دسته‌ها
کورش کورش و یونانیان آسیا

نتیجه های پیروزی بر یونانیان آسیا

یک ان که چون نخستین برخورد ایرانیان و یونانیان به جنگ انجامیده این کینه در دل یونانیان ماند که باید روزی از فرمان شاهنشاه گردن بپیچند و یونانیان اروپا نیز بر انگیخته شدند و ارزوی ان داشتند که به نام آزاد کنند شهر های یونانی آسیا نخست انها را از چنگ پارسیان پس بگیرند و سپس خود بر انها فرمانروا گردند. این شیوه اندیشه و پندار های جنگی مایه دشمنی ایران و یونان می شد و آشکارا بود که ایرانیان روزی پاداش بدخواهی یونانیان را با شمشیر خواهند داد

دوم : ایرانان دریافتند که اگر چه یونانیان سوداگرانی هوشمند و دریانوردانی دلاور و تیغ زنانی کار آمد هستند وز از انها برای افزودن بر سپاه و گنج های شاهنشاهی میتوان سودها جست لیکن دولت های کوچک انان همواره با یکدیگر در زد و خوردند و بهم کینه و آز می ورزند و از این روی نه تنها نمیتوانند با هم دست یکی کرده نیروئی گران فراهم آوردن بلکه خردین برخی از انها و بر انگیختن یکی بر دیگری آسان و بی دردسر می باشد

در میان خود مردم شهر های یونانی کسانی بودند که از پارسیان هواداری میکردند کم نبودند . هاتف های خدایان به ویژه آپولو دلفی و برانخیلیدی زودتر از همه به پارسیان گرویدند و دوستدار انان گشتند

سومین و مهمترین نتیجه ان بود که نه تنها سرزمین های بارور و مرد خیزی بر ایران افزوده شد بلکه کورش بدانجا که میخواست رسید و بر راه ها و بنادر نامبردار بازرگانی دست یافت

لیکن در ان هنگام کسی به اندیشه آن نیافتاد که ار دریانوردی یونانیان سود جوید و یونانیان نیز میدانستند ایرانیان نیروی دریائی ندارند ، چنان از کورش بیم نداشتند . با این وجود اکنون همسایه ایارن شده بودند ، رفت و آمد و برخورد های سیاسی ، دانشی و فلسفی میان دو نژاد بیشتر و روزافزون تر می شد

.

دسته‌ها
تمام جنگ های امپراطوری هخامنشیان کورش کورش و یونانیان آسیا

پیروزی های هارپاکوس بر یونانیان آسیا

چندی نگذشت که بازارس بیمار شد و درگذشت و سپهبد هارپاکوس که از آغاز به یاری کورش برخاسته بود سپه سالار لشکر ایران در آسیای کوچک شد و چون در این هنگام لودیه آرامش یافته بود به جنگ شهر های یونانی آسیا که به دشمنی با کورش برخاسته بودند آغازید . همه میدانستند که هرکسی که از پذیرفتن فرمانروائی پارسیان کوتاهی کند سرکوب و تباه خواهد شد ولی هر کی سروری کورش را بر خود بپذیرد دوستی و نوازش فراوان خواهد یافت

یونانیان که از پارسیان بیم داشتند برج و بارو و دژهای استوار گرد شهر های خود برآوردند تا در روزگار جنگ پشت و پناه آنان باشد

هاپاکوس که مردی هوشمند و سپهبدی کار آزموده بود چون میدانست که شکستن این برج و باروی ها دشوار است به هر شهر ی که میرسید نخست در برابر بخشی از باروی آن تلی از خاک بر میآورد و از آنجا بر پاسداران شهر میتاخت و پیروز میشد

بدین گونه شهر های یونانی آسیا یکی پس از دیگر به دست هارپاکوس گشوده شد . تنها گروهی از مردمان فوکه و تئوس سیا به جای پذیرفتن سروری ایرانیان پس از جنگس مردانه شهر های خود را تهی کردند و به جای های دیگر رفتند

از مردمان ایونی بجر میلیتوسیان که یاران پارسیان بودند دیگران سخت جنگیدند ولی شکست خوردند و ناچار به فرمانبرداری پارسیان تن دادند

