دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا مترجم معاصر نویسندگان

زندگی نامه علی‌اصغر حکمت

علی‌اصغر حکمت در تاریخ ۲۶ مرداد ماه ۱۲۷۱ –  ۲۳ رمضان ۱۳۱۰ هجری – در شیراز دیده به جهان گشود

علی‌اصغر حکمت پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در شیراز برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در کنار آموختن علوم جدید در مدرسه آمریکایی به آموختن علوم اسلامی نظیر فقه و اصول در مدارس اسلامی پرداخت. معروف است که آیت‌الله میرزا طاهر تنکابنی نیز از اساتید وی بوده است. حکمت همچنین از مشاهیر فرهنگ و ادب فارسی بود که آثار بسیار گرانبهایی به خصوص در زمینه‌های ادبی، تاریخی و فرهنگی از خود برجای گذاشته است. در عرصه سیاست نیز از حکمت به عنوان یکی از موسسین حزب رادیکال یاد شده است.

حکمت در سال ۱۲۹۷ وارد خدمات فرهنگی شد و با نشر مقالات محققانه و تدریس زبان انگلیسی در مدارس متوسطه، کسب شهرت نمود و وارد فعالیت‌های سیاسی شد و با کمک عده‌ای از دوستان و همفکران خود به رهبری علی‌اکبر داور، حزب رادیکال را بنیانگذاری کردند. حکمت تا سال ۱۳۰۹ در وزارت معارف خدمت می‌کرد. در این سال به تشکیلات جدید داور در دادگستری وارد شد و پس از چندی برای مطالعه در امور قضایی و ثبتی به اروپا اعزام شد. وی در اروپا وارد دانشکده حقوق و ادبیات شد و مدرک لیسانس در هر دو رشته گرفت. مأموریت دیگر حکمت در اروپا مطالعه در امر آموزش و پرورش و دانشگاه بود.

حکمت در شهریور ۱۳۱۲ به تهران احضار شد و در کابینه ذکاءالملک فروغی ابتدا کفیل و بعد وزیر معارف و رئیس دانشگاه شد. در کابینه جم نیز وزیر فرهنگ بود، دوران پنج ساله وزارت فرهنگ علی‌اصغر حکمت را باید دوران تحول فرهنگی در این وزارتخانه نام نهاد.. وی نخستین  رئیس دانشگاه تهران و بنیان‌گذار کتابخانه ملّی ایران است

 

فعالیت های حکمت :

  1. تأسیس دانشگاه تهران
  2.  تأسیس دانشسراهای مقدماتی در سراسر کشور
  3. تاسیس کتابخانه ملّی ایران
  4.  برگزاری جشن هزاره فردوسی
  5.  تأسیس فرهنگستان ایران
  6.  ایجاد پیش‌آهنگی و تغییر برنامه‌های مدارس به اصول آموزشی کشورهای خارج
  7.  ایجاد تحول در زبان و ادبیات پارسی
  8.  توجه به آثار باستانی و تشکیل موزه ایران باستان
  9.  تربیت کادر آموزشی و انتشار نشریات و توجه به امر ورزش در مدارس
  10.  توسعه و تکمیل مدارس ابتدایی و متوسطه

 

حکمت پس از معافیت از وزارت فرهنگ در اسفند ۱۳۱۷ در ترمیم کابینه محمود جم به وزارت کشور منصوب شد. در کابینه دکتر متین دفتری نیز همان سمت را عهده‌دار بود. در خرداد ۱۳۱۹ بار دیگر از خدمت معاف شد و به کار تحقیق و مطالعه پرداخت.

وی در ترمیم کابینه فروغی در ۳۰ شهریور ۱۳۲۰ وزیر بازرگانی و پیشه و هنر شد. در ترمیم دیگر کابینه فروغی، وزارت بهداری را برعهده گرفت. در کابینه سهیلی نیز همچنان وزیر بهداری بود.

