داستان رستم و اسفندیار

داستان رستم و اسفندیار

پاسخ دادن گشتاسپ پسر را

بفرزند پاسخ چنین داد شاه که از راستى بگذرى نیست…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

بازگشتن رستم به ایوان خود

چو رستم بدر شد ز پرده سراى زمانى همى بود…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پند دادن کتایون اسفندیار را

کتایون چو بشنید شد پر ز خشم بپیش پسر شد…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

پند دادن زال رستم را

چو بشنید دستان ز رستم سخن پر اندیشه شد جان…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

سپاه آوردن اسفندیار به زابل

بشبگیر هنگام بانگ خروس ز درگاه برخاست آواى کوس‏ چو…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

جنگ رستم با اسفندیار

چو شد روز رستم بپوشید گبر نگهبان تن کرد بر…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

فرستادن اسفندیار بهمن را به نزد رستم

بفرمود تا بهمن آمدش پیش ورا پندها داد ز اندازه…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

کشته شدن پسران اسفندیار از دست زواره و فرامرز

بدانگه که رزم یلان شد دراز همى دیر شد رستم…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

رسیدن بهمن به نزد زال

سخنهاى آن نامور پیشگاه چو بشنید بهمن بیامد براه‏ بپوشید…

بیشتر بخوانید »
داستان رستم و اسفندیار

گریختن رستم به بالاى کوه

کمان بر گرفتند و تیر خدنگ ببردند از روى خورشید…

بیشتر بخوانید »