دسته‌ها
قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی موسیقیدان

عبد المومن اصفهانی

از موسیقیدانان سده هفت هجری است . نوشته اند از پیروان مکتب ابن بواب معروف بود . در جوانی از اصفهان به بغداد رفت . در هنر موسیقی بی بدیل بود و از رامشگران ممتاز عصر خود به شمار می امد . عبد المومن اصفهانی در سال ۶۲۷ – ۶۴۶ هجری – وفات یافت

 

.

دسته‌ها
قرن ششم هجری - 485 الی 582 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی موسیقیدان

امام فخر الدین طبرستانی  رازی

بعد از ابن زیله بهترین کسی که در باب  اصول موسیقی مطالبی نگاشته ، فخر الدین رازی است

در کتاب حدائق الانوار یا جامع العلوم  شرح مفیدی در خصوص اصول فن موسیقی نگاشته  .این کتاب در نسخه های فارسی و عربی موجود است فخر الدین رازی در سال ۵۸۸ – ۶۰۶ هجری – وفات یافت

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن ششم هجری - 485 الی 582 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه روز بهان شیرازی

شیخ ابو محمد ار علما و عرفای بزرگ شیراز است وی در اوایل سده ششم هجری در فسا تولد یافت و در علوم شریعت و طریقت یگانه روزگار خویش بوده است

طبع لطیفی داشت و اشعار عارفانه ای از وی به یادگار مانده که بیشترش دوبیتی و رباعی است

آثار :

  1. الانوار فی کشف الاسرار
  2. عرائس البیان

اتابکان شیراز چنانکه به وجود سعدی افتخار میکردند صحبت شیخ را نیز گرامی میداشتند روزبهان در سال ۵۸۸ – ۶۰۶ هجری – در شیراز درگذشت و همانجا مدفون است

رخ معشوق خواهی جان برافشان               غبار هستی از دامان بر افشان

سر وسامان نگنجد د ره عشق                  قلم بر کش ، سرو سامان بر افشان

اگر آهی کشم صحرا بسوزم                  جهان را جمله سر تا پا بسوزم

بسوزم عالم ار کارم نسازی                چه فرمائی بسازی یا بسوزم

دل داغ تو دارد ار نه بفروختمی          در دیده توئی اگر نه بر دوختمی

جان منزل تست ورنه روزی صد بار    در پیش تو چون سپند بر سوختمی

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن هشتم هجری - 679 الی 776 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه سلطان ولد

احمد ملقب به بهاء الدین پسر جلال الدین مولوی است وی در سال ۶۰۵ – ۶۲۳ هجری – در آسیای صغیر در شهر لارنده پا به عرصه وجود گذاشت علوم ظاهی و باطنی را از پدرش مولوی و حسام الدین چلبی و شمس تبریزی فرا گرفت

سلطان ولد در عالم شعر و عرفان مقام بلندی داشته و یکی از عوامل انتشار ادبیات ایران در کشور عثمانی بوده است

اشعار متفرقه زیاد گفته ضمنا مجموعه ای که به شیوه مولوی سروده ولی از آن کمتر است علاوه بر آن کتابی دارد به نام ولدنامه  که شامل شرح حال مولوی است .

سلطان ولد در سال ۶۹۱ – ۷۱۲ هجری – در قونیه چشم از جهان فرو بست و در مقبره پدرش مولوی به خاک سپردند

 گر یک ورق از کتاب ما را بر خوانی     حیران ابد شوی ز حیرانی

ور یک نفسی به درس دل بنشینی         استادان را به درس خود بنشانی

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن ششم هجری - 485 الی 582 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه زکی مراغه ایی

لطف الدین از شاعران او استادان نامدار سده ششم هجریست که در فضل و ادب و فنون شعر از بزرگان زمان خود به شمار میرفت

در لباب  الالباب گوید :

لطیف الدین زکی مراغه ایی لطیف جاهن و افضل گیهان اصل او از مراغه بود اما مولد و منشاء او در کاشغر اتفاق افتاد . از آن سبب ترکان ترکان تنگ چشم معانی که از خدر فکر او بیرون آمدند ، بجمال دلبری و کمال جان فزائی بودند

در مراتب فضل و کمال وا همیب بس که ابوالفرج رونی این قطعه را یروده بدو فرستاد :

 سلطان نظم و نثر ، زکی آنکه در جهان          داد سخن بداد به معیار شعر خویش

در دیده افضل خار و خسک نهاد                   از گلبن ضمیر وز گلزلر شعر خویش

در فضل و در لطافت حقا که در جهان             نی مثل خویش دارد ونی یار شعر خویش

چون دیده ام هزار معانی بکر او                   بیزار شاعری شدم از عار شعر خویش

وفات زکی در سال ۵۸۹ – ۶۰۷ هجری – ذکر کرده اند

تا گردد ماه عارضش از خط نشان نشست            گوئی که گرد غالیه بر ارغوان نشست

یا بر کران چشمه خور سایه اوفتاد                    یا در میان شعله آتش دخان نشست

 

.

