بوستان سعدی

باب نهم در توبه و راه صواب

یکی مال مردم به تلبیس خورد

یکی مال مردم به تلبیس خورد چو برخاست لعنت بر…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در عالم تربیت

یکی ناسزا گفت در وقت جنگ

یکی ناسزا گفت در وقت جنگ گریبان دریدند وی را…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در عالم تربیت

سه کس را شنیدم که غیبت رواست

سه کس را شنیدم که غیبت رواست وز این درگذشتی…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در شکر بر عافیت

شنیدم که طغرل شبی در خزان

شنیدم که طغرل شبی در خزان گذر کرد بر هندوئی…

بیشتر بخوانید »
باب نهم در توبه و راه صواب

همی یادم آید ز عهد صغر

همی یادم آید ز عهد صغر که عیدی برون آمدم…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در عالم تربیت

یکی صورتی دید صاحب جمال

یکی صورتی دید صاحب جمال بگردیدش از شورش عشق حال…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در عالم تربیت

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت به دروازه ی سیستان…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در شکر بر عافیت

یکی را عسس دست بر بسته بود

یکی را عسس دست بر بسته بود همه شب پریشان…

بیشتر بخوانید »
باب نهم در توبه و راه صواب

یکی غله مرداد مه توده کرد

یکی غله مرداد مه توده کرد ز تیمار دی خاطر…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در عالم تربیت

عضد را پسر سخت رنجور بود

عضد را پسر سخت رنجور بود شکیب از نهاد پدر…

بیشتر بخوانید »