بوستان سعدی

باب دوم در احسان

بزارید وقتی زنی پیش شوی

بزارید وقتی زنی پیش شوی که دیگر مَخر نان ز…

بیشتر بخوانید »
بوستان سعدی

کمال است در نفس مرد کریم

کمال است در نفس مرد کریم گرش زر نباشد چه…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

یکی رفت و دینار از او صد هزار

یکی رفت و دینار از او صد هزار خلف برد…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

یکی خار پای یتیمی بکند

یکی خار پای یتیمی بکند به خواب اندرش دید صدر…

بیشتر بخوانید »
باب ششم در قناعت

خدا را ندانست و طاعت نکرد

خدا را ندانست و طاعت نکرد که بر بخت و…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

شنیدم در ایام حاتم که بود

شنیدم در ایام حاتم که بود به خیل اندرش بادپایی…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن

به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک…

بیشتر بخوانید »
باب ششم در قناعت

مرا حاجیی شانه ی عاج داد

مرا حاجیی شانه ی عاج داد که رحمت بر اخلاق…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

شنیدم که پیری به راه حجاز

شنیدم که پیری به راه حجاز به هر خطوه کردی…

بیشتر بخوانید »
باب دوم در احسان

جوانی به دانگی کرم کرده بود

جوانی به دانگی کرم کرده بود تمنای پیری بر آورده…

بیشتر بخوانید »