کین سیاوش

کین سیاوش

فرستادن افراسیاب خسرو را به ختن

چو خورشید برزد سر از کوهسار بگسترد یاقوت بر جویبار…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

پادشاهى رستم در توران زمین هفت سال بود

تهمتن نشست از بر تخت اوى بخاک اندر آمد سر…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

رفتن زواره به لشگرگاه سیاوش

چنان بد که روزى زواره برفت به نخچیر گوران خرامید…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

ویران کردن رستم توران زمین را

بر انگیخت آن پیل تن را ز جاى تهمتن هم…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

باز رفتن رستم به ایران زمین

تهمتن چو بشنید شرم آمدش برفتن یکى راى گرم آمدش‏…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

آگاه شدن کاوس از کار سیاوش

چو آگاهى آمد بکاوس شاه که شد روزگار سیاوش تباه‏…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

رسیدن رستم به نزد کاوس‏

پس آگاهى آمد سوى نیمروز بنزدیک سالار گیتى فروز که…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

کشتن رستم سودابه را و سپاه کشیدن

نگه کرد کاوس بر چهر او بدید اشک خونین و…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

کشتن فرامرز ورزاد را

سپه را فرامرز بد پیش رو که فرزند گو بود…

بیشتر بخوانید »
کین سیاوش

لشگر کشیدن سرخه به جنگ رستم

و زان سو نوندى بیامد براه بنزدیک سالار توران سپاه‏…

بیشتر بخوانید »