هجری - 970 الی 1067 شمسی

زندگی نامه مولانا محمد امین منشی

مولانا محمدامین منشی نبیره مولانا ادهم منشی است اما در دارالسلطنه قزوین نشو ونما یافته. تعلیق را خوش می نوشت و سریع الکتاب بود منشی بی قرینه وصاحب سلیقه بود مدتا در دارالانشاء اوقات صرف نموده مدار نوشتن کتابات روم ترکی و فارسی برو بود دوسال انشاء و الاجاه شاه عباس نمود در سال ۹۷۰  – 1001 هجری – در قزوین رحلت نمود.

.

دسته‌ها
خطاط

زندگی نامه میرزا حسین منشی

میرزا حسین منشی ولد خواجه عنایت الله اصفهانی است پدر و عمش در سلسله حسن بیگ و حسین بیگ یوز باشی استاجلو وزیر و مستوفی بودند وی دتی تحریر دارالانشاء کرد و آخر طمع انشاء برأسه داشت روزگار با همراهی ننمود بالاخره به جانب هند رفت.

.

دسته‌ها
خطاط

زندگی نامه میرزا کافی

میرزا کافی نسبت وی به سلطان المحقین و استاد الفضلاء المتبحرین خواجه نصیر الدین محمد طوسی می رسد آباء و اجداد او همیشه در آذربایجان قاضی و از اهل شرع بودند وکمال استعداد و علم و رشاد داشت و در انشاء ومحاورات و عبارات بی نظیر بود تعلیق و شکسته را خوش می نوشت اگرچه منشی بود اما مصاحبت و اعتبارات تمام به شاه جنت مقامداشت در شهور سنه تسع و ستین و تسعمائه در قزوین رحلت نمود در مشهد مقدس مدفون گشت بعد از او باز انشاء را به محمد بیگ دادند وی دوسال دیگر انشاء نمود.

.

دسته‌ها
خطاط

زندگی نامه میرزا محمد

میزا محمدولد علی بیگ سرخ بود عمش زینل کر مدتی در دفترخانه همایون دفتر قرا الوس را داشت ایشان از اقوام میر زکریا کججی هستند میرزا محمد دختر زاده خواجه میرک منشی بود بدان نسبت و خویشی مدتی در دارالانشاء خدمت نمود و از آنجا به مجلس اشرف افتاده و مدتی خدمت انشاء کرد و در زمان شاه اساعیل مصاحب و منشی الممالک شد 

بعد از آن در زمان شاه سکندرشان – سلطان محمد-  بعضی اوقات در اوایل وزیر عراق و ممیز در جزین گردید ودیگرایام مستوفی الممالک آن پادشاه و مصاحب و انیس شاهزاده قمر لقا سلطان حمزه میرزا شد و بعد از قتل سلطان حمزه میرزا بوزارت اعظم شاه سکندر نشان سر افراز شدو در زمان دولت ابد پیوند شاه مالک رقاب قمر رکاب شاه عباس خلد الله ملکه ابد او دکالت مرشد قلیخن چاوشلوگرفتار شد و به مبلغی کلی جریمه رسید

بعد از فوت مرشد قلیخان شش ماه باز وزیر اعظمشد تا در شهریور ۷۵۴ – ۷۷۷ هجری –  در وقت مراجعت از خراسان به قتل رسید وی خوش می نوشت و سلیق شعر هم داشت.

.

دسته‌ها
خطاط شعرا

زندگی نامه قاضی عبدالله خویی

قاضی عبدالله جامع اکثر حیثیات و استعدات بود تعلیق را با مزه نوشتی و نسخش با کمال و لطافت و نزاکت بودی منشی بی بدل بود در فارسی و عربی و ترکی ماهر بود و قرینه خود نداشت و در اوایل در دارالصداره مثال نویس شد و بد از آن به مجلس اشرف افتاد و به تحریر انشاء و بعضی اوقات بر آن خدمت انشاء اشتغال داشت کتابت ترکی را او می نوشت رساله یی در واجبات ترکی به اسم سامی شاه عالی نوشته وی قاضی زاده بلده خوی است قضای آنجا متعلق به وی داشت پدرش قاضی سعدالله قاضی خوی و سلماس بوده و فضیلت داشت و شعر ترکی و فارسی را خوب می گفت از جمله این رباعی ترکی از اشعار او می باشد.

رباعی

قاضی نه یمان شکسته حال اولمش سن

بیر بدر فراقدان هلال اولش سن

سن بلبل ایدین گلدن ایری دو شدن

دیلین دو تلوب گور نجه لال اولش سن

.

دسته‌ها
خطاط

زندگی نامه میرزا محمد حسین

میرزا محمد حسین ولد مرحومی میرزا شکرالله اصفهانی مشهور است که در زمان خاقان جنت مکان(شاه طهماسب) مستوفی الممالک و در زمان شاه اسماعیل وزیر اعظم بود وی بسیار اهلیت واستعداد دارد، در خط تعلیق تالی مولانا درویش است و تتبع او میکند بسیار بامزه و خوش می نویسد در ولایت ایران کاری نساخت و طالعش مددی نکرد بالضروره به جانب هند رفت و آنجا به منصب انشاء پادشاه مأمور است.

