دسته‌ها
پزشکان معاصر نویسندگان

زندگی نامه دکتر ابراهیم چهرازی

استاد کرسی بیماریهای مغزو پی

استاد دکتر چهرازی در سال ۱۲۸۷ در اصفهان به دنیا آمد . پدرش پزشک بود و در لنجان اصفهان املاک فراوان داشت. تحصیلات ابتدایی و دوره اول  ودبیرستان را در اصفهان و دوره متسطه را در دارالفنون طی کرد. سپس کلاس پ. ث. آن (شیمی، فیزیک، و طبیعی ) مدرسه طب تهران را به پایان رسانید و در مسابقه دانشجویان اعزامی شرکت نمود و با حائز شدن رتبه اول در دورشته طبیعی و ریاضی برای تحصیل در رشته پزشکی به اروپا اعزام شد.

سال اول پزشکی را در تولوز تمام نمود و بقیه تحصیلات را در دانشکده پزشکی پاریس به انجام رسانید پس از خاتمه تحصیلات پزشکی دوسال و نیم در بخش  اعصاب و روان در بیمارستنهای پاریس برای کسب تخصص مشغول بود. پایان نامه خود را درباره(( تصویر خود)) نگاشت و به درایفت مدال و دانشنامه از داشنگاه پاریس توفیق یافت. پس از بازگشت به ایران از ۱/۱۲/۱۳۱۵ با سمت دانشیار اعصاب و روان در دانشکده پزشکی و رئیس سرویس اعصاب در بیمارستان رازی مشغول خدمت گردید.

دوسال خدمت زیر پرچم خود را در بیمارستان شاره ۲ ارتش در سرویس اعصاب انجام داد و مدت یک سال پزشک قانونی در وزارت دادگستری بود.

در سال ۱۳۱۸ سرویس بیماریهای مغز و پی را در تیارستان شماره ۱ شهرداری  (روزبه فعلی) تأسیس نمود و دوسال علاوه بر تدریس در دانشکده، ریاست تیمارستان ره به عهده داشت.

در سازمان نوین دانشکده، استاد کرسی بیماریهای اعصاب و روان و ریاست بخش مغز و پی بیمارستان روزبه به ایشانواگذار گردید. ضمنا در وزارت دادگستری به عننوان کارشناس رسمی بیماریهای اعصاب ودماغ و د ر سال ۱۳۲۷ به سمت بازرس کل فنی بیمارستانها انتخاب شد.

آقای دکتر جهرازی از موسسین و دبیر انجمن مبارزه با تریاک و الکل و نماینده دانشکده پزشکی و دانشگاه در کمسیونهای مربوط به مبارزه با تریاک  الکل بود و مساعی ایشان در این مبارزه مورد تقدیر ریاست دانشگاه واقع شده است. تألیفات ایشان به شرح زیر است:

  1. تصویر خود چاپ پاریس-۱۹۳۶ کتابخانه فرانسوا
  2. تحولات  شخصیت جسمی و تغییرا ت مرضی آن با آقای پروفسور سرمیت استاد دانشکده پزشکی پاریس(( انسفال پاریس ژانویه ۱۹۳۷))
  3.  طب ایرانی و روابط آن با فرانسه (روزنامه دفاع اطباء ۱۹۶- پاریس)
  4. اهمیت تربیت فکری و روحی
  5.  سردرد علل و طرق معالجه ان -۱۳۱۷ تهران
  6.  طبیب در جامعه ۱۳۱۷- چاپخانه دانش تهران
  7.  امراض اعصاب محیطی و نخاع ۱۳۱۸ چاپخانه  دانش- تهران
  8.  دژنرسانس از جهت پزشکی قانونی و قضائی ۱۳۱۹- تهران
  9.  بیماریهای مغز و پی جلد اول و دوم- سال ۱۳۲۴- تهران
  10.   سیزده رساله در باب تریاک که از طرف انجمن مبارزه با الکل و تریاک طبع و نشر شده است.
  11.  کنگره بین المللی بهداشت روانی و سلامت فکر-۱۹۴۸
  12.   فساد اجتماعی و دژنر سانس روانی – مجله تندرست۱۳۲۹
  13.  آیا فلج عصب فاسیال (صورتی)ناشی از سرما وجود دارد؟ – مجله جهان پزشکی ۱۹۳۸
  14.   نارکو آنالیز- مجله جهان پزشکی- ۱۹۳۸
  15.  آیا می توان به وسیله نارکوز اقرار به دلخواه گرفت مجله شهربانی ۱۳۲۹
  16.   بلای تریاک و راه مبارزه با آن ۱۳۲۹
  17.  درمان سیفلیس مغز و پی -مجله دانشکده پزشکی
  18.  چند بیمار مبتلا به سیفلیس مخ که به وسیله زرق داهل نخاع سوم سالوار سانیزه بهبودی یافته اند- مجله دانشکده پزشکی
  19.  مراجعه به پزشک از طرف مقامات دادگستری- مجله دانشکده پزشکی
  20.  کیست هیداتیک مخ- مجله دانشکده پزشکی
  21.  روش تزریق پنی سیلین داخلی نخاع بدون عوارض- مجله دانشکده پزشکی
  22.  بیماریهای مغز و پی جلد اول و دوم- ۱۳۲۸
  23.  شیزوفرنی – کنگره پزشکی تهران
  24.  نامه تیمارستان- چاپخانه دانش
  25.  

    دکتر ابراهیم چهرازی علاوه بر اینکه پزشک و روانشناس بر جسته ای است ازاشخاص نکوکار و خیر برای دانشجویان و شاگردانش راهنما و تکیه گاه امینی بود.

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر محمد توکی

متخصص جراحی زنان و مامائی

معاون فدراسیون کشتی حهانی(فیلا)

دکتر توکل هم پزشک متخصص امراض زنان معروف کشور ما است و هم در رشته ورزش و طب ورزشی و فدراسیون های ورزشی ایرن وجهان نقش دارد. رئیس بیمارستان هشترودیان است و در علم اخلاق یاری به دوستان همکار وبیماران مستمند زبانزد خاص و عام. این  است شرح حال او:

دکتر محمد توکل در تاریخ ۱۳۱۳ در قزوین به دنیا آمد. وره ابتدایی و دوره اول متوسطه را در قزوین به انجام رسانید ودوره دوم متوسطه را در دبیرستان البرز تهران. و در سال ۱۳۳۳ در کنکور پزشکی دانشگاه تهران شرکت کرد و با نمره بالایی قبول شد. در سال ۱۳۳۹ دوره طب عمومی را به پایان برد و در کنکور ورودی در بخش دکتر جهانشاه صالح به عنوان رزیذنت زنان ومامائی پذیرفته گردید و دوره چارساله آن را به عنان رزیدنت نمونه طی کرد. هم شاگرد ممتاز آن مرحوم بود و هم از نظر اخلاقی و حسن سلو ک مشار با لبنان.

در سال ۱۳۴۳ برای تکمیل تحصیلت و اذ فوق تخصص در رشته سرطان زنان ومامائی عازم انگلستان شد و در بخش پروفسور فیلیپ  در لندن به کار پرداخت. و به معونت او برگزیده شد و مدت سه سال در آن دیار به سودای  افزایش معلومات در رشته زنان و مامائی تن فرسود وبه داسته ها افزود. او در طول تحصیل در دانشکده پزشکی عضووتیم ملی کشتی دانشگاه ای ایران و کاپیتان تیم کشتی دانشگاه تهران بود. در سال ۱۳۴۶ به تهران بازگشت و در بیمارستان هشترودیان که به مدیریت مرحوم دکتر هشترودیان پدر همسر وی اداره می شد، مشغول به کار گردید. اولین پست ورزشی او ریاست فدراسیون ورزشی ناشنوایان بود که توانست در آن پست خدمات ارزنده ای به ایشان ارائه دهد. سپس رئیس فدراسیون کشتی ایران شد و در همان سال (۱۹۷۶) میلادی در جریان المپیک مونترال کانادا به عضویت هیأت رئیسه فدراسیون کشتی جهانی انتخاب شد. و سال بعد به عضویت فدراسیون کشتی آسیا درآمد و در آن پست خدمات ارزنده ای ارائه کرد. در سال ۱۹۹۲ در بارسلون اسپانیا مجددا برای مرتبه دوم به عضویت هیأت رئیسه فدراسیون کشتی جهانی و عضو کمسیون پزشکی آن فدراسیون که به مسائل دوپینگ می پردازد انتخاب گردید. با همه این مسولیت ها، اویکی از پر کارترین پزشکان تهران است ومطبی شلوغ دارد و بیمارانی که به او نیاز و اعتقاد بسیار دارند. او در واقع در ر دو رشته ای که کار می کند افتخار ایران و ایرانی است خداوند اورا در کنف حمایت خود حفظ کناد. بمنه و کرمه.

