ما هیچ، ما نگاه

ما هیچ، ما نگاه

اکنون هبوط رنگ

سال میان دو پلک را ثانیه هایی شبیه راز تولد…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

وقت لطیف شن

باران اضلاع فراغت را می شست. من با شن های…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

نزدیک دورها

زن دم درگاه بود با بدنی از همیشه. رفتم نزدیک:…

بیشتر بخوانید »
ما هیچ، ما نگاه

ای شور، ای قدیم

صبح شوری ابعاد عید ذائقه را سایه کرد. عکس من…

بیشتر بخوانید »