باب هفتم در تاءثير تربيت

باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن

پارسازاده ای را نعمت بی کران از ترکه عمان بدست…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت گرچه سیم و زر سنگ آید همى

پادشاهى پسری را به ادیبی داد و گفت : این…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت یکى را گر توانى دل به دست آر

طفل بودم که بزرگی را پرسیدم از بلوغ . گفت…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت تعلق خاطر آدمیزاد به روزیست

یکی را شنیدم از پیران مربی که مریدی را همی…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت هندوی

هندوی نفط اندازی همی آموخت . حکیمی گفت : تو…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت بیطار

مردکی را چشم درد خاست . پیش بیطار رفت که…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت جامه کعبه را که مى بوسند

اعرابیی را دیدم که پسر را همی گفت : یا…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت هر که با اهل خود وفا نکند

در تصانیف حکما آورده اند که کژدم را ولادت معهود…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت درویشی

فقیره درویشی حامله بود ، مدت حمل بسر آورده و…

بیشتر بخوانید »
باب هفتم در تاءثير تربيت

حکایت پیادگان حجیچ

سالی نزاعی در پیادگان حجیچ افتاده بود و داعی در…

بیشتر بخوانید »