باب پنجم در عشق و جوانى

باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت طوطیی با زاغ در قفس

طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قبح مشاهده…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت ایام جوانی

یاد دارم که در ایام جوانی گذر داشتم . به…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت خرقه پوشی

خرقه پوشی در کاروان حجاز همراه ما بود . یکی…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت هر که سلطان مرید او باشد

حسن میمندی را گفتند سلطان محمود چندین بنده صاحب جمال…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت حدیث مجنون و لیلی

یکی را از ملوک عرب حدیث مجنون و لیلی و…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت بنده ای نادرالحسن

گویند خواجه ای را بنده ای نادرالحسن بود و با…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت راه و رسم عشقبازى

جوانى پاکباز پاکرو بود که با پاکیزه رویی در گرو…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت عنفوان جوانی

در عنفوان جوانی چنانکه افتد و دانی با شاهدی سر…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت ما تقول فی المرد

یکی را پرسیدند از مستعربان بغداد ، ما تقول فی…

بیشتر بخوانید »
باب پنجم در عشق و جوانى

حکایت یکی از علما

یکی از علما را پرسیدند که یکی با ماه روییست…

بیشتر بخوانید »