اردشیر بابکان

اردشیر بابکان

پخش شدن گزارش کرم و افزونى دادهاى خدایى بر آنان

ز شهر کجاران بر آمد نفیر برفتند با نیزه و…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

سپردن اردشیر، کار پادشاهى را به شاپور

چو سال اندر آمد بهفتاد و هشت جهاندار بیدار بیمار…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

رزم اردشیر با هفتواد و شکست یافتن اردشیر

چو آگه شد از هفتواد اردشیر نبود آن سخنها و…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

تاراج دادن مهرک نوشزاد خانه اردشیر را

بجهرم یکى مرد بد بدنژاد کجا نام او مهرک نوش…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

دانستن اردشیر راز کرم و به کار بردن شیوه‏ها براى رسیدن به آن

پر اندیشه بود آن شب از کرم شاه چو بنشست…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

زادن اردشیر بابکان

چو نه ماه بگذشت بر ماه چهر یکى کودک آمد…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

کشتن اردشیر، کرم هفتواد را

و زان جایگه شد سوى جنگ کرم سپاهش همى کرد…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

آمدن اردشیر به اردوگاه اردوان

چو آمد بنزدیکى بارگاه بگفتند با شاه زان بارخواه‏ جوان…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

کشتن اردشیر، هفتواد را

چو آگاه شد زان سخن هفتواد دلش گشت پر درد…

بیشتر بخوانید »
اردشیر بابکان

دیدن گلنار اردشیر را و مردن بابک

یکى کاخ بود اردوان را بلند بکاخ اندرون بنده‏یى ارجمند…

بیشتر بخوانید »