اسفندیار

اسفندیار

شناختن خواهران اسفندیار را

چو خورشید تابان ز گنبد بگشت خریدار بازار او درگذشت‏…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پاسخ دادن گشتاسپ پسر را

بفرزند پاسخ چنین داد شاه که از راستى بگذرى نیست…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

بازگشتن رستم به ایوان خود

چو رستم بدر شد ز پرده سراى زمانى همى بود…

بیشتر بخوانید »
اسفندیار

تاختن پشوتن به رویین‏دژ

شب آمد یکى آتشى برفروخت که تفّش همى آسمان را…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پند دادن کتایون اسفندیار را

کتایون چو بشنید شد پر ز خشم بپیش پسر شد…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پند دادن زال رستم را

چو بشنید دستان ز رستم سخن پر اندیشه شد جان…

بیشتر بخوانید »
اسفندیار

کشتن اسفندیار ارجاسپ را

چو تاریک‏تر شد شب اسفندیار بپوشید نو جامه کارزار سر…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

سپاه آوردن اسفندیار به زابل

بشبگیر هنگام بانگ خروس ز درگاه برخاست آواى کوس‏ چو…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

جنگ رستم با اسفندیار

چو شد روز رستم بپوشید گبر نگهبان تن کرد بر…

بیشتر بخوانید »
اسفندیار

کشتن اسفندیار کهرم را

چو ماه از بر تخت سیمین نشست سه پاس از…

بیشتر بخوانید »