باب چهارم در فوايد خاموشى

باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت تا عیب مرا به من نماید

خطیبی کریه الصوت خود را خوش آواز پنداشتی و فریاد…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت به تیشه کس نخراشد ز روى خارا گل

شخصى در مسجد سنجار بتطوع گفتی به ادایی که مستمعان…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببرى رونق مسلمانى

ناخوش آوازى به بانگ بلند قرآن همی خواند . صاحبدلی…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت دشمن آن به که نیکی نبیند

یکی را از دوستان گفتم : امتناع سخن گفتنم بعلت…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه

بازرگانى را هزار دینار خسارت افتاد . پسر را گفت…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت ترسم که بپرسند از آنچه ندانم

جوانی خردمند از فنون فضایل حظی وافر داشت و طبعی…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت که دانم عیب من چون من ندانى

یک روز جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت میاور سخن در میان سخن

یکی از حکما را شنیدم که می گفت : هرگز…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت مرا شنیدن کفر او به چه کار آید

عالمی معتبر را مناظره افتاد با یکی از ملاحده لعنهم…

بیشتر بخوانید »
باب چهارم در فوايد خاموشى

حکایت بندگان محمود

تنی چند از بندگان محمود گفتند حسن میمندی را که…

بیشتر بخوانید »