حکمت در ۱ شهریور ۱۳۵۹ در تهران دیده از جهان فرو بست

 

آثار :

  1. امثال قرآن مجید
  2. شرح احوال جامی
  3. رساله در باب امیر علیشیر نوائی
  4. پارسی نغز (مجموعه‌ای است از برگزیده‌های پارسی‌گویان)
  5. تصحیح کشف‌الاسرار؛ میبدی
  6. ره‌آورد حکمت، از نوشته‌ها و خاطرات شخصی علی‌اصغر حکمت

 

ترجمه:

  1. پنج حکایت از شکسپیر
  2. از سعدی تا جامی؛ ترجمه جلد سوم تاریخ ادبیات ادوارد براون
  3. امین و مأمون؛ ترجمه از سلسله روایات اسلامی جرجی زیدان
  4. ترجمهرستاخیز؛ تألیف تولستوی دانشمند روسی
  5. ترجمه راه زندگانی؛ تألیف نیکولا حداد مصری
  6. تاریخ جامع ادیان، نوشتهٔ جان بی. ناس
  7. نمایشنامه شاکونتالا اثر کالبداسا نویسنده هندی

 

مرا گفت دانائی این داستان                  که بد بوستانی هم از باستان

کهن باغی از عهد مردان کار               تبه گشته از گردش روزگار

درختان فر سوده سالخورده                همه بار خشک و همه برگ زرد

خمش گشته بلبل در آن کهنه باغ          و لیکن نو خوان بهر شاخ زاغ

بطرف چمن دیده نگشوده کس             که بگرفته چهر چمن خارو خس

بهر گوشه اش لانه کرده هوام             بهر جانبش دیو گسترده دام

اگر اهرمن ره بر انگیختی                 در ان باغ هول بگریختی

قضارا یکی مرغ نغمه سرای             به بستان ز عهدی کهن داشت جای

بامید گلهایی آن مرغزار                  جفا بردی از خار آن مرغ زار

بسوی گل پای در گل بدش               بسا خار هجران که در دل بدش

 

.

دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا معاصر

زندگی نامه محمد علی افراشته

محمد علی افراشته در سال ۱۲۸۷ در روستای باز قلعه رشت به دنیا آمد . او از جوانی وارد مبارزه های سیاسی شد و در فاصله سال های ۱۳۲۹ الی ۱۳۳۲ روزنامه فکاهی به نام چلنگر – قفل و کلید ساز – را منتشر ساخت.

افراشته به زبان گیلکی نیز اشعاری سروده است . در سال ۱۳۲۴ مجموعه شعری از او به نام آی گفتی منتشر شد . دیوان او در سال ۱۳۵۸ به چاپ رسید

اشرافته پس از سقوط رضا خان با پشتوانه ای که از تجارب طنز در روزنامه های « امید » و « توفیق»  داشت روزنامه ای با نام چلنگر را در روز های پایانی سال ۱۳۲۹ منتشر ساخت و دوره جدیدی از ادبیات کاگری را با سبک و روش ملا نصرالدین و بالاخص میرزا علی اکبر صابر آغاز نمود . در دوره مشروطه طنز او را به مثابه سلاح برنده انقلابیون مورد استقبال طبقات زحمتکش قرار گرفت

نویسندگان چلنگر و در راس آنها افراشته رئالیسم ساده ای را در آثار خود مورد استفاده قرار میدادند که همانا سادگی محض و همسویی با فرهنگ و زبان عوام بود .

افراشته تحت تاثیر الگوهای صابر ، آدم های محروم ، تو سری خورده ، نفرین شدهو اواره شهر و روستا را به عنوان سوژه اصلی پیش رو قرار داد . افراشته هرگز به فکر آرایش کلام نبود او گاهی از زبان کارفرما و صاحب کارخونه و گاهی از زبان مالک و گاهی از زبان کشاورز ف به تشریح دردهای اجتماع می پرداخت . موضوعاتی که برای بسیاری از شعرا و نویسندگان عادی مینمود .برای وی شعر آفرین وبد و باعث خلق آثاری چون آی گفتی ، برف فقرا و برف اغنیا و .. می شد .

زبان افراشته با مخاطب خود بدون حشو و زواد بود  او باری بیان مقصود از آوردن هیچ واژه و اصطلاحی دریغ نداشت و حتی گاه وزن را با شدت و ضعفای حرکتهای آوایی و نه آهنگ عروضی به کار میبرد . با همه این اوصاف شعر افراشته شعری است سهل و آسان ، ابزار بیان و نماد های تشبیه او تماما در حوزه گفاتری صنف و طبقه ایی است که مخاطب شاعر است .

