مرگ رنگ

مرگ رنگ

دریا و مرد

تنها ، و روی ساحل، مردی به راه می گذرد.…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

با مرغ پنهان

حرف ها دارم با تو ای مرغی که می خوانی…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

مرغ معما

دیر زمانی است روی شاخه این بید مرغی بنشسته کو…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

وهم

جهان ، آلوده خواب است. فرو بسته است وحشت در…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

سپیده

در دور دست قویی پریده بی گاه از خواب شوید…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

سرگذشت

می خروشد دریا. هیچکس نیست به ساحل دریا. لکه ای…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

دود می خیزد

دود می خیزد ز خلوتگاه من. کس خبر کی یابد…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

نقش

در شبی تاریک که صدایی با صدایی در نمی آمیخت…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

در قیر شب

دیر گاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

خراب

فرسود پای خود را چشمم به راه دور تا حرف…

بیشتر بخوانید »