جننانه ترین پایداری را مردمان گزانتوس نشان دادند و آن شهر بزرگ سرزمین لیکیه بود و از شهر های کهن روزگار به شمار می رفت. جنگاوران گزانتوس در دشت باز با هارپاکوس نبرد کردند ولی شکست خوردندو به برج و باروهای خود پناهبردند و از آنجایی که میدانستندسپهبد ایرانی دست از سرشان بر نخواهد داشت ، زنان ، فرزندان و دارایی های خود را در ارگ شهر جمع کردند و به آتش کشیدند. آنگاه دست از جان شسته به میان ایرانیان زدند و پس از رزم های مردانه همگی کشته شدند. از مردمان شهر تنها ۸۰ خانوارکه در آن هنگام در انجا نبودند زنده ماندند ، لیکن پس از افتادن گزانتوس به دست ایرانیان آن شهر دوباره آبادی از سرگرفت و باشکوه تر از گذشته شد.

کورش از سال ۵۴۷ تا ۵۴۵ همه آسیای کوچک را به چنگ آورد و ان را به چهار بهره بخش کرد ،

مردم کی لیکیه خاندان شاهی خود را نگهداشتند و چون از آغاز با کورش همراه بودند زیانی ندیدند ولی در شمار فرمانبرداران ایرانشهر درامدند. سرزمین کاپادوکیه هم در میان خاور آسیای کوچک بود به نام استان کت پتوکه به ایرانشهر افزوده شد . لویده و کاریه و ایونه همه به فرمان یک فرماندار در آمدند که از اسپرد – ساردیس – بر انان فرمانروائی میکرد

یونانیان کناره دریای مرمره و مردامن هلسپوت فریگیه به میترداته پارسی سپرده شدند و وی پایتخت خود را داسکی لیون که در کناره نیمروزی پروپنتوی – دریای مرمره – جای داشت قرار داد و از انجا بر آنان فرمان میراند .

بدین گونه هنگامی که کورش در خاور ایران سرگرم جهانگیری بود همه آسیای کوچک باجگزار وی گشت

 

 

.

دسته‌ها
تمام جنگ های امپراطوری هخامنشیان حمله و فتح لودیه توسط کورش کورش کورش و یونانیان آسیا

شورش ساردیس

هنوز کورش در راه بود که پاکتیاس ناسپاسی کرد . وی میدانست که در میان بدخواهان کورش انبوهی هستند که به هوای نان پاره ای بر هر یک از دشمنان او گرد خواهند آمدو آگاه بود که گروه اندکی از پارسیان بیشتر در ساردیس نمانده اند

بنابراین گنجینه هائی را که به وی سپرده شده بود برداشت و از شهر بدر رفت وبه کرانه های دریا گریخت . در انجا گروهی از جنگاوران مزدور را از پرین و دشت مآندر و مانگنیزیا گرد آورد و بازمانده سپاه لودیه را که هنوز جنگ افزار های خود را از دست نداده بودند با خود یار کرده و به ساردیس تاخت تا پارسیانو تالالوس را نابود کند

سپهبد پارسی به ارگ شهر پناه برد و پهلوانانه به دفاع از شهر پرداخت و از کورش کمک خواست . کورش چون از ماجرا آگهی یافت یکی از سرداران خود به نام مازارس را که از مردان ماد بود با سپاهی تند رو به ساردیس فرستاد و به او فرمان د تا مردمان لودیه را بر جای خود بنشاند و جنگ افزارهایشان را بستاندو شورشیان را براند یا گرفتار سازد به ویژه سفارش کرد که پاکتیاس.رهبران آشوب را زنده گرفتار کند

کورش میدانست اگر زود نجنبد دردسر فراوان خواهد داشت

پاکتیاس میتوانست شهرهای یونانی آسیا را با خود یار کند و با زر و سیم بیکرانی که ربوده بود جنگاوران مزدور فراوانی گرد آورد. لیکن مازارس بدو زمان نداد و چون شورشیان شاهین گشوده بال و زرین درفش شاهنشاهی را از دور دیدند بیم ایشان را فرا رگفت و پست به ساردیس کرده و به شهر های یونانی پای به فرار گذاشتند و پاکتیاس به شهر کیمه پناهنده شد. مازارس جنگ افزار های لودیان را گرفت و شورشیان را دنبال کرد و فرستاده ای به کیمه گسیل داشت و خواست که بی درنگ پاکتیاس را نزد وی بفرستند.