در کل افراشته با بیان اندیشه های اجتماعی ، اشعارش را در سیری منطقی که دارای نتیجه گیری مشخص باشد . سوق میدهد و این اشعار از بهترین نمونه های طنز در ادبیات معاصر به حساب می آید

 

  برف از نگاه اغنیا :

توی این برف چه خوب است شکار، آی گفتی          گردش اندر کوههــــا ، رو تپــــه ها، آی گفتی

ران آهویی و سیخـی و کباب و دم و دود                اسکی و ویسکی و آجیل آچار، آی گفتی

مو طلا دلبر زاغ و تپل و ســــرخ و سفید               یا سیه چشم و سیه چرده نگار، آی گفتی

بیش از اندازه معمول نباشـــــــــــــــــــد لاغر          چاق باشد، نه که چون اسب مجار، آی گفتی

ضرب تهرانی و آواز قمر، ساز صبــــــــا              رقص شرقی و غزل های بهار، آی گفتی

با تلنگر، به لب میز غــــــــــذا، تق تق تق             پنجه های مانیکور، گرم به کار، آی گفتی

دست، قفل کمر و پنجه بهـــم موقع رقص              سر پا، دو به دو و چار به چـار، آی گفتی

ویسکی و کتلت و کنیاک فراوان خـوردن             یله دادن به سر و سینــــــــــــــــــه یار، آی گفتی

به به، ای برف، چه خوبی تو، چه لوسی، ماهی     زینت محفل مایی تو، ببار، آی گفتی

 

و اما برف فقرا…

توی این برف چه خوب است الو، آی گفتی          یک بغل، نصف بغل، هیـــــزم مو، آی گفتی

زیر یک سقف، ولو بی در و پیکر، جایی            تا در این برف نباشیـــــــم ولو، آی گفتی

منقلی تا که در آن خاکه زغالــی ریزیم              همچو جان تنگ بگیریم جلو، آی گفتی

یک دو تا گونی پاره، که روی دوش کشیم         نکنـــــــــد برف اثر در من و تو، آی گفتی

مشت مالی سر حمامی و بعدش کرسی             یک شب اندر همـه عمر ولو، آی گفتی

گوشه دنجی و گرمی، که توان چـــرت زدن       کفش و شلوار و کتی، کهنه و نو، آی گفتی

تخت کفشی که در آن آب سرایت نکند             رخت گرمی که نگردیم جدو، آی گفتی

کار و کسبی که از آن نان و لبویی برسد          ما که سیــــریم هم از بوی پلو، آی گفتی

صد نفر برهنه و گرسنه، غارت گشته             سه نفر گـرم به یغما و چپو، آی گفتی

زحمت کار زمــــا، راحتی از آن حشرات         کشت از ما و، از آن عده درو، آی گفتی

مادری زاده مرا مثل تو، ای خفته به ناز         میرســــد نوبت ما ، غره مشو، آی گفتی

وه چه غولی، چه مهیبی، چه بلایی ای برف   قاتل رنجبـــــــــــــــــــرانی تو، برو، آی گفتی

 

 

.

دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا معاصر نویسندگان

زندگی نامه عباس یمینی شریف

عباس یمینی شریف در سال ۱۲۹۸ در تهران دیده به جهان گشود . وی تحصیلات خود را در رشته ادبیات و آموزش کودکان به کمال رساند وی اولین سر دبیر مجله های « بازی کودکان » و « کیهان بچه ها »  و موسس دبستانهای روش نو و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک و برنده جوایز متعدد در ادبیات کودک بود بیش از سی اثر به صورت شعر و داستان به چاپ رساند وآثار متعدد چاپ نشده ای نیز بر جای گذاشت

عباس یمینی شریف از شاعرانی است که در سراسر عمر پربار خود برای کودکان با زبان پاک و آهنگین شعر و ترانه سرود . او در خانواده ای که به شعر و ادب علاقه مند بودند رشد یافت و تحت تاثیر محیط ادبی با شعر بزرگان ادب فارسی از جمله حافظ و سعدی و مولوی آشنا شد و به سبب آشنایی خانوادگی با فرخی یزدی با شعر او انس و الفتی پیدا کرد .

یمینی شریف سرودن شعر برای کودکان را با تشویق استادان دانشگاهی بطور جدی ادامه داد و در سال ۱۳۲۱ اولین شعر او در روزنامه ای به نام نونهالان برالی کودکان و نوجوانان به چاپ رسید و سپس اشعارش در مجله سخن چاپ گردید .

در سال ۱۳۲۴ اشعار او وارد کتابهای درسی شد و تا کنون نیز زینت بخش این کتب است .