 

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر صادق پیروز عزیزی

استاد کرسی بالینی بیماریهای درونی

دکتر عزیزی به سال ۱۲۸۷ در زوین به دنیا آمد و تحصیلان ابتدایی را در همان شهر به سال ۱۲۹۶ ودوره اول  متوسطه را دارالفنون به سال ۱۳۰۵ تمام نمود سپس برای تکمیل  تحصیلات جزء دانشجویان اعزامی به فرانسه رهسپار شد و در سال ۱۳۱۳ دانشکده پزشکی پاریس را به پایان رسانید و پس از گذراندن پایان نامه خود درباره((نیروی آفریننده بیماریها)) به دریافت دانشنانمه دکترا از دانشکده پزشکی پاریس نائل آمدو خدمت زیر پرچم را در بیمارستان شماره ۳((مأمور ستاد ارتش)) در سال ۱۳۱۴ انجام داد و پس از آن مشاغل زیر را به ترتیب عهده دار بوده است:

  1. پزشک افتخاری بیمارستان رازی از ۲۵ شهریور ۱۳۱۵
  1. پزشک بیمارستان رازی ار اول فروردین ۱۳۱۶

 

  1. رئیس بخش بیماریهای همگانی ومعون بیمارستان رازی از ۱۶ اسفند ۱۳۱۷

 

  1. دانشیار فیزیولوژی دانشکده داروسازی از ۱۱ اردیبهشت ۱۳۱۹

 

  1. رئیس بخش بیماریهای درونی بیمارستان رازی از ۱۱ اردیبهشت ۱۳۱۹

در سازمان نوین دانشکده استادی کرسی بالینی بماریهای درونی و ریاست بخش بیماریهای درونی بیمارستان رازی به ایشان محول گردید. پس از انتقال بخش مذکور به بیمارستان هزار تختخوابی، بدان بیمارستان انتقال یافت. استاد مذکور علاوه بر درج مقالات متعدد در مجل های مختلف پزشکی در خصوص مطالب گوناگون پزشکی یک دوره کتاب سمیولوژی (شناخت نشانه بیماریها) در سه جلد با همکاری عده ای از استادان دانشکده پزشکی تدوین کرده است..

در سال ۱۳۳۰ در کنگره پاتولوژی لندن و در کنگره آب در ادیان شرکت نموده است.

استاد صادق پیروز عزیزی در سال ۱۳۱۳پس از گذراندن طب عموی و بیماریهای داخلی از فرانسه به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۱۸ در مطب شخصی و بیمارستانهای وابسته به اداره کل بهداری وقت و ((مدرسه طب)) آن زمان مشغول در مان وآموزش بود. وی در سال ۱۳۱۹ در معیت پروفسور ((اوبرلین)) فرانسوی دانشکده پزشکی را پایه گذاشت وخود به عنوان استاد بالینی بیماریهای داخلی، بخش داخلی بیمارستان رازی را با ۳۰ تخت احداث نمود. در آن زمان بیمارستان رازی بزرگترین مرکز آموزش پزشکی در کشور بود که اساتیدی همچون(( دکتر قریب؛دکتر حسین خان معتمد؛ دکتر پویا؛ دکتر ملکی؛)) از ستارگان علم پزشکی کشور بخش های اطفال؛ عفونی؛ جراحی؛ آزمایشگاه وپوست ومورا سرپرستی می کردند. در سال ۱۳۲۴ به همت ایشان اولین بخش مجهز دانشگاهی به نام بخش طبی یک بیمارستان هزار تختخوابی (نام کنونی مجتمع بیمارستانی امام خمینی) تأسیس گردید و آموزش دانشجویان، کارورزان و دستیاران تخصصی بیماریهای داخلی شکل تازه ای به خودگرفت. استاد دکتر ادق پیروز عزیزی به حقیقت پدر طب داخلی ایران است. زیرا بر اساس وپایه طب داخلی را بر مبنای صحیح استوا ر نمود. وسایل مجهز پزشکی را در بخش فراهم آورد و متخصصین مختلف برای تشخیص بیماریهای کلیه؛ غدد درون ریز؛ روماتولوژی، ریه، گارش، کبد وخون را در بخش گرد هم آورده اند. آندوسکوپی دستگاه گوارش، آندوسکوپی ریه و نصب کلیه مصنوعی برای اولین بار در این بخش صورت گرفت. به طوری که در دهه های ۳۰و ۴۰ شمسی یک بخش مجهز کامل برای استفاده دانشجو، کارورز و دستیار و اعضای هیات علمی گردید. دانشجویان، کارورزان، دستیاران و اعضای هیات علمی برای ورود به این بخش رقابت فشرده ای داشه اند.

دکتر صادق پیروز عزیزی در سال ۱۳۷۲، در سن ۸۶ سالگی به لقاء الله پیوست.

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر یحیی بهجت نیا

استاد بیماری های زنان و مامائی

استاد دکتر یحیی بهجت نیا در سال ۱۳۰۸خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. کوچکترین فرزند دکتر میرزا محمد خان شیرازی ملقب به بجت الملک است.

دکتر بهجت الملک از اولین تحصیل کرده های طب جدید است که در بمبئی تحصیلات پزشکی خود را به پایان برده بود ودر شیراز آن زمان، مطب بر رونقی داشت.

دکتر یحیی بهجت از مان کودکی علاقه داشت که طبیب شود و راه و رسم پدر را در پیش گیرد.

او تصیلات ابتدایی و متوسطه را در شیراز به سال ۱۳۲۹ به پایان برد و در همان سال برای شرکت در کنکور پزشکی به تهران آمد و پس از موفقیت در کنکور به تحصیلات پزشکی پرداخت و  در آبان ماه ۱۳۳۵ دیپلم دکترای پزشکی گرفت. رساله دکترایش تحت عنوان((تومورهای بیضه و نسبت بد خیمی  نیک خیمی آن)) به راهنمائی استاد دکتر کمال الدین آرمین با درجه بسیار خوب از تصویب هیأت ژوری گذشته است.پس ازفراغ از  تحصیل به استخدام سازمان سازمان شاهنشاهی(سابق) خدمات اجتماعی درآمدو در مناطق محروم کشور به مدت چهار سال از ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۰ خدمات پزشکی خود را را ارائه کرد. خدمات او به ترتیب در ناحیه گرمی اردبیل و نورآباد ممسنی و اوزلارستان در استان فارس بوده است. در سال ۱۳۴۰ پس از انجام خدمات خارج از مرکز برای اخذ تخص در رشته زنان و مامائی به تهران امد و در همان سال با خانم حکیمه نقی زاده نونیاز دبیر شیمی دبیرستان ها ازدواج مرد. نامبرده بعدا عازم آمریکا شد و در ایالت یوتا به تحصیلات خود ادامه داد و در لیون فرانسه دکترای شیمی گرفت و پس از اخذ درجه دکترا در دانشکده کشاورزی کرج و دانکده علوم دانشگاه تهران به تدریس شیمی آنالیتیک پرداخت. حاصل این ازدواج یک دختر است_دکتر بیتا بهجت نیا_ که راه و رسم نیاکان خود را ادامه داده است و دکترای پزشکی از دانشگاه شیکاگو دارد و اکنون در دانشگاه yale سرگرمگذرانیدن تخصش در بیماریهای داخلی است.

دکتر بهجت نیا قبل از شرکت در کنکور بیماریهای زنان، از سوی شیر وخورشید سرخ(هلال احمر فعلی) مأمور راه اندازی بیمارستان فاتح کرج شد و در سال ۱۳۴۱ در رشه بیماریهای زنان و مامائی بخش دکتر جهانشاه صالح قبئل سد و دوره چها ساله تخصصی آن رشته را در سال ۱۳۴۵ با موفقیت به پایان رسانید.رساله تخصصی اش ((بررسی سلول شناسی مهبلی در مول یداتیفرم و سرطان جفت)) جالب بود و د رمجل دانشکده پزشکی دانشگاه هران به عنوان یک اثر تحقیقی به چاپرسید وسی هزار ریال جایزه به آن تعلق گرفت. بعد ها یک پزشک آمریکایی که به ایران آمده بود و در همین رشته کار میکرد، اسلایدهای او را در این زمینه برای یررسی بیشتر با خود به آمریکا برد. دکر بهجت نبا از مان اوایل کار عاشق تدریس و تحقیق بود. پس از اخذ تخص مورد  استادانش قرار گرفت و در درمانگاه زنان بیمارستان صالح واقع در پیچشمیران متصدی بخش تنظیم خانواده و نازائی شد و در سال بعد در کنکور استادیاری شرکت و نفر اول شد. در سابق یک بیمارستان از سوی جمعیت صلیب سرخ شوروی در تهران فعالیت داشت که بیمارستان طرف توج مردم بود.

