دسته‌ها
ریاضیدان فیلسوف قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

ابونصر محمد بن محمد فارابی

ابونصر محمد بن محمد فارابی در سال ۲۵۲ – ۲۵۹یا ۲۶۰ هجری – فیلسوف ، ریاضیدان و موسیقیدان بزرگ ایرانی و سر سلسله حکمای اسلامی است  که با بررسی آثار حکما و فلاسفه یونان به ویژه ارسطو اسرار آنها را کشف کرد و مشکلات کتب آنها را توضیح داد و نواقص کار آنان را دریافت و شرح هایی بر آثار ارسطو نوشت

وی را معلم ثانی لقب دادند . فارابی از بزرگترین نویسندگان کتابهای موسیقی است

فارابی علاوه بر شرح و توضیح آثار حکمای یونان خود نیز آثار مهمی به وجود آورد و کتابها و رساله های متعدد در حکمت ، فلسفه ، منطق ، نجوم و موسیقی نوشت . مجموعا ۱۲۰ جلد کتاب و رساله را بدو منسوب میدارند . از جمله کتابهای او در موسیقی عبارتند از

  1. المدخل الی صناعه الموسیقی
  2. کلام فی الموسیقیا و احصاء الابقاع
  3. فی النقره مضافا الی الایقاع
  4. الحصاء العلوم
  5. الموسیقی الکبیر
  6. رساله ای موسوم به مقالات

احصاء العلوم :

این کتاب چند فصل دارد و در آن علم عدد ، هندسه ، علم مناظر، موسیقی ، طبیعی ، الهیات ، منطق ، لغت ، نحو و غیره بحث میکند .

در فصل مربوط به موسیقی رئوس مطالب مربوط به موسیقی نظری و عملی و برنامه ای را که برای طالبین و محققین این علم ضروری استبیان میدارد و درباره طرز تالیف الحان و تعیین نسبت بین وزن نغمه ها و ایقاع بحث میکند

از تالیفات و تصنیغ الحان موسیقی و تلفیق آن با کلام منظوم گفتگو میکند و اینکه آن را چگونه باید به کار برد تا تاثیر الحان موسیقی بیشتر گرددو منظور حاصل شود

الموسیقی الکبیر :

مهمترین و مفصل ترین کتاب فارابی وبزرگترین اثری است که تا کنون در موسیقی مشرق زمین نوشته شده است

الموسیقی الکبیر در دو مجلد بود که جلد اول که مفصلتر بوده اکنون در دست است و جلد دوم آن که کوتاهتر بوده ازبین رفته است  فارابی در این کتاب درباره اصول فیزیکی صوت و دیگر مطالب مربوط به آن تحقیقاتی دارد

فارابی این کتاب را به خواهش دوست خود ، ابوجعفر محمد وزیر نوشته و غرضش از نوشتن آن ظاهرا رفع اشتباهات دانشمندان قدیم یونان بوده است زیرا در مقدمه ان میگوید : من در اظهارات عموم علمای شعب مختلف علوم نظری یونان نقصهایی مشاهده میکنم . ومیگوید که کتاب بزرگ موسیقی خود را برای آن نوشته است تا مسائلی که بر یونانیان مجهول بوده آشکار سازد

فارابی با تبحری که در علوم یونان قدیم پیدا کرده بود قسمتی از کتاب خود را به انتقاد و نظریه دانشمندان ان دیار اختصاص داده و عقاید آنان را شرح کرده و خطای هریک را توضیح داده

فارابی نه تنها یکی از بزرگترین دانشمندان علم نظری موسیقی بود بلکه در عمل موسیقی نیز استادی بنام و زبردست و نوازنده ای توانا و ماهر بود و به قول جمعی در نواختن قانون مهارت داشته است

فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر پس از تعریف موسیقی ، از موسیقی شناسی بحث می کند و از تاثیر آن در روح از دید روانشناسی و تصویری که از شنیدن الحان در ذهن حاصل میشود گفتگو می نماید و نیز از صداشناسی و موسیقی عملی و نظری صحبت می دارد او آهنگ ها را از حیث ایقاع به دو بخش متصل و غیر متصل تقسیم میکند و  ضرب متصل  یا دوضرب و  ضرب غیر متصل   را – که ضرب مخلوط و پیچیده  میگوید – توضیح میدهدهمچننی به توضیح و توصیف بعضی از سازهای زمان خود و پیش از اسلام پرداخته و چون عود را کاملترین سازها میدانسته نخست آن را برگزیده و بر روی آن بحث کرده است . گویند فارابی سیم پنجمی هم بع عود افزوده است – عود پنج وتری را عود کامل و دیناری می گفتند –

فارابی با استفاده از فواصل فراموش شده موسیقی ایران گامی ترتیب داده است و نکته قابل توجه در گام فاصله ۲۵ واحدی است که اکنون اروپاییان به عنوان نیم پرده و واحد فاصله موسیقی پذیرفته اند و به وسیله آن گام معتدل را ساخته اند . فااربی پرده معرف این فاصله را  دستان فرس  نامیده استو این نکته نشان می دهد که این پرده از قدیم در ایارن شناخته شده بوده

 

دیگر زندگی نامه ابو نصر فارابی

 

.

دسته‌ها
ریاضیدان فیلسوف قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابونصر فارابی

ابو نصر فارابی در سال ۲۵۰ در وسیج نزدیک فاراب ترکستان به دنیا آمده و پدرش نیز از نیروهای لشکری به شمار میامده وی در جوانی ذوق تحقیق و فراگیری فلسفه داشته و در طلب استاد و راهنما از این دارالعلم به آن دارالعم رهسپار بوده و کاری حز مطالعه و مقصدی جز علم نداشته .

گویند که فارابی در حدود چهل سالگی به بغداد رهسپار شده و در این زمان از علم صرف و نحو وفقه و حدیث بهره ها داشته ولی در منطق و فلسفه مطالعات چنانی نداشته است . هنگامی که به بغداد رسید از زبان عربی چیز زیادی نمیدانست پس نزد ابن السراج به خواندن علم نحو پرداخت و در مقابل به او منطق آموخت

. فارابی مردی زاهد بود و در کسوت درویشان زندگی میکرد و جز به تحقیق و تالیف به چیز دیگری رغبت و علاقه ای نداشت وی  ده سال آخر عمر خویش را در حلب و دمشق سپری کرد و در سال  329 دفات یافت وی را باعزت و احترام در دمشق دفن کردند .

کار بزرگی را که کندی آغاز کرده بود فارابی با متانت و قدوت ادامه داد او زبان عربی را با فلسفه آشنا کرد . فلسفه ای که از یونانی به زبان ای عربی و سریانی نقل شده بود با این زبان ها انس نداشتاگر فارابی جز اینکه به زبان عربی  فلسفه  آموخته کاری نکرده بود قام معلمی او در عالم اسلام محروز بود  .

مقام فارابی در تاریخ فلسفه

فارابی در صدر دورانی از تاریخ و فرهنگ اسلامی قرار دارد که از جهاتی میتوان آن را دوره  تجدید حیات علم و فلسفه خواند و بی مناسبت نیست که او را معلم ثانی خوانده اند . او در حقیقت مجدد فلسفه و موسس فلسفه اسلامی است  فلسفه ای که در عالم اسلام گسترش  پیدا کرد و تاریخ ان از زمان فارابی تا کنون ادامه دارد.

موضوع فلسفه از نظر فارابی  « وجود من حیث هو وجود » یا مطلق وجود است . ارسطو گفته بود که موضوع فلسفه اولی مطلق وجود است و فارابی توجه خاصی به ارسطو و آثار وی داشته است فلسفه مجموعه نظر ها و آرای موفق و مخالف نیست همچنین از شاگردان ارسطو آموخته بود که فلسفه تشبه بالاله است یعنی آگاهی به نظام موجودات و ترتیب قوا و چگونگی حدود افعال .