با توجه به اهمیت ادبیات کودکان و از آنجایی که زیربنای تحولات ذهنی و فکری و اجتماعی و علمی آینده کشوری است یمینی شریف سعی نمود که ادبیات کودک را بخصوص در زمینه شعر به شکلی علمی و مطابق با روحیات کودکان با زبانی ساده و گیرا و خوش آهنگ تعالی بخشید . باید توجه کرد ساختن اشعار برای کودکان که به ظاهر آسان مینماید کاری دشوار و حساس هست و یمینی شریف در این ضمینه کاملا موفق بود او شعر کودک را نه تنها از لفظ بلکه از حیث معنی و مضمون ساده و گویا متناسب با فهم و تصور کودکان سرود یمینی شریف با جدیت و پشتکار شعر کودک را از حالت ترجمه اشعار کودکان خارجی  در آورد و به شکلی موزون و هماهنگ با روحیه و فطرت کودکان ایران سازگار ساخت

وی با پیگیری و مداومت پنجاه ساله خویش توانست شعر و ادبیات کودکان را با زبانی شیرین و ساده و با مضمونهایی آموزنده و پاک و قالبهایی مناسب و آهنگین رسمیت بخشد و راه را برای رهروان ادبیات کودک همار سازد

آثار:

  1. آواز فرشتگان
  2. نیم قرن در باغ شعر کودکان
  3. گربه های شیپورزن
  4. دو کدخدا
  5. بازی با الفبا
  6. فری به آسمان میرو
  7. آوای نوگلان
  8. در میان ابرها
  9. گلهای گوناگون
  10. آه ایران عزیز
  11. داستان خر و خرکچی
  12. خانه باباعلی
  13. جدال در پرتگاه توچال
  14. فارسی زبان ایرانیان
  15.  و ….

روز بیست و هشتم آذر ماه ۱۳۶۸، عباس یمینی شریف، شاعر و نویسنده کودکان ایران، دیده از جهان فرو بست. با درگذشت او ادبیات کودکان یکی از برجسته ترین خادمین خود را از دست داد.او از نادر پیشگامان ادبیات تاریخ معاصر کودکان بود که   هنوز تا چند روز پیش از مرگ خود عاشقانه به غنای این تاریخ می افزود؛ و نیز او از نادر کسانی است که با تاریخ حرفه خود عجین می شوند، با آن وبه خاطر  آن زندگی می کنند

 

ماندگار ترین شعری را که تا کنون  بارها و بارها خوانده ایم :

من یار مهربانم              دانا و خوش زبانم

گویم سخن فراوان          با آنکه بی زبانم

پندت دهم فراوان            من یار پند دانم

من دوستی هنرمند        با سود و بی زیانم

از من مباش غافل          من یار مهربانم

 

ما گل های خندانیم         فرزندان ایرانیم

ایران پاک خود را          مانند جان می دانیم

ما باید دانا باشیم          هشیار و بینا باشیم

از بهر حفظ ایران         باید توانا باشیم

آباد باشی ای ایران       آزاد باشی ای ایران

از ما فرزندان خود        دلشاد باشی ای ایران

 

 

.

دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا معاصر نویسندگان

زندگی نامه خسرو گلسرخی

خسرو گلسرخی در سال ۱۳۲۲ در شهر رشت دیده به جهان گشود  وی در کودکی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگ  خود  که یک روحانی اندیشمند و اگاه بود در آمد .و به همراه مادر به قم سفر کرد . پس از پایان تحصیلات  در روزنامه اطلاعات ، آیندگان و کیهان به نگارش مقالاتی در باب مسائل ادبی و هنری پرداخت.

در سال ۱۳۴۷، هنگامی که سردبیری بخش هنری روزنامهٔ کیهان را داشت، با عاطفه گرگین، شاعر، نویسنده و پژوهش‏گر، پیوند زناشویی بست. در سال ۱۳۵۰، نوشته‏ای از او در ماهنامهٔ نگین با سرنبشتهٔ «گرفتاری شعر در شبه‏جزیرهٔ روشنفکران» به‏چاپ رسید که بسیار گفتگوبرانگیز بود.