ولی از زمان رژیم گذشته معروف بود که عوامل کا.گ.ب. در آن نفوذ کرده اند. پس از انقلاب در زمان نخست وزیری سید حسین موسوی تصمیم گرفته شدکه به فعالیت آن خاتمه داده شود.

در زمان ریاست دانشگاهی دکتر شیبانی قرار شد که آن بیمارستان به دانشگاه تحویل داده شود. دکتر بهجت نیا که در آن زمان سرپرست بیمارستان زنان صالح در پیچشمیران بود فعالیت بسیار کرد که بیمارستان زنان تران به آن بیمارستان انتقال یابد و با ککمک های دکتر شیبانی این تحویل و تحول انجام شد. آن بیمارسان امروزه به نام بیمارستان میرزا کوچک خان از مراکز پزشکی وآموزشی بیماریهای  زنان و مامائی دانشگاه تهران است که به همت پزشکصاحب ترجمه قوام و استرار یافته است. اگر پایمردی اونبود محال بود که این انتقال انجام پذیرد. دکتر یحیی بجت نیا در همان اوان خدمت استادیاری با کمک مرحوم دکتر سیمین کامیاب ازپزشکان خوشانام که اخیرا به رحمت ایزدیپیوست کتابی به نام ((زایمان با فور سپس)) تألیف مرد که از سوی انتشارات دانشگاه به چاپ رسید و در زمان خود از کتابهای مرجع دانشجویان رشته تخصص زنان و مامائی بود. در سال ۱۳۶۴ با کمک دکتر دبیر اشرافی از استادیارن بیمارستان ((مرکز مجهز آندوسکوپی)) بینارستان را دایر نمود. در سال ۱۳۶۶ به درجه استادی ارتقاء یافت و دها پزشک متخصص زنان و مامائی با همکاری سایر اساتید تربیت کرد و دهها مقاله علمی نشر داده است. در بیشتر کنگره های داخلی و خارجی در رشته زنان شرکت داشت و بر دانسته های علمی و تخصصی خود افزوده است. تحقیقات او درباره سل دستگاه تناسلی زنان جالب است و به دریافت تقدیر نامه از سوی دکتر رندی وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی نائل آمده است. او عضو بورد هیأت ممتحنه ارزشیابی رشته زنان و مامائی و کارشناسان نظام پزشکی وپزشک قانونی است و عضویت چندنهاد علمی داخلی و خارج از کشور را عهده دارد. راهنمائی رساله های تخصصی بسیاری از فارغالتحصیلان رشته زنان ومامائی را بر عهده داشته است. او از سجایای اخلاقی پسندیده ای برخوردار است و وجدان کاری و نجابت ذاتی خانوادگی و وقت شناسی و ادب او زبانزد عموم است.

اکنون که بازنشسته شده مورد مشورت بسیاری از مراکز علمی در رشته زنان و مامائی قرار می گیرد.دکتر بهجت نیا تمام عمر پر بار خود را در رشته زنان و مامائی سپری کرده است و به شوخی می گوید اگر امکان داشت می خواستم در بیمارستان میرزا کوچک خان که قسمتی از عمرم در آ« گذشته است به خاک سپرده شوم.

 

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر مهدی امیر موحدی

استاد و رئیس بخش بیماریهای زنان و مامائی بیمارستان دکتر اقبال

(دکتر شریعتی فعلی)

استاد دکتر مهدی امیر موحدی در سال ۱۳۰۱ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان ادب و دارالفنون به انجام رسانیده و پدرش کارمند دولت بود و در هر بروجرد به خدمت دیوانی (به قول قدیمیها) اشتال داشت. دکتر امیر موحدی در سال ۱۳۱۷(سالی که بنده تحصیلات ابتدایی را در قم شروع کردم) در کنکور پزشکی شرکت کرد و با رتبه بالایی در آن رشته قبول شد و به سال ۱۳۲۳ از دانشکده پزشکی فارغ التحصیل گردید و پس ازانجام خدمت نظام وظیفه در بخش دکتر جهانشاه صالح به عنووان آسیستان آزاد شرکت کرد و تا مرحله استادی با دکتر جهانشاه صالح همگام و در بخشش انجام وظیفه می کرد. همکاری با دکتر صالح زیاد آسان نبود اودکتر ناصر قدسی را همکار و دوست دکتر امیر موحدی بود به سبب اشتباهی با خشونت از بخشش راند. ناچار دکتر قدسی به تخصص اورلوژی روی آورد.

به یاد دارم که مظم له در خیابان حشمت الدوله زایشگاه خصوصی دایر کرده بود. آنقدر زائوی رایگان که پرستار و یا زن همکار بودند قبول کرد که از خیر بیمارستان داری صرف نظر کرد . در این را متضرر شد. بعدا بخش مستقلی در بیمارستان اقبال (واقع در ضلع شمالی بیمارستان هزار تختخوابی) به او دادند و در این راه دهها متخصص خوب تربیت کرد که شاخص ترین آنها دکتر نادر حشمتی همکار خوب ما در بیمارستان پاسارگاد است و از سجایای اخلاقی دکتر امیر موحدی، تعریف های بسیار از اوشنیده ام. تخصص ویژه او انجام عملهای نادر در بیاریهای زنان و مامائی است مثلا ایجاد مهبل های مصنوعی در دخترانی که فاقد این ماجرا هستند؛ عمل روی زنان دو جنسی و رحم ها دوشاخ؛ عمل ورتهایم در زنانی  به سرطان دانه رح دارند. در مان و برداشتن لبهای فرح زنان در آنهایی که به سرطان این ناحیه گرفتار آمده اند و خلاصه تبحر ویژه در جراحیهای مشکل زنان دارند. ایشان به سال ۱۳۲۷ با خانم نجمه هرمزی که رشته مامائی را در بخش ایشان می گذرانیدند و از خانواده های نجیب و سر شناس تهران هستند ازدواج کردند. حاصل این ازدواج یک پسر و دودختر است که در امریکا به  وکالت دادگستری و رشته کامپیوتر اشتغال دارند. استاد مدتی معاونت انشکده پزشکی را نیز بر عهده داشت و سه دوره از سوی پزشکان به عضویت نظام پزشکی انتخاب شدند.

.

دسته‌ها
پزشکان سیاستمداران معاصر

زندگی نامه دکتر منوچهر اقبال

استاد کرسی بیماریهای گند زا

دکتر اقبال در سال ۱۲۸۷ در مشهد متولدشد. پدرش میرزا ابوتراب مقبل السلطنه، از رجال و معاریف خراسان بود واملاک آستانه مقدسه در کاشمر را در اجاره خود داشت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مشهد به پایان برد و به سال ۱۳۰۵ برای ادامه تحیل راهی فرانسه شد. کلاس پ-ث-ان(فیزیک-شیمی- طبیعی) را در دانشکده علوم مون پیله و تحصیلات پزشکی را در دانشکده پزشکی پاریس به پایان رسانیده. پس از توفیق در امتحانات سال پنجم، مدتی برای مطالعه در رشته بیماریهای گندزا صرف وقت نمود و به دریافت گواهینامه طب مستعمراتی از دانشکده پزشکی پاریس نائل آمد. سپس مدت یکسال برای تهیه پایان نامه خود نزد پروفسور لومیر استاد بیماریهای گندزای دانشکده پزشکی پاریس مشغول کار شد و در ژوئیه ۱۹۳۳ پایان نامه خود را درباره ((نفریت های آزوتمیک زودرس در مخملک)) از تصویب هیأت قضات گذرانید و به اخذ درجه دکترا و مدال نقره و عنوان لورآی دانشکده پزشکی پاریس نائل آمد.

