سیاوش

سیاوش

نامه افراسیاب به سیاوش‏

چو بشنید افراسیاب این سخن یکى راى با دانش افگند…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

فرستادن افراسیاب گرسیوز را نزد سیاوش

بگرسیوز این داستان برگشاد سخنهاى پیران همه کرد یاد پس…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

سپاه سپردن سیاوش به بهرام‏

یکى نامه بنوشت نزد پدر همه یاد کرد آنچ بد…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

گفتار اندر گوى زدن سیاوش

چو خورشید تابنده بگشاد راز بهر جاى بنمود چهر از…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

یادآورى راه سیاوش به ترکستان

چو خورشید تابنده بنمود پشت هوا شد سیاه و زمین…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

بازگشتن گرسیوز و بدگوى کردن پیش افراسیاب‏

چنین تا بدرگاه افراسیاب نرفت اندران جوى جز تیره آب‏…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

دیدن سیاوش افراسیاب را

پیاده بکوى آمد افراسیاب از ایوان میان بسته و پر…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

باز آمدن گرسیوز به نزد سیاوش

بر آراست گرسیوز دام‏ساز دلى پر ز کین و سرى…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

هنر نمودن سیاوش پیش افراسیاب

شبى با سیاوش چنین گفت شاه که فردا بسازیم هر…

بیشتر بخوانید »
سیاوش

نامه سیاوش به افراسیاب‏

دبیر پژوهنده را پیش خواند سخنهاى آگنده را برفشاند نخست…

بیشتر بخوانید »