در نظر فارابی فیلسوف ریس مدینه است و چنان که خداوند  عالم را اداره میکند فیلسوف هم امور مدینه را نظم میبخشد  از این بیان استنباط میشود که فارابی به فلسفه سیاسی توجه بیشتری داشته است .فارابی هرگز نمیخواسته سیاست را با فلسفه توجیه کند او سیاست را از فلسفه به نحو منطقی نیز استنتاج نکرده است و فلسفه صورت قوام مدینه است و با آن در آن نیست  میان اجزا مدینه و اهل آن نسبت مدینه با عالم طبیعت و یا مبدا عوالم بیان میشود. علاوه بر این فلسفه عین آرای اهل مدینه فاضله است که در وجود رئیس مدینه تحقق پیدا کرده است

 

فلسفه فارابی :

 فارابی شاگرد افلاطون و ارسطو بوده وبا فلسفه یونانی انس پیدا کرده است اما خود اهل آزمون و تعقل بوده و به آموختن صرف و الفاظ و عبارات استادان یونانی اکتفا نکرده است . او در فلسفه و با فلسفه  ، عالمی را درک کرده است که گرچه شباهت هایی با عالم افلاطون و ارسطو دارد ولی نباید با هم اشتباه گرفت

 فارابی فلسفه را از یونانیان آموخت ، یعنی فلسفه از خارج به عالم اسلام آمد . اما در تفکر فارابی چنان هیئتی پیدا کرد که با عالم اسلام بیگانه نبود. درست است که او آرای فارابی  ، ارسطو و افلاطون را در منطق و طبیعیات و اخلاق و مابعد الطبیعه  آموخت اما آنها را چنان در یک نظام فلسفی  به صورت سازگار و مناسب تالیف کرد که او را فیلسوف التقاطی نمیتوان دانست

اساس فکر فارابی این بود که فلسف حقیقی یکی بیش نیست و استادان بزرگ فلسفه نمیتوانند با هم اختلاف داشته باشند زیرا مقصد آنها واحد است و در طلب حقیقت واحدند .

 

منطق فارابی :

فارابی اهتمام خاصی به مباحث منطق داشته و آثار مهمی در این باب نوشته و کوشیده که مقام و اهمیت منطق را در زمانی که کسانی منکر آن بودند معین کند و نشان دهد که اهل علم چه نیازی به منطق دارند و نشاند دهد ه فوایدی از آن میتوانند ببرند. فارابی منطق را صناعتی می داندکه با آن عقل قوام پیدا میکند و در مواردی که  دچار خلط و اشتباه می شویم ما را به راه راست هدایت میکند

فارابی معقولات را به دو دسته « بدیهی »  و « نظری » تقسیم میکند  مرم در بدیهیات به اشتباه دچار نمیشوند . چنان که همه تصدیق میکنند که کل از جزء بزرگتر است . اما معقولات دیگر را باید با کمک فکر و قیاس درک کرد و در این امور است که به منطق نیاز پیدا میشود فارابی علم منطق را با علم نحو  قیاس میکند و می گوید منطق با معقولات همان نسبتی را دارد که نحو با الفاظ دارد . همچنین فارابی منطق را قابل قیاس با علم عروض می داند . این قیاس ها از آن جهت اهمیت دارد که منطق به عنوان صورت معانی از زبان جدا میشود و در حکم صورت کلی عقل نوع بشر قرار میگیرد . ارسطو و افلاطون نیر با همین رویه به منطق نگاه میکردند

 

ما بعد الطبیعه فارابی :

حاصل سعی فارابی  در توحید و توفیق فلسفه ، نظام و صورتی از آن است که با دین نیز بیگانگی و تعارض آشکار ندارد و چنان فراهم شده است که  فیلسوف میتواند آن را باطن دین تلقی کند . علم الهی که ارسطو آن را تاج فلسفه اولی می دانست به همان صورت که در کتاب  مابعدالطبیعه ارسطو امده بود باقی نماند

فارابی گفت علم الهی سه بخش است :

بخش اول در ذات موجود من حیث هو موجود است و این عوارضاموری است که بی واسطه عارض موجود میشود . مراد از مطلق موجود هم این است که موجود به هیچ قیدی اعم از الهی ، ریاضی و طبیعی مقید نباشد