در اکتبر ۱۹۳۳ به ایران بازگشت و از همان وقت در بخش پزشکی بیمارستان لشگر۸شرق (مشهد) به خدمت وظیفه مشغول شد. پس از انجام خدمت زیر پرچم مشاغل زیر را عهده دار شد:

۱-ریاست بهداری شهرداری مشهد

۲- ریاست بخش بیماریهای گندزا در بیمارستان رازی از شهریور ۱۳۱۵

۳- دانشیار دانشکده پزشکی در سال ۱۳۱۸

۴- استاد کرسی بیماریهای گند زا و ریاست بخش بیماریهای گندزا در سازمان نوین دانشکده پزشکی در زمان ریاست پروفسور ابرلین

۵- از سال ۱۳۲۱ تا سال ۱۳۲۸ به ترتیب به معاونت و کفالت و وزار بهداری در حکومت قوام ووزارت پست و تلگراف و تلفن و راه و کشور را در چند کابینه در تصدی داشت.

۶- در سال ۱۳۲۹ در زمان نخست وزیری رزم آرا به استانداری آذربایجان و ریاست دانشگاه تبریز رسید. در حکومت دکتر مصدق از استانداری بر کنار گردید و مدتی بدون شغل بود.  در سال ۱۳۳۲ سناتور گردید. بعد به ریاست دانشگاه تهران منصوب شد.

۷- در سال ۱۳۳۴ علاوه بر ریاست دانشگاه تران به وزارت دربار منصوب شد و از آن زمان زمزمه صدارت او همه جا به گوش می رسید.

۸- از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ نخست وزیر بود. در انتخابات دوره بیستم اول که منحل شد مجبور به استعفا گردید.

۹- مدتی رئیس حزب فرمایشی ملیون بود. می گویند در منیا حزب ار پائین و طبقات مردم تشکیل می شود و در کشور ما از بالا دستور تشکیل حزب صادر می گردد. در نتیجه می بینید، به جز حزب توده که تشکیلات وسیعی داشت و از سوی اتحاد جماهیر شوروی تقویت می شد، حزب دیگری در کشور ما تا کنون پا نگرفته است. چون توده هم بعدا متلاشی شد.

۱۰- با دکتر علی امینی درگیری داشت و مورد تعقیب قرار گرفت  ابلاغ سفارت او در لندن و مادرید فسخ شد.

۱۱- با برکناری عبدالله انتظام، به ریاست شرکت ملی نفت ایران منصوب د و تا سال ۱۳۵۶ که به مرض سکته در گذشت آن سمت را به مدت ۱۴ سال در تصدی داشت. گفتیم آلودگی مادی نداشت و بیشتر دوستدار قدرت بود. پس از مرگش سه میلیون فرانک به زن فرانسویش داد شد تا برای خود خانه ای در پاریس بخرد.

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر نویسندگان

زندگی نامه دکتر انور شکی

استاد جراحی قفسه صدری

استاد دکتر انور- شکی نخستین کسی است که در ایران روی ریه جراحی کرد و بیماران مسلول را که دچار ضایعات سلی غیر قابل درمان به وسیله دارو بودند مورد عمل جراحی قرار دادوآنانن را بهبودی بخشید. همچنین به عنوان جراح ریه، بیماران غیر مسلول را که احتیاج به عمل جراحی روی ریه چون کسانی که سرطان ریه، کیست هیداتیک ریه و برونشکتاری و… داشتند با دستان این جراح عالیقدر به طول عمرشان افزوده شد. جراحان مشهور ما چون پروفسور عدل، دکتر جهانگیر وثوقی و… هر وقت که نیاز به عمل جراحی روی ریه بودبه او متوسل می شدند حتی جناب پروفسور عدل که در تربیت جراحان کشور، گوی سبقت را از سایر استادان ربوده است، شاگردان ممتازش را برای کار در روی ریه ها نیز به نزد او می فرستاد.

بعدا که جنگ تحمیلی شروع شد آن شاگردان بر روی کسانی که  سینه هایشان گلوله خورده بود کار کردندبسیاری از بیماران را نجات دادند.

سال تولد:۱۲۹۴

محل تولد:تهران

تحصیل ابتدایی:دبستان زرتشتیان

تحصیل متوسط: چهار سال اول دوره متوسطه دبیرستان زرتشتیان دیپلم متوسطه ، شعبه علمی( در گذشته دوره متوسطه دو شعب داشت علمی، ادبی)

سال ۱۳۱۴ دبیرستان دولتی شرف

سال دریافت مدارک پزشکی از دانشکد پزشکی تهرانسال تحصیلی۱۳۱۹-۱۳۲۰

سال گذراندن پایان نامه و دریافت پروانه پزشکی۱۳۲۱

موضوع پایان نامه: پیوند پی (عصب) تحت عنوان درمان خود به خود و جرای آسیب پی. این پایان نامه بر مبنای جراحی تجربی Experimental surgery روی کمک های آزمایشگاه فیزیولوژی که تحت نظر مرحوم استاد نعمت اله بود انجام گرفت. قبل از بنده تا زمان بررسی و تایید این پایان نامه که با درجه ممتاز به امضاء مرحوم استاد دکتر حسین معتمد، مرحوم استاد دکتر نعمت اللهی و جناب آقای پروفسور عدل رسید هیچ یک از همکاران به این نوع کار، نپرداخته بودند. نمیدانم پس از بنده همکارینی که تصمیم به جراح شدن دارند، آیا به

Experimental surgery  رو آورده اند یا نه.

سالهای ۱۳۲۱-۱۳۲۲ جراح بیمارستان شرکت نفت بودم که در آن زمان شرکت نفت انگلیس و ایران نامیده می شد، در آبادان در شروع کار سه ماه در درمانگاه جراحی سرپائی (OPD ) و بعدا به بخش جراحی  و به قول انگلیسی ها به Ward منتقل شدم. جمعا مدت کارم در بیمارستان تحت ریاست دکتر جمیسون و بخش جراحی تحت ریاست و سرپرستی دکتر pinkerton ب مدت دو سه ماه کمتر از دو سال کار کردم.

استعفا از خدمت در بیمارستان انگلیسی آبادان و گذراندن امتحان شفای (درحضور مرحوم استاد دکتر لقمان الملک و مرحوم استاد دکتر میر و مرحوم استاد دکتر محمد یزدی) و بلافاصله امتحان عملی (فتق و شکستگی استخوان کشکک) تحت نظر مرحوم دکتر محمدد یزدی رئیس بخش جراحی بیمارستان شفا یحیائیان و به خدمت درآمدن وزارت بهداری به سمت جراح بیمارستان شیر و خورشید کرمانشاه (سابق) در پاییز ۱۳۲۲٫

در سال ۱۳۲۵ مأمور خدمت در بیمارستان تنکابن شدم. با سمت جراح بیمارستان تنکابن در سال ۱۳۲۷ به اهواز منتقل شدم و آخرین سمتم در بیمارستان جندی شاپور اهواز رئیس بخش جراحی بود.

در سال ۱۳۲۹ به پاریس رفتم و در بمارستان لاینیک Laennec پاریس (مرکز جراحی ریه) تحت ریاست پروفسور Robert monod وتحت نظر استاد Olivier monod (دارای شهرت بین المللی به علت کار فراوان و ابداع تکنیک منحصر به فرد خودشان – به خصوص ترمیم فیستول نای پس از ریه رداری کامل- ) مفتخر به سمت همکار شدم.

در سال ۱۳۳۲ با اجازه گرفتن از استاد برای بازگشت به وطن، به تهران بازگشتم در پاییز سال ۱۳۳۲ اولین عمل جراحی سل ریه در آسایشگاه مرحوم دکتر محمد یزدی واقع در نیاوران توسط بنده انجام شد. در ان تاریخ هیچ یک از جراحان ایران به عمل دست یازیده بودند.بنا به تقاضای مرحوم دکتر منوچهر اقبال مدیر عامل جمعیت حمایت مسلولین در پاییز سال ۱۳۳۲ از طرف وزارت بهداری به بیمارستان ابو حسین که تحت نظر جمعیت حمایت مسلولین و مرحوم دکتر اقبال اداره می شد با سمت رئیس بخش ۲ جراحی منتقل شدم. چند سال بعد بیمارستان ابو حسین در بیمارستان بوعلی ادغام شد. و بنده به سمت سرپرست کلیه بخش های جراحی ریه منصوب شدم. در این بیمارستان پنج بخش جراحی ریه وجود داشت.

اعمال خصوصی بیماران غیر مسلول را (از قبیل برنشکتازی؛ کیست ئیداتیک؛ سرطان ریه؛و..) در بیمارستان مهر یا بیمارستان بازرگان قدیم (بیمارستان شهید اندرزگو فعلی) و سایر بیمارستان های خصوصی انجام داده ام.

یک بار توسط مرحوم استاد دکتر وثوقی به بیمارستان امام خمینی فعلی دعوت شدم که جراحان جوان با جراحی ریه آشنا شوند.

