باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت قطره قطره سیلی گردد

اندک اندک خیلی شود و قطره قطره سیلی گردد یعنی…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت سفله

عالم را نشاید که سفاهت از عامی به حلم درگذراند…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت جوانمرد

جوانمرد که بخورد و بدهد به از عابد که روزه…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت دوستی

دوستی را که به عمری فراچنگ آرند نشاید که به…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید

مشک آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید .…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت هنر بنمای اگر داری نه گوهر

جوهر اگر در خلاب افتد همچنان نفیس است و غبار…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت شرط عقل است صبر تیرانداز

کشتن بندیان تامل اولی ترست بحکم آنکه اختیار باقیست توان…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت دشمن

هر که دشمن پیش است اگر نکشد ، دشمن خویش…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت مشورت

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه…

بیشتر بخوانید »
باب هشتم در آداب صحبت و همنشنى

حکایت اسیر بند شکم

گر جور شکم نیستی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی…

بیشتر بخوانید »