انوشیروان

انوشیروان

در داد و فرهنگ نوشین‏روان

چو خورشید بنمود تابنده چهر در باغ بگشاد گردان سپهر…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

ساختن نوشین روان، شارستان سورسان را

ازان پس که گیتى بدو گشت راست جز از آفرین…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

جنگ گو و طلحند

چو برزد سر از برج شیر آفتاب زمین شد بکردار…

بیشتر بخوانید »
بوزرجمهر

بزم چهارم نوشین روان با بزرگمهر و موبدان

دو هفته برین نیز بگذشت شاه بپردخت روزى ز کارى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

برگشتن نوشین‏روان، گرد پادشاهى خویش

خردمند کسرى چنان کرد راى کزان مرز لختى بجنبد ز…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

رزم خاقان چین با هیتالیان

چنین گفت پر مایه دهقان پیر سخن هرچ زو بشنوى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

بار دیگر رزم کردن گو و طلحند و مردن طلحند بر پشت پیل

ز درگاه طلخند بر شد خروش ز لشکر همه کشور…

بیشتر بخوانید »
بوزرجمهر

بزم پنجم شاه نوشین روان با بزرگمهر و موبدان

برین نیز بگذشت یک هفته روز بهشتم چو بفروخت گیتى…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

سزا دادن کسرى الانان و بلوچیان و گیلانیان را

ز دریا براه الانان کشید یکى مرز ویران و بیکار…

بیشتر بخوانید »
انوشیروان

آگاه شدن نوشین روان از کار هیتالیان و سپاه کشیدن به جنگ ایشان

پس آگاهى آمد بشاه بزرگ ز خاقان که شد نامدار…

بیشتر بخوانید »