در سال ۱۳۴۵ ب علت خستگی چشم با قاضای خودم با ۲۲ سال و ۲ ماه و بیست روز خدمت در بیمارستانهای وابسته به وزارت بهداری بازنشسته شدم و اخرین عمل موصوف به عمل خداحافظی را در سال ۱۳۶۹ در بیمارستان امید انجام دادم.

 

 

 

سمت های دیگر غیر از جراحی:

  1. بنا به دعوت مرحوم استاد دکتر جهانشاه صالح شرکت در انجمن یافتن واژه فارسی برابر واژه های بیگانه پزشکی. این انجمن در آغاز و در دانشکده ادبیات و سپس در سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران تا چند سال پس از انقلاب ادامه یافت و بعدا از بین رفت.
  1. مدت چندسال عضو هیأت تحریریه مجله علمی نظام پزشکی بودم. بعدا به سمت سردبیر مجله علمی نظام پزشکی انتخاب شدم پس از انقلاب این سمت را همکاران دیگر بر عهده داشته اند و دارند.

 

  1. چند سالی عضو دادگاه تجدید نظر سازمان پزشکی بودم.

 

  1. بنا به دعوت همکار دانشمندم جناب آقای دکتر جواد هیئت چندین جلسه در دانشکده پزشکی آزاد برای دانشجویان پزشکی این دانشکده درباره کلیات جراحی ریه تدریس کرده ام.

 

  1. نگامیکه در بیمارستان ابوحسین مشغول خدمت بودم بنا به دعوت مرحومدکتر محمد بهتی یکی از بنیانگذاران کلینیک آلرژی و بعدا بنا به دعوت همکار محترم دکتر شفائیان مدیرکل بهداری شهداری با سمت سر جراح در بیمارستان شماره ۱ شهرداری- واقع در خیابان مولوی- به مدت ۵ سال با همکاری سایر متخصصان جراحی عمومی و در ورت لزوم به جراحی ریه پرداختم.

کارهای دیگر:

  1. هنگامی که دانشجوی پزشکی بودم برای بالا بردن اطلاعات عمومی هموطنان- چنانچه در سایر ممالک پیشرفته معمول است مقالات علمی می نوشتم. بیشتر مقالات که در روزنامه اطلاعات و مجله اطلاعات هقتگی چاپ می شد درباره فوریت های پزشکی ومراقبت های قبل از عمل بود.

گاهی هم مقالات ادبی می نوشتم.

در همین دوران تصیلی دانشکد پزشکی دوکتاب از فرانسه ترجمه کردم : یکی اسرار مرگ نوشته منجم و فیلسوف فرانسوی Flamarion و دیگری کار فکریو اراده نوشتن روان شناس

فرانسوی   .jule payot

  1. با بگاه ترجمه و نثر کتاب( موسسه انتشارات فرانگلین) کاری داشته ام:حاصل این همکاری سه ترجمه زیر از کتاب های انگلیسی زبان است.

الف: یک فصل از ((کتاب هایی که دنیا را تغییر داده اند)) درباره کشف جریان خون توسط ویلیام Harvey    انگلیسی ترجمه کرده ام.

ب: کتاب رود زندگی the living river نوشته ایزاک آسیموف را که شرح جریران خون برای بالا بردن اطلاعات طبی مردم بود ترجمه کرده ام.

پ: کتاب بدن انسان human body نوشته eclith speroul مثل کتاب رود زندگی برای بالا بردن اطلاعات عمومی مردم نوشته شده است. هر سه این کتاب ها توسط موسسه انتشارات فرانکلین برای ترجمه به اختیار اینجانب گذارده شد.

ترجمه چند فصل از کتاب جراحی La Philosophie de Chirurgie نوشته جراح و نویسنده معروف فرانسه prof.rene leriche که در مجل جراحی که امتیازش به نام های دکتر تقی میلانی رئیس بهداری و بیمارستان بانک ملی بود به چاپ رسید.

عضو کالج بین المللی جراحان، با رتبه  fellow بوده ام. قبل از انقلاب هر وقت که جراان عضو این کالج به ایران می آمدند از طرف دانشگاه تهران از اینجانب دعوت می شد که کارهای خود را به انگلیسی معرفی کنم

یکی از کارهای این جانب در جراحی ریه های مسلول عمل حفره های حجیم که در زبان فرانسوی به جای ((حفره)) از کاربرد کلمه ((غار)) استفاده می کنند می باشد. ادعا نمی کنم ، خیال می کنم که تکنیک بنده مورد پسند یکی از جراحان یه این کالج قرار گرفت که جزئیات آن را جداگانه برای ایشان شرح دادم.

دوباره در سفر به مشهد مقدس –  بنا به دعوت آقای دکتر سامی راد رئیس دانشکده پزشکی مشهد کارهای خود را عرضه کرده ام. یک بار هم در حضورهای پروفسور Boulvin استاد دانشکده پزشکی مشهد که از بلژیک به ایران آمدند، مسلمان شدند- در مشد مقدس خدمت کردند و درگذشتند بنا به دعوت ایشان یک عمل ریه انجام دادم که ادعا نمیکنم بلکه خیال می کنم که مورد قبول آن مرحوم قرار گرفت.

در سال ۱۳۵۲ کتاب ادبی لاغری به نام یک سوال توسط انتشارات توس به چاپ رساندم و از این تاریخ به بعد جز مطالعه و هفته ای سه روز کار فقط صبحها در مطب، کاری انجام نداده ام.

         

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر محمد مهدی حفیظی

استاد جراحی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران

متولد پنجممرداد ماه ۱۳۱۲ در شهر یزد. فرزند آخر خانواده، دارای چهار خواهر و یک برادر. پدرم به شغل تجارت در یزد مشغول بود.

برادرم زنده یاد دکتر محمد علی حفیظی مقارن تولدم جهت ورود به دانشکده پزشکی به تهران عزیمت کرده بود.

چند سال بعد از تولدم، خانواده ما به تهران نقل مکان نمودند.

دوران دبستان در دبستان غضائری و دوران دبیرستان در دبیرستان مروی تهران گذشت. در امور اجتماعی و فوق برنامه دبیرستان، شرکت فعال داشتم از همان سالها به ادبیات علاقه مند بودم و در نوشتن مقاله و انشاء در دبیرستان شهرتی یافتم. قرائت انشاءهای مطول من گاهی تمام وقت یک کلاس را می گرفت و گای بقیه آن به دفعه بعد موکول می شد. در انتخابات انجمن ادبی دبیرستان با وجودیکه کلاس ششم ادبی- وجود داشت، اینجانب در سال پنجم به سمت رئیس انجمن ادبی برگزیده شدم. به اتفاق سایر اعضاء هیأت مدیره انجمن ادبی بعد از اتمام کلاس درس، ساعتها در دبیرستان جهت برگزاری کنفرانس؛ نمایش؛ تدوین سالنامه و تدوین روزنامه دیواری فعالیت می کردم.

در همان زمان نخست وزیری رزم آراء که مخالف ملی شدن صنعت نفت بود، در میتینگ میدان بهارستان، راجع به ملی شدن صنعت نفت سخنرانی کردم.

(سال پنجم دبیرستان، حدود سال ۱۳۲۹ قبل از نخست وزیری دکتر محمد مصدق)

در همان زمان با بسیاری از آثار نویسندگان بزرگ ایران و بعضی از نویسندگان جهان آشنا شدم. یکی از علائق من که هنوز هم ادامه داردف خرید، جمع آوری و مطالعه کتاب بود. در بسیاری ازانجمن های ادبی و اجتماعی و علمی آن زمان شرکت می کردم و هم اکنون نیز این فعالیت ادامه دارد.

یکی از دبیران ارزنده ما در دبیرستان مروی، مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، همواره مشوق من بود.علاوه بر عضویت در کتابخانه ملی، با توصیه آقای زرین کوب، کارت عضویت کتابخانه مجلس شورای ملی آن زمان را که تهیه آن مشکل بود به دست آوردم.

اولین تدریس من در آموزشگاه سرافراز تهران بود در سال آخر دبیرستان.

در سال ۱۳۳۲، بعد از موفقیت در کنکور؛ به دانشکده پزشکی وارد شدم.

همزمان با تحصیل در دانشکده پزشکی، دو سال دانشجوی علوم تربیتی دانش سراهای تهران بودم.

در سال تحصیلی ۳۸-۱۳۳۷ از دانشکده پزشکی تهران فارغالتحصیل شدم.

