دسته‌ها
برادر کشی کمبوجیه

برادر کشی

کورش پسر کهتر خود بردیه را سپرده بود که هموتره فرمانبردار و پشت و پناه برادر بزرگ خود کمبوجیه باشد و در سایه او به سربلندی و آرامش بزید .

 بردیه شاهزاده ای بود بزرگ تن و زورمند و مردم پسند ، تناوری او از لقبی که به وی دادند بر می آید و زور مندی او از داستنای که درباره کمان کشی اش آورده اند گرایشی که ایرانشهریان به بردیه دروغین نشان دادند به گمان این که وی پسر کورش باشد نمودار پایه و جاهی است که برادر کمبوجیه در دل مردم داشته است

.بردیه شاهزاده ای بود نا آرام و گردنکش ، همین که کورش چشم از جهان فرو بست در گوشه و کنار شاهنشاهی سرکشی هائی رخ داد که بردیه به ظاهر در آنها دخالت داشت . 

کمبوجیه در نیکخوئی و خردمندی به پای پدر نمیرسید و شکیبایی او را در برابر دشوارری ها نداشت وی میخواست کارهای انجام نیافته پدر را سروئ سامانی دهد ، کینش را از دشمنان بازجوید و سزای ستیزه انگیزی آمازیس نیرومند را در کنارش نهد . برای این کارهای سخت خطرناک میبایست خود ایرانیان را سپهدار باشد و میترسید هنگامیک ه از ایران دور می افتد برادر نا آرامش گردنکشی کند و بر تاج شاهنشاهی دست اندازد . به راستی هم چنان مینمود که هرگاه بردیه دست به شمشیر میبرد امید پیروزیش زیاد می بود

کمبوجیه را هراس در ربودن و بر آن شد تا ریشه هرگونه سرکشی را از بیخ برکند و با دلی آسوده به انجام کارهای خود بپردازد پس یکی از دوستان وفادار خود بفرمود تا بردیه را در کمال پنهانی سر به نیست کند ، چنانچه چگونگی کشته شدنش در پرده بماند و کس ندانست که در آب خلیج پارس خفه اش کردند و یا در نخجیر گاه از میانش بردند بردیه هنوز جوان بود که نابود شد لیکن از وی دختری زیبا روی بر جای ماند که پارامیس نام داشت

 

.