دسته‌ها
خطاط شعرا قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه همگر شیرازی

خواجه مجد الدین یکی از بزرگترین شاعران و سخن شناسان سده هفتم هجریست که نسبتش به کسری انوشیروان می رسد . در فنون شعر و خوشنویسی از کم نظیران روزگار خود به شمار میرفت

گویند :چنان تند نویس بود که کتاب سلجوق نامه  را در یک روز نوشت . در آغاز جوانی به شغل رفو گری میپرداخت و از این جهت به همگر معروف شده است

همگر از جمله شاعرانیست که در شعر و ادب شهرت جهانی یافته و با کمال عزت و احترام زیسته اند

وی در زمان اتابکان فارس ملک الشعرا و ندیم مجلس سلاطین و امرا بود و گویا به مقام صدارت هم رسیده است  . دولتشاه گوید :

در روزگار خود ملک الشعرای فارس و عراق عجم بود و هر مشکلی که در علم شعر در آن دیار واقع شدی همگان رجوع به او کردند و دیوان خواجه مجد الدین در عراق شهرتی عظیم دارد و لطایف و ظرایف او بین الخواص و العوام مذکور است

در قصیده سرائی دستی قوی داشت و نخست  مجد  تخلص میکرد که بعد ها به  همگر  تغییر داد . دیوانش را در حدود سه هزاربیت نوشته اند وی در سال ۶۶۶ – ۶۸۶ هجری – در گذشت

 

ای چهره تو ایئنه صنع خدائی                  جان گهره گشاید ز تو چون چهره گشائی

آیینه  همه چیز نماید بجز از جان              تو هیچ بجز صورت جان می ننمائی

بر دعوت من عارض تو شاهد عدلست        بر روی تو خطت بدهد نیز گوائی

من مهر گیا ورزم و از وی نبرم مهر         تا سبزه خط تو کند مهر گیائی

دانم به حقیقت که همه خلق ترایند            من هیچ ندانم که تو از خلق کرائی

کینی ننمائی که نه در مهر فزایم             مهری ننمایم که نه در کینه فزائی

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن هشتم هجری - 679 الی 776 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه حسن دهلوی

حسن  دهلوی – سعدی هندوستان – از شاعران بزرگ پارسی گوی هندوستان در قرن هفتم و هشتم هجری و در علو مقام همطراز امیر خسرو دهلوی و همعصر و دوست و معاشر و مصاحب اوست و تخلص وی در اشعار حسن بوده است

در این دوره بود که بر اثر حمله مغول عده کثیری ار دانشمندان و عالمان دین و صوفیان و ادبیان و شاعران ایرانی نژاد به شمال هندوستان پناهنده شدندو در غالب شهرهای آباد آن نواحی سکونت گزیدند

این گروه و فرزندان و نوادگان انان ، ناشران واقعی زبان و ادب فارسی و فرهنگ اسلامی در هند به وجود آوردند . در چنین دوره درخشانی از عهد استیلای ادب و فرهنگ ایرانی در هندوستان است که دوشاعر جلیل القدر مانند امیر حسن دهلوی و امیر خسرو دهلوی پرورش یافتند، دیرگاهی را با هم به دوستی و مصادقت گذراندندو هر دو آثار ارزنده ای از خود به یادگار گذاردند

گرایش امیر حسن دهلوی به تصوف و به خدمت نظام الدین اولیا در سن کهولت او انجام گرفت و بعید نیست که این گرایش و آشنائی بر اثر دوستی بین حسن و خسرو صورت پذیرفته باشد زیرا خسرو از بدایت حال خود بنابر سیرت پدر و برادر بزرگ خویش با صوفیان آمد و شد داشت