.

دسته‌ها
خطاط

زندگی نامه قاضی الوبیگ اردوبادی

اسمش قاضی عماد الاسلام است او نیز شجره نسبت را به خواجه نصیرالدین محمد علیه الرحمه می رساند منشی بی بدل بود و قرینه خود نداشت و در خطوط سته و خط تعلیق سر آمد روزگار بود فقیر تا به این وادی افتاده ام و به خدمت این حضرت رسیده ام منشی به خو ادراکی و عبارت آرائی او ندیده ام وی طالب علمی و فقاهت نیز داشت و قضای اردوبارد  و آ ن سرحد و ولایت به او متعلق بود و فقیه اوقاف سر کار چهارده معصوم صلوات الله علیهم اجمعین را که نواب مغفرت پناه شاهزاده سلطانم(مادر شاه سلطان محمد بود) کرده او به خط و اقطاع نوشته در اواخر عمر قاضی یک دو سه سال در دارالسلطنه قزوین در خدمت اشرف می بود چون خوش قدو بلند قامت بوده شاه جنت مکان در بدیهه جهت او گفته بود

 

بیت
قاضی اردوباد سخت کیست
بر مثال یکی درخت کیست

.

دسته‌ها
خطاط شعرا

زندگی نامه حکیم رکنا

حکیم رکنا اسمش مسعود است از خانواده حکمت وافاضت است آبا و اجداد عظام او از حکمای پادشاهی و مقربان درگاه خلافت پناهی بودند. وی نیز به دستور در زمره حکمای دیوان منخرط بود. استعداد تمام و اهلیت بسیار داشت خوش و بامزه می نوشت و از سعرای مقرر است اشعار او در ذکره الشعرا ثبت افتاده. مدتی حکیم دیوان شاه عالمیان پناه عباس بهادر خان بود مزاج و هاج اشرف را از ائ انحرافی پیدا شده. او را از ملازمت اخرا فرمودند ومواجبش را مسترد کردند. وی هر چه داشت تنخواه نمود و یک دو سال در کاشان برد که و دکان نشسته به امر طبابت اشتغال داشت و از آنجا عزیمت زیارت مشهد مقدس و روضه اقدس نمود. در آنجا نیز شاه علن آرا به او توجهی نفرمود در وقتی که نواب مالک رقاب متوج سفر بلخ بودند او با فرزندان متوجه هندوستان گردیدند. این مطلع از او است:

شهید چشم مستت آنچنان کیفیتی دارد
که در روز قیامت نیز مست از خواب بر خیزد

.

دسته‌ها
خطاط نوازنده

زندگی نامه خواجه محمود بن خواجه

خواجه محمود بن خواجه اسحق الشهابی از ریه سیاوسان دارالسلطنه هرات است پدرش خواجه اسحق الشهابی در زمان حکومت دور میش خان شاملو کلانتر دارالسلطنه هرات بود در وقتی که عبید خان هرات را گرفت. چنان که مذکور شد خواجه اسحق را با کوچ و فرزندان را به بخارا فرستاد. چون مولانا میر علی نیز همراه بود خواجه محمود را به مناسبت همشهری بودن به شاگردی برداشت و در مقام تربیت و ترقی او شد. خواجه محمود در خدمت میر کار ره به جایی رسانید که بعضی خط او را بر خط میر ترجیح می دادند و میر می گفته کخ شاگردی بهتر از خود به ثمر رسانیده ام و این قطعه را مولانا میر علی جهت او گفته در همین بای همین قطعه او را کافی است:

خواجه محمود آنکه یک چندی                             
بود شاگرد این حقیر فقیر
یاد دادم باو ز قلت عقل                                     
آنچه دانستم از قلیل و کثیر
بهر تعلیم او دلم خون شد                                    
تا خطش یافت صورت تحریر
در حق او نرفت تقصیری                                  
گرچه او هم نمیکند تقصیر
هرچه او ینویسد از بد و نیک                              
جمله را میکند بنام حقیر

خواجه محمودبعد از چند مدت که در آنجا به سر می برد دلگیر شده به امالبلاد بلخ آمد و در آنجا ساکن شد و جمعیت بسیار به هم رسانید و احتیاج به کتابت و قطعه نویسی نداشت از آن جهت خط وی کمیاب است. وی مصاحب سلاطین بود و شتر غو را نیکو می نواخت و بیشتر از لعب و لهو میلانید هر کس به دیدن او رفتی قطعه ای به او تکلیف می کرد این بیت از اوست که در آخر قطعه ها بسیار نوشته بود.

بود این مشق محمود الشهابی                         
که مثلش در جهان هرگز نیابی

.