کی کاووس

کی کاووس

رفتن کاوس به مازندران‏

چو زال سپهبد ز پهلو برفت دمادم سپه روى بنهاد…

بیشتر بخوانید »
کی کاووس

پند دادن زال کاوس را

همى رفت پیش اندرون زال زر پس او بزرگان زرین…

بیشتر بخوانید »
کی کاووس

رفتن کى‏کاوس به مازندران‏

چو کاوس بشنید از او این سخن یکى تازه اندیشه…

بیشتر بخوانید »
کی کاووس

کى کاوس‏

درخت برومند چون شد بلند گر آید ز گردون بروبر…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

سخن گفتن پیران با سیاوش از فرنگیس

یکى روز پیران به به روزگار سیاوش را گفت کاى…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

اندرز کردن سیاوش فرنگیس را

سیاوش بدو گفت کان خواب من بجا آمد و تیره…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

پادشاهى رستم در توران زمین هفت سال بود

تهمتن نشست از بر تخت اوى بخاک اندر آمد سر…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

سخن گفتن پیران با افراسیاب

بشادى بشد تا بدرگاه شاه فرود آمد و بر گشادند…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

گرفتار شدن سیاوش به دست افراسیاب

خود و سرکشان سوى ایران کشید رخ از خون دیده…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

رفتن زواره به لشگرگاه سیاوش

چنان بد که روزى زواره برفت به نخچیر گوران خرامید…

بیشتر بخوانید »