آثار آشنایی حسن با صوفیان و گرایش به اعتقادات ایشان در غزلها و مثنویهای او مشهود است خدمات درباری حسن دهلوی مدتی پیش از آشنائی او با خسرو آغاز شد و پس از آشنایی دیرگاه با یکدیگر در خدمات درباری اشتراک داشتند

مجموع اشعار دیوان امیر حسن دهلوی متجاوز از نه هزار بیت و شامل  قصاید ، غزلیات ، ترجیعت ، ترکیبات ، رباعیات و مثنوی است

از بدایع کارهای حسن یکی اینست که بعضی از مدایح خود را به صورت مثنویهای کوتاه در بحرهای مختلف ساخته است / پاره ای از مثنوی های او نیز حکایت منفرد یا مطلی است به مناسبت وقایع خاص از قبیل ولادتها ، عمارتهای نو و نظایر انها . از میان مثنوی های وی منظومه ایست که شاعر آنرا عشق نامه نامیده و به موضوع آن داستان عشق جوانی است از هندوان به دختری و مردن آن دختر و سوزاندن او به مذهب هندوی و سوختن عاشق بر موافقت معشوق درباره نام این منظومه شاعر گفته :

 

محبت لوح بود و عشق خامه        از آن نامش نهادم عشقنامه

 

بنابر اشاره ای که شاعر در ابیات ذیل آورده این داستان در میان مردم بر سر زبانها بوده است

 

نه از خود کرده ام این افسانه منظوم        که مشهور است این قصه در این بوم

اگر گویی که این گفتن چرا بود              بیان عشق بی دینان خطا بود

بیان عشق کار هر زبان نیست              چون قائل زنده دل باشد زیان نیست

 

امیر حسسن بعد از دوست خود – امیر خسرو دهلوی – بزرگترین شاعر هندوستان در قرن هفتم و هشتم و یکی از شاعران خوب فارسی زبان است.وی اگر چه قصاید متعددی به استقبال از سخنگویان پیش از خود دارد ولی اهمیت و شهرتش در غزل سرایی است . غزلهای او حاوی مضمونهای باریک بسیاری است در الفاظ ساده روان و او در این شیوه پیرو سعدی است و خود به این امر اقرا دارد

 

از نظم نو شد دیباچه عشق آری                جلد سخنش دارد شیرازه شیرازی

حسن گلی ز گلستان سعدی اورده است        که اهل معنی و گلچین آن گلستانند

اگر بنوشی دردی از خمخانه درد ای حسن   داد که اهل معنی گلچین آن گلستانند

 

و شاید به علت همینت پیروی است که او را سعدی هندوستان لقب داده اند  جامی در بهارستان گفته است :

خواجه حسن را در غزل طرز خاص است اکثر قافیه ها تنگ و ردیفهای غریب اختیار نموده لاجرم از اجتماع انها شعر وی اگر چه در بادی الرای آسان می نماید اما در گفتن دشوار است بنابر این اشعار وی را سهل ممتنع گفته اند

 

 چندین چه ناز آموختی آن غمزه غمار را                  دل بردی و جان سوختی حدیست آخر ناز را

هرچند هندوی توام چون چون دزدم از لعلت شکر        در هر کمین بنشانده ای ترکان تیر انداز را

هرگز نپرسد از کسی کعبه نشینان را نشان                مستی که قبله کند چون وی بتی طناز را

غالب نیاید عقل من بر عشق مه رویان بلی               حد کبوتر کی بود کو صید گیرد باز را

سبحه چه در دستم دهی خرقه چه در پیشم نهی          با زاهدان نسبت مکن این پیر شاهد باز را

سازی بود که مدعی کردی ازین مجلس برون            با تو بهم آتش زنم این مجلس بی ساز را

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن هشتم هجری - 679 الی 776 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه همام تبریزی

خواجه همام الدین تبریزی از مشاهیر شعرای آذربایجان ویکی از برترین غزل سرایان قرن هقتم ایران بود و با خاندان جوینیان پیوستگی تام داشت وی همواره در تبریز می زیستدر آن شهر ولادت یافت و در سال  693 – 714 هجری – در همانجا در گذشته است .