دوران انترنی را در بخش داخلی بینارستان رازی ب ریاست آقای دکتر مهدی آذر، بخش زنان به ریاست آقای دکتر جهانشاه صالح، چشم را به ریاست آقای پرفسور شمس در بیمارستان فرابی طی کردم.

پایان نامه دکترای پزشکی خود را در باب((سرطان دهانه زهدان)) به راهنمایی آقای دکتر جهانشاه صالح از تصویب هیأت ژوری گذراندم.

از سال ۱۳۳۸ دوره  چهار ساله آسیستان افتخاری (دستیاری) جراحی را جهت کسب تخصص جراحی، در بیمارستان سینا که از مهمترین مراکز جراحی ایران و تحت نظر جناب پرفسور عدل اداره می شد طی کردم.

از سال ۱۳۴۲ موفق به اخذ دیپلم تخصی از جراحی عمومی شدم و همان زمان به استادیاری جراحی عمومی بیمارستان سینا برگزیده شدم.

در سال ۱۳۴۵ جهت تکمیل تحصیلات و کسب معلومات، بیشتر به انگلستان مسافرت کردم (مأموریت علمی از طرف دانشگاه تهران) و متجاوز از یک سال و نیم در بهترین بیمارستان های دانشگاهی لندن مشغول بودم.

سمت ها  مسولیت ها:

  • جراح بیمارستان شهرداری و درمانگاه سیمان شمال (تهران) بین سالهای ۱۳۴۱-۱۳۴۰
  • استادیار دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۸ تا سال ۱۳۶۶
  • سرپرستی بخش جراحی ۵ بیمارستان سینا سال ۱۳۶۱
  • استاد جراحی دانشکده پزشکی تهران    1366
  • رئیس بخش جراحی                             1370

 

عضویت در انجمنهای علمی و مجامع دیگر:

  • عضو جامعه جراحان ایران               1369
  • عضو جامعه بین المللی جراحان        1991 میلادی
  • عضویت در هأت مدیره انتخابی جامعه جراحان ایران از سال ۱۳۶۹ که تا کنون یعنی سال ۱۳۷۰ ادامه دارد.
  • عضو هیأت تحریریه مجله گزیده ای جراحی عمومی و تخصصی از سال ۱۳۷۷

 

عضویت های دیگر

  • نماینده دانشکده پزشکی در وزارت بهداری جهت صدور پروانه موسسات پزشکی ۱۳۶۱
  • عضو کمیسیون پزشکی دانشگاه تهران۱۳۵۷
  • عضو هیدت علمی کنگره پزشکی ابن سینا ۱۳۶۸
  • عضو کمیسیون ترفیعات و انتصابات در پزشکی دانشگاه تهران
  • نماینده دانشکده پزشکی در جامعه هیأت علمی دانشگاه تهران ۱۳۵۶
  • عضو هیاأت علمی جامعه جراحان ایران

 

 

سایر فعالیت های اجتماعی:

  • برگزار کننده جلسات ماهانه جامعه پزشکان یزدی مقیم تهران
  • عضو یأت مدیره و قائم مقام، جامعه یزدیهای مقیم تهران
  • سفرهای علمی: به انگلستان، فرانسه، اسپانیا، سوئیس و هندوستان
  • شرکت در جبهه، از سالهای ابتدای شروع جنگ تا پایان جنگ، هر سال به مدت یک ماه

( اهواز، خرم آباد)

 

مقالات و تحقیقات:

کلانژیوگرافی از راه پوست که جهت تشخیص بیماریهای صفراوی بخصوص در صدمات راههای صفراوی حائز اهمیت است، برای اولین بار در بیمارستان سینا انجام دادم.

 

طرح تحقیقاتی در موارد اورژانس بیمارستان سینا:

  • مقالت خارجی و داخلی             حدود ۳۰ مقاله
  • کنفرانس در مجامع علمی          حدود ۶مورد
  • راهنمایی پایان نامه های دکترای پزشکی وتخصصی  حدود ۳۰ مورد

 

مهمترین دوران فعالیت اینجانب متجاوز از ۳۵ سال در بیمارستان سینا، وابسته به دانشکده پزشکی دانشگاه تهران طی شده است. در عرض این مدت همواره سعی من بر این بوده است که در امر آموزش دانشجویان، رزیدنت ها، اخلاق پزشکی و امور درمان و رسیدگی به بیماران و مجروحان نهایت کوشش را انجام دهم تا آنجا که مقدور بوده است خدمت کنم.

خدمت به مردمی که از اقصی نقاط کشور به بیمارستان سینا مراجعه می کنند و بیمارستان سینا ملجاء و پناهگاه مطمئن و در عین حال رایگان جهت آنها به حساب می آمد. از اهم فعالیتهای جراحان بیمارستان سینا بود.

افتخار ما بر این بود که بدون چشم داشت مالی در تعلیم و تربیت دانشجویان و درمان بیماران نهایت کوشش و همت را بخرج دهیم. و هم اکنون خوشوقتم  احساس می کنم که با سر بلندی این خدمات ارزنده را انجام داده ام.

در حال حاضر در بیمارستان فرهنگیان تهران و بخش خصوصی مشغول خدمت می باشم دارای سه فرزند : یک دختر دندانپزشک و دو پسر دانشجوی عمران می باشم.

سی سال در جوار مطب زنده یاد دکتر محمد علی حفیظی برادر گرامی که از افتخارات تاریخ پزشکی ایران محسب است مطب داشتم و سعی کردم تا آنجا که بتوانم از خرمن بی پایان فضل و کمال و اخلاق بزرگوار ایشان خوشه ای فراهم کنم.

تا چه قبول افتد و چه در نظر آید

 

 

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر محمد علی حفیظی

رئیس دانشکده پزشکی دانشگاه تهران

دکتر محمدعلی حفیظی از پزشکان خوشنام عصر ما، محبوب پزشکان و دردمندان، عزیز مصر وجود و شفا بخش آسیب دیدگان بود. او در سال ۱۲۹۴ در یزد زاده شد. تحصیلات ابدایی و متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر یزد به پایان برد و دو سال در دانشکده حقوق به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۱۲ وارد دانشکده پزشکی شد و در سال ۱۳۱۸ آن را به پایان رسانید. خدمت وظیفه را در زابل و خاش انام داد و در سال ۱۳۲۱ به دانشکده پزشکی منتقل و در کتابخانه آن به خدمت پرداخت. در سال ۱۳۲۵ متخصص بیماریهای کودکان شد و در سال ۱۳۲۷ رئیس درمانگاه و سردبیر دانشکد پزشکی شد و پس از طی مراحل آموزشی در سال ۱۳۴۵ به ریاست دانشکده پزشکی تهران رسید. به مدت ۱۷ سال دبیر کل نظام پزشکی بود پس از مرگش که در آبان ۱۳۷۱ اتفاق افتاد مراسم ترحیم مفصلی با شرکت انبوهی از پزشکان در مسجد امام حسن عسگری در سهروردی برگزار شد که عبور و مرور در آن خیابان ساعتها بند آمده بود.

پزشکی در ایران در نیم قرن اخیر با نام دکتر حفیظی آمیخته است. چه او متجاوز از پنجاه  و دو سال   عمر پر برکت خود را در خدمت جامعه دانشگاهی و اعتلای حرفه پزشکی نهاد.

استاد دکتر حفیظی مدت پانزده سال در مرتبت سردبیری دانشکده پزشکی فعالیت کرد و با روسای مختلف و معروفی همچون دکتر جواد آشتیانی، دکتر منوچهر اقبال، دکتر احمد فرهاد و دکتر جهانشاه صالح که بدون شک دارای سلیقه های متفاوت بودند همکاری کرد و خاضعانه، بی ریا و با وفا داری کامل در خدمت آنان بود. ولی معروف بود که عملا اداره دانشکده با سردبیر است. در آن زمان نه تنها دانشکده پزشکی تهران  بلکه دانشکده های پزشکی نوپای شهرستانهای تبریز، مشهد، افهان و شیراز عملا از رهبری دانشگاه تهران استفاده می کردند. لذا وسعت فعالیت دکتر حفیظی در سطح کشور بود.

از خصائل  جالب و برجسته دکتر حفیظی منظم بودن در کار و مقید بودن به انجام وظیفه به حد کمال بود. همیشه در محل کار خود حضور داشت. از امکانات سفرهای خارج از کشور به حداقل (دو یا سه بار در مدت بیست و یک سال آن هم برای شرکت در کنفرانس روسای دانشگاههای پزشکی یا آموزش به مدت چند روز) اکتفا نمود. از اول صبح تا دیر وقت بعد از ظهر در دانشکده بود و اطاقش همیشه بر روی اربای رجوع، دانشجو، استاد و مردم عادی باز بود. هر کس به آسانی می توانست وارد اطاقش شود و او را ملاقات کند  مسائل خود را مطرح نماید.