گلسرخی در این نوشته شاعران آن روزگار را سرزنش می‌کرد که:

« شاعر که ناخواسته و نادانسته زیر نفوذ سیاست هنری روزگارش قرار گرفته‏است… او از کلمات و شرایط عینی زندگی می‌ترسد. شاعر در مقام تولیدکننده‏ای تکیه زده که منطبق شدن کالایش با ضوابط جاری حتمی می‏نماید. آیا شعر نمی‌تواند دهان‏به‏دهان جریان و هستی گیرد و گردن نهادن به ایجاد آن گونه کالا ضرورت دارد؟… شاعر جا خالی کرده‏است. او گوشه‏نشین، حاشیه‏پرداز و منزوی شده، به متلاشی کردن نقش تاریخی شاعر و حقیقت شعر نشسته‏است… شاعر چون در کوران واقعیات نیست، چون در زندگی روزمره در میان مردم دیده نمی‌شود، شعر او نه رنگی از مردم دارد و نه رنگی از زندگی »

خسرو گلسرخی شاعر و نویسنده مبارز و آرمانگرایی مخلص بود . او آنگونه که می اندیشید و می زیست ف می سرود . سالهای ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۱ دوران خلاقیت و شکوفایی فکری او بود . دید سالم و هوشیارانه و منتقد او در اشعارش بازتابی گسترده دارد .

نوشته های خسرو گلسرخی ، اعم از شعر و مقاله و تحقیق نشان می دهد که او به هنر جدای از مردم اعتقاد و دلبستگی نداشته و به همین دلیل در تمام آثارش به افشای چهره دشمنان مردم پای فشرده است . اشعار اولیه خسرو گلسرخی از حیث ساخت و تکنیک شعری ضعف هایی دارند اما همین سروده ها نیز از حیث محتوا و اندیشه و عشق سرشار به مردم و مبارزه ، در شمار صادقانه ترین و صمیمانه ترین سروده هاست . در واقع شعر گلسرخی همچون بسیاری از چهره های مطرح سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ از جمله شاملو ، زهری ، کسرادی ، آرزم و سلطانپور ، دارای درون مایه ای نون بود که از شکنجه ها و زندانها و میدانهای اعدام سخن می گفت . و تمام تلاش خود را برای در هم کوبیدن عوامل یاس و نا مایدی که در سالهای ۱۳۴۰ الی ۱۳۴۹ بر اشعار شاعارن معاصر سایه افکنده بود به کار میگرفت ونوید پیروزی و آزادی می داد .

خسرو گلسرخی شاعر و نویسندهٔ مارکسیست ایرانی و از فعالان سیاسی چپگرا بود. گلسرخی در دوران حکومت محمدرضا پهلوی به همراه کرامت‌الله دانشیان محاکمه ودر سال ۱۳۵۲  اعدام شدند.

آثار :

  1. سرزمین من
  2. پرنده خیس
  3. خسته تر از همیشه مجموعه اشعار ( به کوشش کاوه گوهرین و چاپ انتشارات آرویج  )
  4. ای سرزمین من مجموعه اشعار ( به کوشش کاوه گوهرین  )
  5. سیاست هنر، سیاست شعر ( با نام خ. گلسرخی )
  6. نیما و حقیقت خاکی ( با نام خسرو تهرانی )
  7. ادبیات توده ( با نام خسرو تهرانی )
  8. واپسین دم استعمار نوشته فرانتس فانون ( ترجمه با نام خسرو کاتوزیان )

 

 

آمد

دستش به دستبند بود

ازپشت میله ها

عریانی دستان من ندید

اما

یک لحظه در تلاطم چشمان من نگریست

چیزی نگفت

رفت

اکنون اشباح از میانه هر راه میخزند

خورشید

درپشت پلکهای من اعدام میشود

 

نه آنکه فکر کنی سرد است

                                 که من

در تهاجم کولاک

یکجا تمام هیمه های جهان را

                                انبار کرده ام

                                پشت خانه ام

و در تدارک یک باغ آتشم

                                به تنهایی

من هیمه ام

برادر خوبم

بشکن مرا!

                                برای اجاق سرد اتاقت

                                 آتشم بزن!

من هیمه ام

برادر خوبم

 

.

دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا معاصر

زندگی نامه گلشن مشهدی

علی اکبر فرزند حاج محمد در سال ۱۲۸۰ – ۱۳۱۹ هجری – در تربت حیدریه دیده به جهان گشود. پدرش بازرگان معتبر خراسان و یزدی الاصل بود که در هفت سالگی شاعر در گذشت

گلشن تحصیلات ابتدائی و قسمتی از فنون شعر ار در زادگاه خود از استادان بزرگی چون میرزا سهیلی و احمد بهمنیار فرا گرفت . هجده ساله بود که به مشهد آمد و به شغل روزنامه نگاری پرداخت

وی از روزنامه نگاران ورزیده خراسان بود که ۵۰ سال روزنامه آزادی رابدون وقفه و تعطیل در آن شهر انتشار داد . گلشن از چهاده سالگی شعر میسرود و در انواع شعر طبع آزمائی میکرد .

