باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت عالم بی عمل

یکی را گفتند : عالم بی عمل به چه ماند…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت حسود

حسود از نعمت حق بخیل است و بنده بی گناه…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت صیاد

صیاد بی روزی ماهی در دجله نگیرد و ماهی بی…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت طالب روزی

ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت محال عقل

دو چیز محال عقل است : خوردن بیش از رزق…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت درویش ضعیف حال

درویش ضعیف حال را در خشکی تنگ سال مپرس که…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت نانش نخورند نامش نبرند

هر که در زندگانی نانش نخورند چون بمیرد نامش نبرند…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت مفلسان

شیطان با مخلصان بر نمی آید و سلطان با مفلسان…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت از که بریدی و با که پیوستی

جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت معصیت

معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از…

بیشتر بخوانید »