مجاور اطاق سر دبیر، اطاق استادان قرار داشت. در آن زمان اکثر دروس نظری در تالارهای دانشکده پزشکی تدریس می شد و استادان بالینی از بیمارستانها، استادان علوم پایه از بخش هی دانشکده پزشکی، به اآن اطاق می آمدند و پس از اندکی استراحت به کلاس درس می رفتند. در این فاصله مسائل مربوط به بخش خود را با دکتر حفیظی حل و فصل می کردند. دکتر حفیظی در مورد شروع و خاتمه کلاسها و حضور غیاب دانشجویان و شرکت استادان مطابق برنامه خیلی دقیق بود. هیچ کلاسی نبود که حفیظی از تشکیل و خاتمه آن بی اطلاع باشد.

در دوران طولانی سر دبیری دانشکده پزشکی، که باید گفت دانشکده نوجوان و نوپا بود، اکثر نظام نامه ها و آیین نامه های مربوط به خدمات پزشکی، ارداره بخش های بیمارستان، انتخاب دستیار، تربیت و تعیین افراد پیرانپزشکی و به کار گیری افراد در سطوح مخلف، خدمات پزشکی و آیین نامه های ترفیع و ارتقاء، مسافرتای علمی هیأت آموزشی دانشکده پزشکی توسط دکتر حفیظی تهیه می شد. آیین نامه ها بنا به بستگی به نوع آنها می بایست در شورای دائمی رکب از تعدادی از استادان به انتخاب شورای دانشگاه و مقامات قانون گذار خارج از دانشگاه به تصویب می رسید. استاد در تمام این موارد با پیگیری بی نظیر و توضیحات لازم موارد مربوطه را از تصویب می گذراند. اگر نگویم تمام ولی بیشتر آن قواعد و نظام نامه ها هم اکنون هم به قوت خود باقی است.

آموزش دانشجویان و کادر بیمارستانه به دقت مورد توجه دکتر حفیظی بود. او با ایجاد پستهای بازرسی یک کنترل شبانه روزی از بیمارستنها می کرد و خصوصا در مورد کشیک شب و خدمات سرپایی و درمانگاهی نهایت سعی را داشت و در تمام موارد از خشونت خودداری داشت و بنا به سنت یزدی بودن بسیار آرام، صبور و نرم، ولی مطمئن و با جدیت مسائل را پیگیری و معایب را بر طرف می کرد.

در دوران طولانی سردبیری او، دانشگاه تهران همانند سایر سازمانها از نظر مالی در مضیقه بود. دکتر حفیظی سعی می رکد با آن بودجه ناچیز بهترین امکانات را فراهم آورد و از ولخرجیها و خاصه خرجیها جلوگیری کند. کارمندان اداری همکار دکتر حفیظی بسیار محدود و انگشت شمار، اما حقا از لاق ترین و قانع ترین افراد از نوع خود بودند و هریک در کار خود آنقد رتبحر داشتند که یقینا امکان تعیین جانشین برای آنها ناممکن بود. این کارمندان صدیق، خود را کاملا وقف پیشرفت و توسعه دانشکده پزشکی می کردند وهمیشه در محل کار خود حاضر و جوابگوی صحیح ارباب رجوع بودند.

قبل از برقاری کنکور سراسری، دانشکده پزشکی راسا کنکور پذیرش دانشجو را انجام می داد و در تمام این دوره ها دکتر حفیظی مسئول کنکور ورودی دانشکده پزشکی، دانپزشکی و دار سازی بود و با نهایت دقت و اطمینان با همان کارمندان کم از عهده این کار بر می آمد.بعدها که مقرارت کنکور سراسری کشور وضع شد، اکثرا آیین نامه ها و دستورالعملهای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به کار گرفته شد.

دکتر حفیظی در کتاب جامع خود به نام راهنمای دانشکده پزشکی، که الحق در نوع خود از متابهای با ارزش تاریخ پزشکی جدید است، کلیه این قواعد و آیین نامه را جمع آوری کرده است. دکتر حفیظی در اواخر عمر خود در دد بود کتاب مزبور را با تغییرات پیش آمده تجدید چاپ کند و امیدواریم فرزندش دکتر علی حفیظی و یا برادرش دکتر مهدی حفیظی استاد جراح دانشکده پزشکی تهران آن کار را ب پایان برسانند.

هنگامی که دکتر حفیظی در سال ۱۳۴۲ معون دانشکده پزشکی و در سال ۱۳۴۵ رئیس دانشکده پزشکی شد، کما فی السابق نظم و تربیت پیشین را از دست نداد و همواره همانند سردبیر دانشکده پزشکی ظاهر می شد. در گوشه ای از اطاق ریاست دانشکده پزشکی خارج از میز رئیس می نشست  و به کارها رسیدگی می کرد و اغلب معاونین و همکاران نیز در همان اطاق حضور داشتند. ر مدت قریب به شش سال دوره معونت و ریاست دانشکده پزشکی نشان داد که متعلق به مردم، دانشجو و استاد و برای خدمت به آنها است، نه ریاست بر آنها، خاضعانه و با حیای مخصوص به خود به کارها رسیدگی می کرد . در برخوردبا پرخاشگران و زیاده طلبان و مهاجمین به حقوق مردم ایستادگی داشت و مقاومت لجوانه اش زبانزد بود. ولی در مقابل دانشجویان، ضعفا، نیازمندان پدرانه به کمک آنها می شتافت. در تمام این مدت از مزایای قانون فولتایم دانشگاه( که از سال ۱۳۴۲ در دانشگاه متداول شده بود) استفاده نکرد. با همان قانون به اصطلاح پارت تایمی کارد کرد و بازنشسته شد. بخشی از بعد از ظهر و اوایل شب را منظما به مطب کوچک خود واقع در میدان شاهپور سابق، که مدتی هم منزل مسکونی اش بود، می رفت و به کار بیماران و دردمندان می پرداخت و با آنکه متخصص بیماریهای کودکان بود، هیچگاه به عنوان متخصص پولی اضافی دریافت نمی کرد و حتی پولی که به عنوان ویزیت به او داده می شد نگاه نمی کرد و گاهی نیز از کمک مالی به بیماران مستمند کوتاهی نداشت، برخی از دارو سازان محل کار شاد بودند. به گفته دکتر محمد شروین در عزای آن مرحوم:

طبیب خردمند و روشن ضمیر

مددیار بیمار و یزدان پرست

حفیظی پزشکی که با سعی او

بسی خسته جان از ملالت برست

و به گفته دکتر مرتضی مشایخی:

با تنی خسته بجز غم بیمار نداشت

آنکه جان داد بحق در ره بیمار کجاست

دکتر حفیظی پیشاز تشکیل سازمان نظام پزشکی ایران، به همراهی عده ای از استادان و صاحب نظران در تنظیم قانون نظام پزشکی  شرکت کرد. در اولین دوره انتخابات نظام پزشکی ایران به عنوان نماینده تهران در سازمان مرکزی برگزیده شد و در همان دوره به عنوان سر دبیر سازمان نظام پزشکی ایران از طرف منتخبین انتخاب کردید. کاری بزرگ در پیش بود و باید هر چه زودتر آیین نام و مقررات جدیدی وضع کرد. الحق دکتر حفیظی نهایت سعی را در این مورد نمود و اکثر آیین نامه های موجود دستاورد دکتر حفیظی است. دکتر حفیظی در همه انتخابات سازمان پزشکی شرکت کرد و هماره نام او در صدر جدل منتخبین قرار داشت.

دکتر حفیظی در مدت هفده سال به عنوان سردبیر کل سازمان نظام پزشکی( از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۶۵ ) مدافع جدی  خستگی ناپذیر حقوق جامعه، چه پزشکی و چه بیمار بود. او اعتقاد فراوان اشت که پزشکان علیرغم تمایلات سیاسی و اجتماعی متفاوت باید در مقام والای خود خدمتگزار جامه باشند و به درد بیماران برسند. به این مناسبات بود که عمیقا در دل پزشکان و بیماران قرار گرفت و هریک او را مدافع جدی خود می دانستند.