دیوان غزلیان او که اشعار بسیار روان دل انگیز در میان آن هست شامل نزدیک به دو هزار بیت است و مثنوی صحبت نامه  نیز از اوست که به نام خواجه شرف الدین هارون پسر صاحب دیوان جوینی سروده است

>

همام سبک سعدی را به خوبی پیروی کرده و خود نیز لطافت سخن خویش را دریافته و گفته است :

 

همام را سخن دلفریب و شیرین است   ولی چه سود ؟ که بیچاره نیست شیرازی

 

آشکار است که منظرش در این شعر به معاصر بزرگش – سعدی شیرازی است

 

دانی چگونه باشد از دوستان جدائی                چون دیده ای که ماند خالی ز روشنائی

سهل است عاشقان را از جان خود بریدن         لیکن ز روی جانان مشکل بود جدائی

در دوستی نباید هرگز خلل ز دوری              گر در میان یاران ، مهری بود خدائی

هر زر که خالص آید بر یک عیار باشد         صدبار اگر در آتش آن را بیازمائی

زندگی نامه شاعران ایرانی از رودکی تا امروز اثر پروین شکیبا

.

دسته‌ها
شعرا قرن هشتم هجری - 679 الی 776 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندکی نامه عبید زاکانی

عبید زاکانی قزوینی در اواخر قرن هفتم هجری دیده به جهان گشود . علت اشتهار وی به زاکانی انتشساب او به خاندان زاکان است که اصلا عرب بودند وبعد از مهاجرت به ایران به حدود قزوین رفتند و در آن نواحی سکونت گزیدند . اثار فراوانی از نظم و نثر عبید باقی مانده است . اشعار وی بطور کلی بر دوقسمت است .

  1. اشعار هزل و مطابیه
  2. اشعار جدی

عبید زاکانی شاعر و نویسنده مشهور قرن هشتم هجری است . او با خط و ادب و آداب و فنون دبیری و علوم و اطلاعات عمومی رایج در تمدن اسلامی آشنا بوده و آنها را با هنر شاعری و نویسندگی در آمیخته است . عبید زاکانی در هر دو قسمت اشعارش استادی توانا بوده است . اشعار مطایبه و هزل عبید همه به قصد عیب جویی و انتقاد از اندیشه ها و گفتارها و کردارهای معاصرانش سروده شده است .

در میان این اشعار عبید از بیان کلمات رکیک ابا نکرده و گویا در این مورد روش سعدی در وی تاثیر داشته است . اما در میان همین اشعار ابیات و قطعاتی که مضمون شوخیهای لطیف و دور از کلمات رکیک باشد کم نسیت و برخی از آنها در نهایت استادی و زبر دستی به نظم در آمده است .منظومه موش و گربه از همین قسم است و آن را باید از بهترین منظومه های انتقادی شمرد که با لحنی کاملا طنز آمیز و همراه با زبان مطایبه و به شیوه قصه پردازان شوخ طبع و با مهارتی شگفت انگیز ساخته شده است .منظومه موش و گربه جنبه تمثیلی دارد ، عیبد وضع موشها را وضع طبقه عامه مردم گرفته و گربه را از طبقه قضات و حکام و

قصه موش و گربه نزد همه فارسی زبانان ان روزگار شهرت یافته و مدتها در کتب درسی کودکان می آمد .

اشعار جدی عبید زاکانی مشتمل بر سه هزار بیت است که مرکب از قصاید و ترکیب بند ها و ترجیع ها و غزلیات و مقطعات و رباعیات و نیز مثنوی طولانی عشاق نامه است .

در قصاید عبید اشاره به حوادث تاریخی کم است . غزلیات او فصیح و در غایت لطافت و غالبا در استقبال از سعدی و متاثر از شیوه گفتار آن استاد بزرگ است . اما موضوع غزل های عبید تنها عشق نیست بلکه در آنها مطالب ابتکاری فراوان یافت میشود .

در مثنوی عشاق نامه که وصفی عالی از خود شاعر و عشق جانسوز اوست مضمین از هر حیث تازه و ابتکاری است

عبید مخالف تصوف و قلندی بوده که در عهد وی رایج بوده است . او مردی تیزبین در مسائل اجتماعی بوده و طبقات مختلف اجتماع عصر خود را با نظر انتقاد می نگریست و عیبهای آنها را به باد اشتهزا می گرفت . در مجموع عبید زاکانی توانا ترین نویسنده و شاعری است که توانست به صورتهای گوناگون به طعن و ظنز به تعریض و تصریح ریال معضلات جامعه آن دوران را بیان کند. او از همه شاعران و نویسندگان فارسی تا آن زمانبهتر و بیشتر از عهده این عمر بر آمده است .

