دسته‌ها
ریاضیدان فیلسوف قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

ابونصر محمد بن محمد فارابی

ابونصر محمد بن محمد فارابی در سال ۲۵۲ – ۲۵۹یا ۲۶۰ هجری – فیلسوف ، ریاضیدان و موسیقیدان بزرگ ایرانی و سر سلسله حکمای اسلامی است  که با بررسی آثار حکما و فلاسفه یونان به ویژه ارسطو اسرار آنها را کشف کرد و مشکلات کتب آنها را توضیح داد و نواقص کار آنان را دریافت و شرح هایی بر آثار ارسطو نوشت

وی را معلم ثانی لقب دادند . فارابی از بزرگترین نویسندگان کتابهای موسیقی است

فارابی علاوه بر شرح و توضیح آثار حکمای یونان خود نیز آثار مهمی به وجود آورد و کتابها و رساله های متعدد در حکمت ، فلسفه ، منطق ، نجوم و موسیقی نوشت . مجموعا ۱۲۰ جلد کتاب و رساله را بدو منسوب میدارند . از جمله کتابهای او در موسیقی عبارتند از

  1. المدخل الی صناعه الموسیقی
  2. کلام فی الموسیقیا و احصاء الابقاع
  3. فی النقره مضافا الی الایقاع
  4. الحصاء العلوم
  5. الموسیقی الکبیر
  6. رساله ای موسوم به مقالات

احصاء العلوم :

این کتاب چند فصل دارد و در آن علم عدد ، هندسه ، علم مناظر، موسیقی ، طبیعی ، الهیات ، منطق ، لغت ، نحو و غیره بحث میکند .

در فصل مربوط به موسیقی رئوس مطالب مربوط به موسیقی نظری و عملی و برنامه ای را که برای طالبین و محققین این علم ضروری استبیان میدارد و درباره طرز تالیف الحان و تعیین نسبت بین وزن نغمه ها و ایقاع بحث میکند

از تالیفات و تصنیغ الحان موسیقی و تلفیق آن با کلام منظوم گفتگو میکند و اینکه آن را چگونه باید به کار برد تا تاثیر الحان موسیقی بیشتر گرددو منظور حاصل شود

الموسیقی الکبیر :

مهمترین و مفصل ترین کتاب فارابی وبزرگترین اثری است که تا کنون در موسیقی مشرق زمین نوشته شده است

الموسیقی الکبیر در دو مجلد بود که جلد اول که مفصلتر بوده اکنون در دست است و جلد دوم آن که کوتاهتر بوده ازبین رفته است  فارابی در این کتاب درباره اصول فیزیکی صوت و دیگر مطالب مربوط به آن تحقیقاتی دارد

فارابی این کتاب را به خواهش دوست خود ، ابوجعفر محمد وزیر نوشته و غرضش از نوشتن آن ظاهرا رفع اشتباهات دانشمندان قدیم یونان بوده است زیرا در مقدمه ان میگوید : من در اظهارات عموم علمای شعب مختلف علوم نظری یونان نقصهایی مشاهده میکنم . ومیگوید که کتاب بزرگ موسیقی خود را برای آن نوشته است تا مسائلی که بر یونانیان مجهول بوده آشکار سازد

فارابی با تبحری که در علوم یونان قدیم پیدا کرده بود قسمتی از کتاب خود را به انتقاد و نظریه دانشمندان ان دیار اختصاص داده و عقاید آنان را شرح کرده و خطای هریک را توضیح داده

فارابی نه تنها یکی از بزرگترین دانشمندان علم نظری موسیقی بود بلکه در عمل موسیقی نیز استادی بنام و زبردست و نوازنده ای توانا و ماهر بود و به قول جمعی در نواختن قانون مهارت داشته است

فارابی در کتاب الموسیقی الکبیر پس از تعریف موسیقی ، از موسیقی شناسی بحث می کند و از تاثیر آن در روح از دید روانشناسی و تصویری که از شنیدن الحان در ذهن حاصل میشود گفتگو می نماید و نیز از صداشناسی و موسیقی عملی و نظری صحبت می دارد او آهنگ ها را از حیث ایقاع به دو بخش متصل و غیر متصل تقسیم میکند و  ضرب متصل  یا دوضرب و  ضرب غیر متصل   را – که ضرب مخلوط و پیچیده  میگوید – توضیح میدهدهمچننی به توضیح و توصیف بعضی از سازهای زمان خود و پیش از اسلام پرداخته و چون عود را کاملترین سازها میدانسته نخست آن را برگزیده و بر روی آن بحث کرده است . گویند فارابی سیم پنجمی هم بع عود افزوده است – عود پنج وتری را عود کامل و دیناری می گفتند –