در طی این دوره هفده ساله دکتر حفیظی همیشه با دولتمردان و سازمانهای دولتی در اصطکاک بود، خصوصا مقابل مداخلات وزارت بهداری ایستادگی می کرد، و این باعث زحمت فراوان برای او شد با این حال ایشان با کمال شجاعت و صراحت در مقابل مداخلات غیر سالم به پا می خاست به گفته دکتر فرامرز گودرزی:

همیشه طرفدار مظلوم بود

به جان بسته خاک این بوم بود

جوانمردو آزاده و بردبار

شجاع و زبان آور و سازگا

دوره ریاست نظام پزشکی رحوم دکتر منوچهر اقبال که هر کس می توانست از خوان نعمت همت اواستفاده کند، دکتر حفیظی کوچکترین چشمداشتی نداشت و با اینکه از نظر مالی بی نیاز نبود به خرج خود( و با قرض) برای جراحی قلب به آمریکا رفت و پس از بارگشت علیرغم تویه پزشکان معالج خود باز به خدمت در نظام پزشکی بدون دریافت دستمزد ادامه داد و شبانه روز خود را وقف خدمت به مردم کرد و نظام پزشکی به زحمات او سر  سامان یافت. باز بنا به شعر دکتر گودرزی:

نظام گزشکی از اونام یافت

طبابت از او فر و انجام یافت

دکتر حفیظی عاشق کارش بود. عاشق مردم بود. عاشق خدمت بود. به گفته دکتر چوبک:

استاد عشق بود و طبیبی نکو خصال

نامش حفیظ و حافظ جمع و نظام ما

می گفت در نماز عشق به درگاه کبریا

خدمت به خلق حرفه و اصل و مرام ما

عشق نبی و مهر علی بود در دلش

وز این زلال عشق فشاندی به کام ما

دکتر حفیظی در زمان جنگ تحمیلی فرزند برومندش را از دست داد  و او این موضوع را با کمال شجاعت پذیرفت. باز به گفته دکتر گودرزی:

چو سوی جنان رفت فرخ پسر

توکل به حق کرد والا پدر

در آن ماتم، او همچو سروی سهی

به جا بود با شوکت و فرهی

دکتر محمد علی حفیظی مراحل خدمات دانشگای را از دستیاری تا استادی طی کرد و در سازمان نظام پزشکی هم بزرگ منشی و عشق به خدمت را مردانه نشان داد. کتر زرکش در ثنایش گفته است:

ما درس وفا از تو آموخته داریم

بر دل غم هجران توآسان تنوان کرد

در مرگ دکتر حفیظی جامه پزشکی ایران عزا دار شد، زیرا که یکی از فرزانه ترین و پخته ترین نسل پزشکی ایران را از دست داد. به گفته دکتر پازوکی:

گر حفیظی رفت نامش زنده و جاوید ماند

نامه اعمال او ثبت است در کن ومکان

 

.

دسته‌ها
پزشکان معاصر

زندگی نامه دکتر مصطفی حبیبی گلپایگانی

استاد کرسی آسیب شناسی دانشکده پزشکی

دکتر مصطفی حبیبی گلپایگانی را باید پدر آسیب شناسی ایران نام نهاد. حیف که در ریعان شباب در سن ۴۴ سالگی به مرض سکته قلبی در بخش دکتر عزیزی با دردی جانکاه که بعدا دکتر عزیزی راوی آن جهان ما بدرود گفت وشاگردانش را در عزایش به ماتم نشاند. که هنوز از اومی گویند و از کارهایش و خدماتش در تاسیس آن رشته واوین قدمهایش در برپایی کرسی آسیب شناسی.

در یکی از روزهای سال ۱۲۸۳ در خانه میرزا محمد علی خان گلپایگانی نوزادی قدم به عرصه وجود نهاد که نام او را مصطفی  گذاشتند. میرزا محمد علی خان گلپایگانی اهل علم بود و در وزارت معارف کار می کرد. مقتضی چنین است که اهل عالم از مال دنیا نصیب و بهره ای نداشته باشند. میرزا محمد علی خان هم از این قانون مستثنی نبود. مصطفی خان کوچولو در خانه اجاره ای کوچه باغ مروی دوران طفولیت را گذرانید. موقع مدرسه رفتنش رسید. مدرسه اقدسیه نزدیک بود . برای تحصیلات ابتدایی مقدماتی به آن مدرسه رفت. شاگرد خوبی بود. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی به مدرسه دارالفنون داخل شد. مصطفی جدی و ساعی بود، معلمینش او را دوست داشتند. در سال ۱۳۰۴ در امتحانات نایی دوره متوسطه شرکت کرد و دیپلم متوسطه شعبه علمی را گرفت. در مدرسه ناصر خسرو تاریخ طبیعی درس می داد و به حدی خوب درس می داد که مدیران مدارس دیگر هم به فکر افتادند از وجودش بهره مند شوند.

طولی نکشید در مدرسه ثروت و چندمدرسه دیگر به تدریس پرداخت. آقا مصطفی خان قانع نبود میل داشت طبیب شود. به این جهت وارد مدرسه طب شد از طرفی درس می خواند و از طرفی درس     می داد. در مدارس متوسطه معلم زبر دستی بود و در مدرسه طب شاگردی جدی و ساعی به شمار   می آمد. در سلال ۱۳۰۶ به سمت منشی دوم اداره طب قانونی مرکز انتخاب گردید. در تاریخ ۱۱ آبان ماه ۱۳۰۶ در انتخابات اکستر نا شرکت کرد و به او اجازه داده شد مدت یک سال در مریضخانه دولتی به سمت معاون طبیب دوم خدمت کند. قانون اعزام سالی صد نفر دانشجو به خارج به تصویب رسید. او در امتحانی ه برگزار شد شرکت کرد و پذیرفته گردید و با عده ای دیگر عازم فرانسه شد ابتدا در برد و سپس در پاریس به تحیل پزشکی مشغول شد و در ۱۶ مه ۱۹۳۵ به درجه دکترای پزشکی نایل آمد و پایان نامه خود را راجع به تشخی اورام پستان به وسیله عبور اشعه نور نگاشت و موفق به اخذ مدال علمی از نوع برنز گردید.

برای احراز تخصص در رشته آسیب شناسی وارد انستیتوی سرطان و آزمایشگاه آسیب شناسی گردید و با موفقیت به پایان برد و در سال ۱۳۱۵ وارد تهران شد و برای اولین مرتبه به تاسیس آزمایشگاه تشریح مرضی در منزل خود اقدام کردد و برای تدریس نسج شناسی و جنین شناسی در دانشکده پزشکی مأموریت یافت و کتبی در این زمینه برای دانشجویان نوشت و بالاخره استاد رئیس درمانگاه آسیب شناسی گردید بعدا معاون دانشکده پزشکی شد و با کمال تأسف در روز پنجشنبه ۲۶ فروردین ۱۳۲۷ به سکته قلبی در گذشت.

فوت رادمرد بزرگ تاریخ پزشکی چون مرحوم دکتر حبیبی ضایعه بزرگ و زیان جبران ناپذیری بد که بر پیکر علم و فرهنگ این کشور فرود آمد. استاد عزیز شادروان دکتر مصطفی حبیبی از اساتید عالیقدر و بی نظیر و وجودش چون چراغی تابان و مشعلی فروزان بود که محیط دانشگاه به خوصو دانشکده پزشکی را منور می ساخت. پشتکار و فعالیت خستگی ناپذیر آن مرحوم باید نمونه و سرمشق جوانان این کشور باشد. گرجه او خود در راه جان گرایم را از دست داد بخش آسیب شناسی دانشکده پزشکی که آن مرحوم موجد و موسسش بود پس از سالها به صورتی در آمده است که مایه سر افرازی دانشگاه و دانشگاهیان می باشد.

کتب ذیقیمت و آثار گرانبهای که چون جواهری درخشان بر پیشانی انشگاه می درخشد بر هوش و ذکاوت آن مرحوم دلیل قاطعی است. و این نکته بر خرده گیران باید روشن شود که ایرانی از حیث استعداد از ملل متمدن عقب نبوده و کسانی هم در میان آنها پیدا می شوند که با وجود نداشتن وسیله و مشوق، آثار و قریحه خود را ظاهر می شازند و مایه غبطه ذیگران واقع می شوند. افسوس که دست اجل مهلت نداد و این درخت برومند را قبل از اینکه دیگران از آن بهره کافی و استفاده وافی را ببرند از بیخ و بن برکن و الحق چه خوش گلی را انتخاب کرد که هیچ خاری همراه نداشت. اما تا بر چهره داشنگاه ستاره درخشان بخش آسیب شناسی می درخشد و تا چشم بینندگان اثرات بی مانند حبیبی را می خواند او زنده و جاوید است.

 

زندگی چیست خون دل خوردن

اولش رنج و آخرش مردن

 

.