اگر چه هاتف آپولو در بران خیدی مردمان شهر ار اندرز داد که از هواخواهی شورشی دست بردارند و او را به دست پارسیان بسپارند شهریان که از یک سو تاب تیغ پارسیان را نداشتند و از سوئی نمیخواستند پاکتیاس و گنجینه های شرابه پارسیان بسپارند او را به آبخوست لسبوس که در نیمروز یونان افتاده فرستادند . مازارس از لسبوسیان در خواست تا زری بستانند و پاکتیاس را بدو بسپارند ولی مردمان کیمه شورشی را ربودند و با کشتی به خیوس روانه کردند

در اینجا زر پارسی کار خود را کرد و مردمان خیوس آشوبگر لودیائی را به مازارس سپردند و به پادش سرزمینی که روبروی لسبوس بود دریافتند

از سرنوشت پاکتیاس دیگر چیزی ننوشتند لیکن بی گمان پارسیان وی را به بادافره ناسپاسی اش رسانیدند

پس از آن مازارس آشوبگران و یاوران پاکتیاس را در هم شکست و مردم پرین و مآندر و ماگنیزی را به سزای شورش آنان گوشمالی داد

 

 

.

دسته‌ها
تمام جنگ های امپراطوری هخامنشیان کورش کورش و یونانیان آسیا

گشودن شهر های یونانی آسیا

چون شهر های یونانی آسیا فرمانبرداری بی چون و چرای کورش را نپذیرفتند وی بر سرخشم آمد و آنان از ترس در شهرهای خود به ساختن دژها و برج و باروهای استوار پرداختند و بر همه روشن شد که راهی جز جنگ در پیش نمانده است

کورش تنها با شهر میلیتوس دوستانه رفتار کرد زیرا هم دلاوی مردمانش و پایداری مردمش در جنگ با پدر کرزوس را میدانست و هم آنان از آغاز از پیوستن به دشمنان کورش خود داری کرده نزد کورش ارج فراوان یافته بودند . بنابر این کورش اجازه داد تا شهر میلتوس فرمانروایان و سازمانهای خود را نگهدارد و در داد د ستد و زندگی سیاسی آزاد باشد بدین پیمان که به ایرانشهر باج بپردازند و کورش را سرور خود بشناسند . میلتوسیان این شرایط را پذیرفتند و از ان پس با ایشان جوانمردانه و دوستانه رفتار شد .لایک دیگر شهر ها چاره ای جز جنگ نیافتند

از آنجائی که در آن هنگام ایرانیان ناوگان نداشتند ، از سوی دریا یونانیان آسیا را به خطر نمیتوانستند انداخت و چون زمستان سخت بود لشکر کشی از راه خشکی نیز بی اندازه دشوار می نمود .یونانیان به امید آنک ه تا بهار و تابستان آینده از حمله ایرانیان آسوده خواهند ماند با شتاب به استوار کردن برج و باروی شهر ها و فراهم اوردن خواربار دست یازیدند. انان چون می دانستند که خود به تنهائی با مردان کورش برابر نیستند پیک هائی به اسپارت فرستادند و در خواستند تا پرخاشجویان آن سامان هرچه زودتر به یاری آنان بشتابند

از آنجای که پیشگویان هلنی که اندرزگویان فرمانروایان دولت های یونانی بودند دشمنی با کورش را برای شهر های یونانی نابخردانه میدانستند و چون اسپارت نیز نمیخواست و یا یارای آن را نداشت که در آن هنگام با کورش درآویزد

یونانیان آسیا از کمک دیگران برخوردار نشدند و تنها کاری که اسپارتیان کردند این بود که پیکی به ساردیس گسیل داشتند تا کورش را بگویند که از ویران کردن شهر های یونانی خود داری کند زیرا لاسدمونیان چنین کرده ای را به چشم بد خواهند نگریست

