مرگ رنگ

مرگ رنگ

دریا و مرد

تنها ، و روی ساحل، مردی به راه می گذرد.…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

سرگذشت

می خروشد دریا. هیچکس نیست به ساحل دریا. لکه ای…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

دود می خیزد

دود می خیزد ز خلوتگاه من. کس خبر کی یابد…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

نقش

در شبی تاریک که صدایی با صدایی در نمی آمیخت…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

در قیر شب

دیر گاهی است در این تنهایی رنگ خاموشی در طرح…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

خراب

فرسود پای خود را چشمم به راه دور تا حرف…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

مرگ رنگ

رنگی کنار شب بی حرف مرده است. مرغی سیاه آمده…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

دیوار

زخم شب می شد کبود. در بیابانی که من بودم…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

نایاب

شب ایستاده است. خیره نگاه او بر چهارچوب پنجره من.…

بیشتر بخوانید »
مرگ رنگ

دنگ …

دنگ…، دنگ …. ساعت گیج زمان در شب عمر می…

بیشتر بخوانید »