پند آموز

پند آموز

ما نمک گیر سلطان شدیم

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

زیباترین قلب

مرد جوانی وسط شهری ایستاده بود و ادعا می‌کرد که…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

ای آیینه! من مال خدا هستم

چندین سال پیش بود. ما در یک خانواده خیلی فقیر…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

قشنگ متفاوت باش

شیوانا در گوشه ای از بازار مشغول خرید بود. پسر…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

پیر عاقل

پیرمردی ۹۲ ساله که سر و وضع مرتبی داشت در…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

همه چهار زن دارند

روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که ۴ زن داشت .…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

من کور هستم لطفا کمک کنید

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

فرود فرشته ها در دو خانواده ثروتمند و فقیر

فرشته ایی پیر، ماموریتی در زمین بر عهده داشت٬ فرشته…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

فقر شیشه و ثروت آیینه

جوان ثروتمندی نزد یک انسانی وارسته رفت و از او…

بیشتر بخوانید »
پند آموز

بهترین نقاشی از آرامش

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین…

بیشتر بخوانید »