گویند هنگامی که کورش این سخنان را بشنید از یونانیان نزدش پرسید که این لاسدمونیان که هستند و چندند که دل آن را داشته اند که وی را بیم دهند و همین که انچه را میخواست درباره انان بداند دانست به پیک اسپارتی گفت : من تا کنون از مردمانی که در بازار شهر خود گرد می آیند تا یکدیگر را فریب دهند و برای هم وسگند دروغ یاد کنند نترسیده ام. اگر زنده بمانم اسپارتیان خود به اندازه ای دردسر خواهند داشت که از ان سخن بگویند و از گرفتاری های یونانیان آسیا دم نزنند . این بگفت و فرستاده اسپارتی را باز فرستاد

نگاه چون از سوی مرزهای خاوری ایرانشهر دل آسوده نبود آهنگ رفتن به میهن کرد و به سوی هگمتانه – همدان – روان شد . پیش از رفتن از ساردیس فرماندهی شهر را به اتبالوس پارسی داد و برای آنکه سیاست را از نیروی مالی جدا کند گنجینه های کرزوس را به پاکتیاس لودیائی سپرد

از آنجا که شهر های یونانی به خودی خود و بی پشتیبانی دیگران کاری از پیش نمی توانستند برد کورش بدانان اعتنائی نکرد و بر ان بود که یکی از فرماندهان خود را برای گوشمالی انان بفرستد ولی خود رهسپار پایتخت ایرانشهر همدان شد

 

 

.

دسته‌ها
کورش کورش و یونانیان آسیا

یونانیان آسیا و کورش

گمان میرود که برخی از مردمان بومی آسیای کوچک مانند فریگیه ای ها ، میسیه ای ها ، پامفی ایه ای ها و پنتی ها که پیش از گشودن ساردیس فرمانبردار کرزوس بودند با آمدن کورش پیروز گشتن او باج گزارش شدند

هیچ یک از نویسندگان کهن از این پیشامد سخنی نمی گوید ولی از تاریخ هرودتوس چنین بر می آید که بجز یونانیان شهر های کاریه ولی کیه ، همه مردمی که در پارینه دست نشانده  خاندان مرم ناده بودند پس از برافتادن کرزوس بی انکه دست به تیغ برند به نزد کورش سرفرمانبرداری فرود آوردند و از مهر او برخوردار شدند

پیش از جنگ با لودیه کورش پیکی نزد این یونانیان گسیل کرده و از آنان در خواسته بود تا کرزوس را تنها بگذارند و در شمار بدخواهان ایرانیان در نیایند لیکن یونانیان که از تیغ و بازوی کورش اگاهی نداشتند و از سوی دیگر بازرگانی با سرزمین های دیگر و آرامشی که زیر سایه پادشاهان لودیه یافته بودند یکباره آنان را توانگر و خودپرست کرده بود سخن او را نپذیرفتنه بودند. اما چون دولت نیرومند لودیه یکباره از پای در آمد بر این مردمان روشن شد که نیروی سپاهی و فرماندهی ایرانیان بی مانند است و برای همه کشور های دیگر بیم و انگیز است

یونانیان آسیا از سرنوشت لودیه در هراس افتادند و فرستادگانی نزد کورش گسیل کردند و درخواستندکه با ایشان همان گونه رفتار کند که کرزوس رفتار میکرد، یعنی باجی بگیرد و کاری به کارشان نداشته باشد. لیک کورش نپذیرفت.

.

دسته‌ها
حمله و فتح لودیه توسط کورش کورش کورش و یونانیان آسیا

نتیجه پیروزی کورش بر لودیه

کشور لودیه نیرومند ترین دولت آن روزگار بود و پادشاه جنگجویش نه تنها بهترین سربازان سرزمین خود را زیر فرمان داشت بلکه با زر و سیم فراوانی که از کانها و از راه کشاورزی و بازرگانی به دست می اورد ، میتوانست جنگاورترین بیگانهگان را نیز به مزدوری گیرد و یا با خود یار کند

از این رو امید همه بد خواهان کورش به مردان لودیه و گنج های ساردیس بسته بودو هنگامیک ه سپاهیان پارسی دروازه های آن شهر را گشودند آن همه امید  بر باد رفت. از ان پس بابل و مصر و یونان در هراس فراوان میزیستندو همواره بیم داشتند که کورش بر انان بتازد زیرا با در هم شکستن لودیه ، کوفتن هم پیمان وی هم دنبال می امد . این پیروزی راه پیشرفت پاررسیان را روشنتر و پاکتر کرد و بدان امید بیشتر بخشید و دشمنانش را به هراس افکند و چنان که خواهیم اورد گروهی از انان خود به فرمانبرداری کورش گردن نهادند

