داستان رستم و شغاد

داستان رستم و شغاد

کشتن رستم، شغاد را و مردن

چو با خستگى چشمها برگشاد بدید آن بد اندیش روى…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

آگاهى یافتن زال از کشته شدن رستم و آوردن فرامرز گاسونه پدر و به دخمه نهادن

ازان نامداران سوارى بجست گهى شد پیاده گهى بر نشست‏…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

سپاه کشیدن فرامرز به کین رستم و کشتن او شاه کابل را

فرامرز چون سوک رستم بداشت سپه را همه سوى هامون…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

بیهوش گشتن رودابه از سوگ رستم

چنین گفت رودابه روزى بزال که از داغ و سوک…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

آغاز داستان رستم و شغاد

یکى پیر بد نامش آزاد سرو که با احمد سهل…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

رفتن رستم به کابل از بهر برادرش- شغاد

چنین گوید آن پیر دانش پژوه هنرمند و گوینده و…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و شغاد

چاه کندن شاه کابل در شکارگاه و فتادن رستم و زواره در آن

بد اختر چو از شهر کابل برفت بدان دشت نخچیر…

بیشتر بخوانید »