شرق اندوه

شرق اندوه

چند

اینجاست، آیید، پنجره بگشایید، ای من و دگر من‌ها: صد…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

تراو

درآ، که کران را برچیدم، خاک زمان رفتم، آب «نگر»…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

پادمه

می‌رویید، در جنگل خاموشی رویا بود. شبنم‌ها بر جا بود.…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

تنها باد

سایه شدم ، و صدا کردم: کو مرز پریدن‌ها، دیدن‌ها؟…

بیشتر بخوانید »
شرق اندوه

هلا

تنها به تماشای چه‌ای؟ بالا، گل یک روزه نور. پایین،…

بیشتر بخوانید »