او ر غالب انتقاد ها کاملا مبتکر است و مطالب تازه و ابداعی را با زبانی ساده چنان به شیرینی ادا کرده سات که هنوز م دهان به دهان می گردد .او در شعر ، زبانی سلیس و دور از پیچیدگی دارد و با نو آوری و ابتکار آثاری آفریده که به کلی در ادب پارسی تازگی دارد

 

ای خردمند زیرک دانا                    قصه موش و گربه برخوانا

از من این داستان شیرین را             گوش کن همچو در غلتانا

این شنیدم که گربه ای خونخوار         بود چون اژدها به کرمانا

گربه ی دوربین شیر شکار              کهربا چشم و تیز مژگانا

شکمش طبل و سینه اش قاقم            تیزچنگ و ستبر دندانا

با عروسان میان جامه خواب           کدخدا را به خانه مهمانا

رهبر دیگ و چمچه و کاسه            مشرف صحن و سفره نانا

از غریوش به وقت غریدن              موش بیچاره شد هراسانا

هر کجا بو به خردنی بردی             بربودی ز خام و بریانا

روزی این گربه شد به میخانه         از برای شکار موشانا

در پس خم می نمود کمین             همچو دزدی که در بیابانا

ناگهان موشکی ز دیواری             جست بر خم می خروشانا

سر به خم نهاد و می نوشید            مست شد همچو شیر غرانا

گفت کو گربه تا سرش بکنم          همچو گویی زنم به چوگانا

گربه در پیش من چو سگ باشد     گر شود رو به میدانا

گربه این را شنید و دم نزدی         چنگ و دندان زدی به سوهانا

ناگهان جست و موش را بگرفت     بفشردش به زیر دندانا

موش گفت که من غلام توام        در گذر از من و گناهانا

مست بودم اگر بدی گفتم           بد بگویند جمله مستانا

گربه گفتا دروغ کمتر گو         نخورم من فریب و دستانا

می شنیدم هر آنچه می گفتی     تف به روی تو نامسلمانا

گفت و آن موش را بکشت و بخورد     پس به مسجد بشد خرامانا

دست و رو بشست و مسح کشید         ورد می خواند همچو ملانا

 

 آه از این صوفیان ارزق پوش           که ندارد عقل و دانش و هوش

رقص را همچو نی کمر بسته           لوت را همچو سفره حلقه به گوش

از پی صید در پس زانو                 مترصد چو گربه خاموش

شکر ان را که نیستی صوفی           عیش میران و باده می کن نوش

خیز تا پیش از انکه نا گاهی            برکشد صبحدم ، خروس ، خروش

با صبو حی کنان دردآشام               با خراباتیان عشه فروش

رو به میخانه مغان آریم                 بهده در جام و چنگ در آغوش

                        با مغان باده مغانه خوریم

                         تا به کی غصه زمانه خوریم

 

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن هشتم هجری - 679 الی 776 شمسی قرن هفتم هجری 582 الی 679 شمسی

زندگی نامه خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطا محمود مرشدی کرمانی مشهور به نخلبند شعرای ایران از عارفان و شاعران قرن هشتم هجری است وی در سال ۶۶۹ – ۶۸۹ هجری – در کرمان به دنیا آمد. در سنین جوانی سفر های طولانی خود را به حجاز و شام ف بیت المقدس ، عراق ، مصر و شیراز شروع کرد و مدتی در بغدا اقامت کرد . در سال ۷۳۶ به ایران بازگشت . به اصفهان رفت . بعد از چندی به کرمان و سس به شیراز رفت و تحت حمایت خاندان اینجو روزگار میگذرانید .

ممدوحان خواجو :

  1. سلطان ابوسعید بهاددر  و وزیرش غیاث الدین محمد . وی مثنوی همای و همایون را به نام این دو نفر سروده است
  2. جلال الدین شاه مسعود اینجور و برادرش شاه شیخ ابو اسحق اینجو
  3. پسر خواجه رشید الدین فضل الله ، از دوستداران دانش و شعر و ادب
  4. خواجه علاوه بر مدح شاه شیخ ابواسحق ، در عین حال رقیب او امیر مبارزالدین را نیز ستایش می کرد
  5. خولجه بها الدین محمود یزدی از وزرای آل مظفر

خواجه با وجود آنکه منسوب به فرقه مرشدیه بود ولی به علا< الدوله ارادت بسیار داشت و مدتی مقیم خانقاء وی بود

