باب اول در عدل و تدبیر و رای

باب اول در عدل و تدبیر و رای

حکایت کنند از جفا گستری

حکایت کنند از جفا گستری که فرماندهی داشت بر کشوری…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

یکی بر سر شاخ، بن می برید

یکی بر سر شاخ، بن می برید خداوند بستان نگه…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

به تدبیر جنگ بد اندیش کوش

به تدبیر جنگ بد اندیش کوش مصالح بیندیش و نیت…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

شنیدم که دارای فرخ تبار

شنیدم که دارای فرخ تبار ز لشکر جدا ماند روز…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

حکایت شنو کودک نامجوی

حکایت شنو کودک نامجوی پسندیده پی بود و فرخنده خوی…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

شبی دود خلق آتشی برفروخت

شبی دود خلق آتشی برفروخت شنیدم که بغداد نیمی بسوخت…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

شنیدم که از نیکمردی فقیر

شنیدم که از نیکمردی فقیر دل آزرده شد پادشاهی کبیر…

بیشتر بخوانید »
باب اول در عدل و تدبیر و رای

الا تا بغفلت نخفتی که نوم

الا تا بغفلت نخفتی که نوم حرام است بر چشم…

بیشتر بخوانید »