آثار :

  1. دیوان اشعارش – مشتمل بر پنج هزار بیت
  2. داستانها و دستانها
  3. شاهان وارون بخت – مثنوی
  4. گلشن ادب – اولین تذکره شاعران خراسان

گلشن با محمود فرخ دوستی و رابطه نزدیکی داشته و حتی آخرین روز زندگیش نیز در منزل وی بوده است وی در روز شنبه ۲۹ تیر ماه ۱۳۵۳ در مشهد وفات یافت و در باغ خاوجه ربیع به خاک سپرده شد

برو قوی شو اگر راحت جهان طالبی که در نظام طبیعت ضعیف پا مال است

هر روز زین خراب غم آباد می روند جمعی که هفته دگر از یاد می روند

این زندگی حلال کسانی که در جهان آزاد زیست کرده و آزاد می روند

چون غنچه چند تنگدل از غم نشسته اند آنان که همچو گل همه بر باد می روند

با غم ندارد ارزشی این عمر وای خوشا آنان که شاد زیسته و شاد می روند

بیداد گر مباش به یاران که بندگان

چون گلشن از در تو ز بیداد می روند

 

.

دسته‌ها
روزنامه نگار شعرا معاصر نویسندگان

زندگی نامه میرزا تقی خان رفعت

میرزا تقی خان رفعت فرزند آقا محمد تبریزی ،شاعر و نویسنده وروزنامه نگار انقلابی، متولد ۱۲۶۸ تبریز میباشد

تقی رفعت  تحصیلات خود را در استانبول به پایان رساند و با تسلط به سه زبان ترکی ، فرانسه و فارسی و همچنین روحیه انقلابی و اصلاح طلبی رفعت سبب شد که از منظری انتقادی ، سنت شکنانه و اصلاح گرا به ادبیات بنگرد.

قصه جدال ادبی او و اصحاب مجله دانشکده به زعامت مرحوم بهار آنقدر مشهور شد بدین گونه که در  پیکاری جانانه بسیاری مطالب مطرح گردید که زمینه را برای پیدایش شعر نو فراهم نمود . مطالب رفعت بسیار کوبنده و بی پروا بود و البته یک چنین شخصیتی با چنین جسارتی لازم بود تا حرمت و قداست کاذب برخی سنت های ادبی شکسته شود .

 

رفعت تابوی سنت ادبی را با قدرت در هم شکست اما در حدی نبود که بتواند مبانی تئوریک شعر جدید – شعر نو نیمایی – را پایه گذاری کند . مهلتی لازم بود تا مباحث تئوریک آبدیده تر شود و توسط اشخاصی پس از او ظهور میکنند تعیین شود . شعر هایی هم که میگفت برای در هم ریختن ساختمان زیبایی شناسی شعر کلاسیک خوب بود و ارزش هنری نداشت

 

یک فصل تازه میدمد از بهر نسل نو

یک نو بهار بارور آبستن درو

برخیز و حرز جان بکن این عهد نیک فال

بر خیز و باز راست کن آن قامت تهمتن

برخیز و چون کمان که به زه کرد شست زال

پرتاب کن به جانب فردات جان و تن

 

عنوان سنت شکن ادبی شاید بهترین و رسا ترین لقب تقی رفعت باشد . بخصوص که وی با نوشتن مقالات تند ادبی درباره عدم کارایی قالب های کهن موفق شد در بین شاعران جوان پیروانی هم پیدا کند . دانش آموزانی چند ، تحت تاثیر نوجوئی و نو آوری تقی رفعت قرار گرفته انجمنی به نام مکتب رفعت تشکیل دادند . اعضای این انجمن ، احمد خرم ، تقی برزگر ف حبیب ساهر ، یحیی میرزا دانش – ارین پور – ، نشریه ادب را منتشر کردند . این نشان می دهد که تاثیر وی بر شاعران جوان زیاد بوده و حرفی از جنس زمان داشته است .

 

اگر رفعت عمری طولانی تری داشت و مسیر اصلی فعالیت هایش را حوزه ادبیات – نه سیاست – قرار میداد چه بسا که عنوان پدر شعر نو به وی تعلق میگرفت . اما عمده فعالیت وی سیاسی بود و در خلال قیام شیخ محمد خیابانی در سمت معاونت وی بود و در ۲۴ شهریور ماه ۱۲۹۹ پس از شکست دموکراتها و کشته شدن خیابانی در سن ۳۱ سالگی خود کشی کرد و به عمر خود پایان داد .

.