باب چهارم در تواضع

باب چهارم در تواضع

شنیدستم که از راویان کلام

شنیدستم که از راویان کلام که در عهد عیسی علیه…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

به خشم از ملک بنده ای سر بتافت

به خشم از ملک بنده ای سر بتافت بفرمود جستن…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

کسی مشکلی برد پیش علی

کسی مشکلی برد پیش علی مگر مشکلش را کند منجلی…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

گروهی برآنند از اهل سخن

گروهی برآنند از اهل سخن که حاتم اَصَم بود، باور…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

فقیهی کهن جامه ای تنگدست

فقیهی کهن جامه ای تنگدست در ایوان قاضی به صف…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

ز ویرانه ای عارفی ژنده پوش

ز ویرانه ای عارفی ژنده پوش یکی را نُباح سگ…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

گدایی شنیدم که در تنگ جای

گدایی شنیدم که در تنگ جای نهادش عمر پای بر…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

عزیزی در اقصای تبریز بود

عزیزی در اقصای تبریز بود که همواره بیدار و شب…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

چه خوش گفت خر مهره ای در گلی

چه خوش گفت خر مهره ای در گلی چو بر…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در تواضع

یکی را چو سعدی دلی ساده بود

یکی را چو سعدی دلی ساده بود که با ساده…

بیشتر بخوانید »