بخش دوم شامل بحث از میادی علوم جزئی مانند منطق و ریاضیات است

در بخش سوم از موجوداتای بحث میشود که جسم نیستند و در اجسام هم نیستنددر این بخش در آغاز سوال میشود موجود غیر جسمانی وجود دارد و اگر وجود دارد این موجود واحد است یا کثیر متناهی است یا نا متناهی ؟

و اگر موجودات غیر جسمانی کثیرند همه در یک مرتبه اند یا بعضی قویتر و بعضی ضعیف تر؟

فارابی موجودات ار کثیر میداند و معتقد است این کثرات متناهی اند و در پاسخ سوال سوم قائل به مراتب است . به نظر او موجودات از ناقص ترین  مرتبه به سوی کمال در حرکتند و هیچ چیز در مرتبه کمال به او نمیرسد وبه همین جهت ضد ونظیر هم ندارند.

فارابی شاید در تاریخ فلسفه اولین کسی بود که وجود را به « واجب » و « ممکن » تقسیم کرد و گفت که وجود بیرون از این دو قسم نیست واجب الوجود هم به واجب الوجود بالذات و واجب الوجود بالغیر تقسیم می شود و البته واجب الوجودبالغیر در حد ذات خود ممکن است و وجوب ان از خارج میاید . ممکن الوجود برای آنکه موجود شود به علت نیاز دارد و چون سلسله علت تا بی نهایت نمیرود باید این علل به وجودی منتهی شود که واجب است یعنی به ذات خود موجود است و او موجود اول است و همه موجودات از او وجود می یابند. گفتیم که این موجود واجب الوجود بالذات است و ماهیت هم ندارد یا ماهیتش عین وجود است و ما در فرض و وهم  ، هم نمیتوانیم آن را ناموجود بنگاریم زیرا از فرض تناقص و محال لازم می آید .

 

آثار فارابی :

شرح فارابی بر کتابهای ارسطو و همچنین تعلیقه او بر کتاب ارغنون باقی نمانده است اما آثار منطقی متین و دقیق او زمینه تدوین و تالیف کتابهای مهمی مانند منطق شفا و اساس الاقتباس را فراهم آورده است

اثار مهم فارابی که تاکنون به چاپ رسیده اند :

التوطه فی علم المنطق    –

 المدخل  الی المنطق  –

شرح کتاب ایساغوجی فرفوریوس  –

شرح کتاب مقولات  –

تعلیقات ائالوطیقا الاولای ارسطو  –

کلام له فی الشعر و القوافی  –

الالفاظ المستعمله فی المنطق  –

عیون المسائل فی المنطق  –

فصول یحتاج الیها فی صناعه المنطق  –

فارابی مقالات و رسالاتی در مسائل الهی و طبیعی و ریاضی نوشته از جمله آنها در مابعد الطبیعه :

رساله اغراض ما بعد الطبیعه

کتاب فی الواحد و الوحده

فصول فلسفیه منتزعه من کتب الفلاسفه

الفلسفه و سبب ظهورها

فی لاخلا

النکت فی ما یصح و ما لا یصح من احکام النجوم

دیگر آثار فارابی :

جواب مسائل سئل عنها

عیون المسائل

الرد علی جالینوس

الرد علی یحیی النحوی

الرد علی محمد زکریا رازی فی العلم الالهی

الرد علی ابن الراوندی

احصاء العلوم

فلسفه افلاطون

فلسفه ارسطو

کتاب الحرف

اثار اخلاقی و سیاسی :

 

اراء اهل المدینه الفاضله

فصول المدنی

التنبیه علی سبیل السعاده

تخلیص النوامیس

فی المله الفاضله

فی التحصیل السعاده

سیاسه المدینه

مقاله فی السیاسه

فارابی کتابی هایی نیز در موسیقی نوشته که مهمترین آنها الموسیقی الکبیر است

.