در میان معاصران خواجو حافظ از همه برجسته تر است ، البته علی رغم تاثیر خواجو بر شعر حافظ هیچ گاه نمیتوان وی را برتر از حافظ قلمداد کرد . در غزلسرایی پیرو سعدی بوده ، در قصیده و مثنوی نیز پیرو فردوسی و سنایی . به طور کلی خواجو  شاعر نو آوری نبوده بلکه توانسته به طرز استادانه ای از شاعران روزگار پیشین خود تقلید کند

بیشتر موضوع های شعری را میتوان در اشعار خواجو پیدا کرد . از نعت و ستایش امامان و بزرگان دین ، پند و اندرز مضامین عرفانی تا موضوع های عاشقانه و شوخی و ظنز و انتقاد

از علوم مختلف مانند ستاره شناسی و ریاضی و دیگر علوم روزگار خویش مطلع بوده .

وفات خواجو به سال ۷۲۸ – ۷۵۰ هجری – بوده و در شیراز مدفون است

آثار :

  1. دیوان اشعار : شامل قصاید و غزلیات ، رباعیات  و ترجیعاتا بوده و به دوقسمت صنایع الکمال و بدایع الجمال  تقسیم شده استکه در صنایع الکمال قصیده هایی در نعت امیر المومنین علی آمده است
  2. مجموعه ای از اشعار به نام مفاتی القلوب و مصابیح القلوب به نام امیر مبارزالدین

شش مثنوی :  به پیروی از مثنوی های نظامی و فردوسی و سنایی دارد

  1. سام نامه : به تقلید از شاهنامه فردوسی و موضوع آن ماجراهای عشقی و شرح جنگ های سام نریمان است
  2. گل و نوروز : به تقلید از خسرو و شیرین نظامی درباره عشق شاهزاده ایرانی به نام نوروز با گل دختر پاداه روم است . سرانجام این عشق وصال است و حاصل پیوند نوروز و گا قباد است که به جای پدر بر تخت سلطنت مینشیند
  3. روضه الانوار : مانند مخزن الاسرار نظامی سروده است . در بیست مقاله و در هر مقاله از اخلاق و عرفان سخن گفته است
  4. همای و همایون : داستان عشق همایون با همای دختر فغفور چین
  5. کمال نامه : منظومه ای عرفانی است در دوازده باب بر وزن سیر العباد سنایی
  6. گوهر نامه  : درباره ی موضوعات عرفانی و صوفیانه به نام امیر مبارزالدین در ۲۰۲۲ بیت سروده است

آثار منثور :

  1. رساله ی البادیه : مناظره نمد و بوریا
  2. رساله ی سبع المثانی : مناظهره شمشیر و قلم
  3. رساله ی مناظره شمس و سحاب

 

باز عزم شراب خواهم کرد               ساز چنگ و رباب خواهم کرد

آتش دل چو آب کارم برد                 چاره‌ی کار آب خواهم کرد

جامه در پیش پیر باده فروش           رهن جام شراب خواهم کرد

از برای معاشران صبوح                 دل پرخون کباب خواهم کرد

با بتان اتصال خواهم جست              وز خرد اجتناب خواهم کرد

بسکه از دیده سیل خواهم راند          خانه‌ی دل خراب خواهم کرد

تا دم صبح دوست خواهم خواند         دعوت آفتاب خواهم کرد

بجز از باده خوردن و خفتن             توبه از خورد و خواب خواهم کرد

همچو خواجو ز خاک میخانه           آبرو اکتساب خواهم کرد

 

به طراری زلفم از ره مرو                         بدین ریسمان باز درچه مرو

پای مبین، پایه طاووس بین                       جیفه مبین، کرکس کاووس بین

پای ملخ پر بود از دست مور                     دجله بود قطره‌ای از چشم کور

تاج کیان بین که کیان می‌نهند                     جای کیان را به کیان می‌دهند

چون تو نباشی ز سپه باخبر                       جرم سپه از تو بود سر به سر

خانه ناکرده نباید فروخت                           شمع نیاورده نداننش سوخت

خواجو ز سفرعزم وطن کرد ولیکن              مرغی که برون شد ز قفس باز نیاید

خون دل از ساغر جان کرده نوش                حلقه شده بر در دردی فروش

خیز خواجو که گل از غنچه برون می‌آید         بلبلی چون تو کنون حیف بود در قفسی

در ره تحقیق چه کودک چه پیر                    بر در توفیق چه دربان چه میر

در نظرش تیر سپر بفکند                           وز فزعش کوه کمر بفکند

 

 

.