اسفندیار

اسفندیار

آمدن جاماسپ نزد اسفندیار

بدان روزگار اندر اسفندیار بدشت اندرون بد ز بهر شکار…

بیشتر بخوانید »
هفت خوان اسفندیار

خوان هفتم گذشتن اسفندیار از رود و کشتن گرگسار را

چو یک پاس بگذشت از تیره شب بپیش اندر آمد…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پاسخ رستم به اسفندیار و ستایش کردن نژاد خویش را

بدو گفت رستم که آرام گیر چه گویى سخنهاى نادلپذیر…

بیشتر بخوانید »
اسفندیار

بند کردن گشتاسپ اسفندیار را

چو آگاه شد شاه کامد پسر کلاه کیان بر نهاده…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

آغاز داستان رستم و اسفندیار

کنون خورد باید مى خوشگوار که مى بوى مشک آید…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

ستایش کردن اسفندیار نژاد خویش را

چو از رستم اسفندیار این شنید بخندید و شادان دلش…

بیشتر بخوانید »
اسفندیار

رفتن گشتاسپ به سیستان و سپاه آراستن ارجاسپ بار دیگر

بر آمد بسى روزگاران بدوى که خسرو سوى سیستان کرد…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

سخن اسفندیار با مادرش کتایون

ز بلبل شنیدم یکى داستان که بر خواند از گفته…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

ستایش کردن رستم پهلوانى خود را

چنین گفت رستم باسفندیار که کردار ماند ز ما یادگار…

بیشتر بخوانید »