پس از انکه سرزمین زرخیز و بارور لودیه با آن همه مردان جنگاور فرمانبردار ایران شد ، پارسیان بر راه های بازرگانی میان آسیا وو و اروپا که از آسیای کوچک میگذشت دست یافتند و توانستند از ان پس با آزادی بیشتر با بدخواهانشان رفتار کنند

نتیجه دیگر پیروزی بلند نامی کورش و پیچیدن اوازه رفتار نیکوی وی با مردمان بود، از ان پس بدخواهانش دریافتند که وی نه تنها مرد رزم است بلکه خردمند و مردم نواز نیز میباشد امید فراوان در دل ها بشکفت و گروهی بسیار آماده بندگی و فرمانبرداری او شدند

در بابل بسیاری از بومیان که از رفتار نبونه ئید در خشم بودند و هم چنین انبوه جهودانی که به بندگی زندگی می گذراندند امید در پیروزی کورش بستند

از نتیجه های مهم این پیروزی یکی آن است که مردمان ایران را با برادران نژادی یونانی آنان آشنا کرد. اگر چه در دیده یونانیان ، پارسیان – بیگاناگن = بربرها – بودند و اگر چه ایرانیان ، یونانیان را آشوبگر و پول پرست می شمردند لیکن در میان هر دو قوم کسانی بودند که از آزاد منشی و دین و آئین دیگری و خویشاوندی قومی با آن آگاهی داشتند در این جا بود که نخستین بار این دو قوم هند و اروپائی بهم رسیدند و چون ایرانیان به رهبری کورش و پارسیانش به جهان باختر نزدیک شدند نام پارسی به همه انان داده شد و از آن پس باختر زمینیان ما ایرانیان را پارسی خواندند

از سوی دیگر چون پدران ما نیز نخست با آن گروه از گریک ها یا هلن ها که ایونی نام داشتند باز خوردند همه هلن ها را یونانی – پارسی باستان یئونا – نام دادند و سرزمینشان را که خود انان هلاس میگفتند و امروز گریس گویند ، یونان – به پارسی باستان یئونه – نامیدند

.

دسته‌ها
حمله و فتح لودیه توسط کورش کورش کورش و یونانیان آسیا

کورش و یونانیان آسیا

در میان یونانیان نیز کسانی بودند که از خبر پیشرفت کورش پادشاه مادها وحشت داشتند و آماده جنگ میشدند کورش که میدانست کرزوس و پدرش بیشتر شهرهای یونانی آسیای کوچک را با زور به جنگ آورده اند پیش از  لشکر کشی به سوی لودیه بر آن شد که آنها را بر پادشاه لودیه بشوراند

بنابراین فرستاده ای گسیل کرد تا کلانتران آن شهر ها را بر کرزوس بر انگیزد لیکن آنان که از راه بازرگانی توانگر و توانا شده بودند و دولت لودیه هم به جز گرفتن باج کاری به کارشان نداشت از کرزوس خرسند و دلشاد بودند از این گذشته آنان از نیرومندی پارسیان هیچ کس اگاه نبودند و اوازه شکوه و زور اوری مرزوئس بسیار به گوششان خورده بود بنابراین در خواست کورش را نپذیرفتن ولی هنگامی که کرزوس از ایشان درخواست کرد تا با وی به دشمنی با کورش همداستان شوند همه انان جز میلیتوس این خواهش را پذیرفتن زیرا از یک سوی کرزوس را نیرمندتر می پنداشتند و امید به پیروزی وی و انباز شدن در تاراج و دستبرد دارائی دشمنش بسته بودند و از سوی دیگر کورش نزد ایشان ناشناس و بیگانه بود و کرزوس را که به تمدن و فرهنگشان دلبستگی نشان میداد بیشتر میخواستند  تنها آزادگانی که در میلیتوس فرمانروا بودند و هرگز سر بندگی در برابر لودیه فرود نیاورده بودند درست پیشبینی کردند و چون گمان بردند که سودشان در دوستی با کورش است از پیوستن به دشمن وی خودداری کردند واز این راه نزد کورش بسیار گرامی شدند و آبرو یافتند

 

 

.