دسته‌ها
ریاضیدان فیلسوف قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه فارابی – معلم ثانی

محمد معروف به ابو نصر فارابی در وسیج فاراب واقع در ترکمنستان شوروی پیشین متولد شد . فاراب بعدها به اترار تغییر نام یافت .فارابی بیشتر عمر خویش را در بغداد گذرانید و در سال ۳۲۰ – ۳۳۰ هجری – به دعوت  سیف الدوله همدانی نزد وی رفت ، به شام ومصر هم صفر کرد و سر انجام در دمشق از دنیا رفت .

فارابی در تمام زندکی خویش کار دولتی نداشت و خیلی ساده و با لباسی صوفیانه زندگی میکرد. در فلسفه معتقد بود بین فلسفه افلاطون و ارسطو اختلافی نیست . در سیاست آرای اهل مدینه فاضله را نوشت و برای رهبر آن دوازده شرط گذاشت که این دوازده شرط چنین است

رهبر مدینه فاضله باید :

  1. خوش فهم
  2. خوش حافظه
  3. تیز هوش
  4. خوش بیان
  5. هوادار آموزش
  6. دشمن شهوت پرستی
  7. راستگو
  8. بزرگ طبع
  9. بی اعتماد به مال دنیا
  10. هوادار عدل و دشمن ظلم و ستم
  11. مقاوم در برابر زور
  12. با اراده و جسور

باشد

معروف است ابن سینا کتاب مابعد الطبیعه ارسطو را بارها خوانده بود و نتوانسته بود مضمون آن را درک کندو سر انجام با راهنمایی یک کتاب فروش به تفسیر فارابی در این باره دست یافت و به یاری آن توانست مفهوم های دشوار آن کتاب را دریابد

فارابی یکی از از بنیانگذاران دانش و فلسفه در شرق در زمینه ریاضیات هم کارهای زیادی انجام داده و شاخه های مختلف ریاضیات زمان خود را به جلو برده است. فارابی به طور جدی درباره موضوع های مهم مربوط به روش شناسی ریاضیات کار کرد و نمونه های عالی از کاربرد روش ها و نظریه های ریاضی را در حل مسئله های گوناگون دانش های طبیعی و صنعت ارائه کرد و سرانجام بررسی هایی هایی به کلی تازه در ریاضیات نظری انجام داد . میبینیم موفقیت های فارابی در ریاضیات  در هر سه زمینه استکه به طور دقیق به هم بستگی دارد: روش شناسی ، کاربرد علمی و جنبه های نظری

جالب ترین جنبه ها از نظر تاریخ نظری ریاضی ، بررسی های فارابی در مثلثات و هندسه است . فارابی در کتاب خود به نام شرح مجسطی یکی از نخستین کسانی است که تانژانت و کتانژانت را در دایره مثلثاتی وارد و قضیه سینوس ها و تانژانت ها را برای مثلث کروی قائم الزراویه ثابت کرد

فارابی در رساله ای که در زمینه هندسه نوشته است برای نخستین بار در تاریخ ریاضی به صورت منظم مسئله های مربوط به ساختمانهای هندسی را مطرح میکند که از میان انها به ویژه مسئله های مربوط به ساختمانهای هندسی که به یاری پرگار ثابت رسم میشود رسم سهمی ، رسم چند ضلعی های منظم و همچنین رسم روی کره را میتوان جال توجه دانست

فارابی در نوشته های خود به بنیانهای ریاضیات و به روش طرح مفهوم های اصلی و بنیانی ریاضیات اهمیت زیادی می دهد وی یکی از نخستین کسانی است که در تاریخ ریاضیات اثر معروف اقلیدس به نام اصول را بررسی انتقادی کرده است

فارابی در اثر مشهور خود  احصاء العلوم  دانش ها را بر حسب جنبه آموزشی انها تقسیم بندی میکند. وی شیوه اقلیدس را که بیش از اندازه به روش ترکیب اهمیت می دهد مورد بررسی انتقادی میدهد و برای رسیدن به نتیجه روش تجزیه را هم سفارش می کند:

پایه های هندسه و حساب با دو روش آموخته میشود . روش تجزیه و روش ترکیب ، ریاضیدانان باستانی در نوشته های خود این دو روش را توام می کردند ولی اقلیدس روش خود را تنها با روش ترکیبی نوشت

فارابی در کتاب عظیم خود به نام  موسیقی کبیر  توانست با موفقیت این دو روش را با هم همراه کند . این موضوع را میتوان از این جمله ها که در پیشگفتار کتاب خود آورده است به خوبی فهمید :

تا اینجا از تجزیه استفاده کردیم . برای آنکه هنر موسیقی را به خودی خود بیاموزیم ترکیب را هم به کار میبریم . تجزیه به این مناسبت برای ما لازم است که عنصر ها را در ردیفی که شناخته شده اند منظم کنیم .. یعنی به همان ردیفی که این عنصر ها برای ما شناخته شده اند . برعکس ترکیب این عنصر ها را به ردیفی که در واقع وجود دارند تنظیم میکند

فارابی طرح مفهوم های بنیانی هندسه و اصل های هندسی را در رساله ویژه ای به نام  بررسی دشواری های مقاله اول و مقاله پنجم اقلیدس در هندسه داده است. در اینجا او با اندیشه فلسفی عمیقی درباره سر چشمه مربوط به پیدایش مفهوم های بنیانی هندسه از راه انتزاع تدریجی و گام به گام انها از دنیای مادی ئ ئاقع گفتگو می کند. برای نمونه فارابی با اشاره به تعریف هایی که اقلیدس در مقاله اول اصول خود آورده است مسیر جدا شدن مفهوم های ریاضی را از واقعیت تجزیه و تحلیل میکند . فارابی دو حالت را بررسی میکند نخست این که چیزیرا که نزدیک به احساس مستقیم است مقدم بدانیم ، دوم اینکه چیزی را که نزدیکتر به عقل است در جای اول قرار دهیم

بررسی و مطالعه کتابهای  

  1. موسیقی کبیر
  2. رساله ساختمانهای هندسی
  3. شرح مجسطی
  4. و ….

از کتابهای فارابی از نظر روان شناسی علمی اهمیت بی اندازه دارد . کتاب بزرگ موسیقی کبیر نمونه بسیار ارزنده ای برای دانشمندان است که به یاری آن بفهمند چگونه میتوان مسئله های دشوار دانش های طبیعی را به یاری ریاضیات حل کرد

غعالیت های مربوط به روان شناسی آموزشی و روش شناسی علمی فارابی مثل بسیاری از کارهای دیگر دانشمندان ایرانی کم و بیش ناشناخته مانده است و نیاز به بررسی ویزه ای دارد

از نظر فلسفی ، فارابی همراه این سینا و ابو ریحان بیروی تلاش موفق در زمینه عقلانی کردن دین انجام دادند و تلاش کردن جنبه های ناسازگار با منطق را که در مذهب های مختلف وارد شده بود از آن پاک کند که البته با ورود برخی اندیشه های قشری که بعد ها در زیر نفوذ خلفا به مذاهب راه یافت خنثی شد . و دیگر فیلسوف با نفوذی پیدا نشد که بتواند از عهده جوابگویی به آن ها بر آید و یا شجاعت ان را نداشت که در برابر اندیشه هایی چون انچه که محمد غزالی آورده بود بایستد

فارابی در کتاب موسیقی خود ابتدا صوت شناسی را از نظر  فیزیکی مطرح می کند ، گونه های متنوع آواهای طبیعی و غیز طبیعی را شرح می دهد ، بعد به گونه های مختلف سازهایی که در زمان او معمول بوده است میپردازد و سر آخر موسیقی را از نظر غلمی مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . او به ظاهر نخستین نت نویسی را به صورت عدد می اورد و مجموعه ای از موسیقی ای که در زمان او موجود بو.ده یا از پیشینیان باقی مانده بود ضبط میکند

فارابی در واقع برای نخستین بار در جهان موسیقی علمی را مطرح کرده است و این افتخار برای ایرانیان است که نخستین کتاب موسیقی علمی جهان در ایران و به وسیله فارابی نوشته شده است

 

.