فارابی با استفاده از فواصل فراموش شده موسیقی ایران گامی ترتیب داده است و نکته قابل توجه در گام فاصله ۲۵ واحدی است که اکنون اروپاییان به عنوان نیم پرده و واحد فاصله موسیقی پذیرفته اند و به وسیله آن گام معتدل را ساخته اند . فااربی پرده معرف این فاصله را  دستان فرس  نامیده استو این نکته نشان می دهد که این پرده از قدیم در ایارن شناخته شده بوده

 

دیگر زندگی نامه ابو نصر فارابی

 

.

دسته‌ها
قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابوالعباس سرخسی

ابو العباس سرخسی از موسیقیدانان ایرانی در سده سه هجری است و دارای تالیفی است در موسیقی به نام الموسیقی الکبیر .

سرخسی در سال ۲۷۸ –  ۲۸۶ هجری – درگذشت

.

دسته‌ها
قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابوالقاسم عبید اله بن خردادبه

ابوالقاسم عبید اله بن خردادبه از دانشمندان ایرانی است . جدش  از پیشوایان مذهبی زردشتی بود و پدرش حکومت ناحیه ای از طبستان را عهده دار بود ، خود او مدتها در نواحی مختلف ایران مشاغل مختلف دولتی بر عهده داشت . در علم موسیقی تبحر کافی داشت . از شاگردان اسحاق موصلی و از مصاحبین و ندمای معتمد عباسی بود

رسالاتی که در موسیقی به وی نسبت داده  میشود عبارتند از :

ادب السماع

اللهو والملاهی

الندماء والجلسا

و از کتابهای او در موسیقی تنها کتاب اللهو والملاهی باقی مانده است . ابن خردادبه  در سال ۲۹۱  – ۳۰۰ هجری – درگذشت

 

.

دسته‌ها
ریاضیدان قرن دوم هجری - 97 الی 194 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی

زندگی نامه محمد ، احمد و حسن پسران موسی فرزند شاکر

سه برادر و فرزند موسی فرزند شاکر اهل خراسان در سالهای پایانی سده دوم و در نیمه اول سده سوم هجری در بغداد در دربار مامون زندگی می کردند

قفطی در تاریخ الحکما و برخی دیگر از مورخان ، داستانی در باره پدر این سه برادر نقل می کنند که کمتر در جای دیگر تکرار شده است . به اعتقاد قفطی موسی فرزند شاکر که در دوران جوانی در خراسان می زیسته در این زمان زندگی خویش را از راهزنی تامین میکرده است در ضمن با دانش اختر شناسی هم آشنا بوده است یک بار پس از انکه دستگیر می شود توبه می کند و دست از راهزنی بر میدارد به خدمت مامون در می آید و کار اختر شناسی خود را دنبال میکندذ

پس از مرگ موسی فرزند شاکر سه فرزند او در دربار مامون می مانند به تحصیل دانش می پردازند و در ریاضات ، اخترشناسی و مکانیک شهرت پیدا می کنند . پسران موسی فرزند شاکر در تاریخ به بنی موسی یا بنو موسی معروفند .

به سختی میتوان نوشته های آن ها را از هم جدا کرد با وجود این میتوان کم و بیش یقین داشت که برادر بزرگ تر – یعنی محمد که به ابو جعفر مشهور است -تنها به ریاضیات می پرداخت و مهم ترین نوشته او کتابی است به نام  معرفه مساحه الاشکال البسیطه و الکرویه  یعنی شناسایی شکل های روی صفحه و شکل های کروی که به احتمالی دو برادر دیگر هم در تنظیم ان نقش داشته اند

این کتاب شامل ۱۸ قضیه است که در آن ها درباره مساحت و حجم شکل های مختلف هندسی بحث شده است . نصیر الدین طوسی این کتاب را به عنوان یک کتاب درسی در آورده است . لئوناردو داوینچی ریاضیدان ایتالیایی در کتاب هندسه کاربردی خود از قضیه های کتاب پسران موسی استفاده کرده است .کتاب مساحت شکل ها بار اول در سده دوازدهم میلادی به زبان لاتینی ترجمه و در سال ۱۸۸۵ میلادی منتشر شد . بجز مساحت ها و حجم ها در این کتاب درباره تقسیم زاویه به سه بخش برابر و تعیین واسطه بین دو مقدار معین a  و b وقتی که داشته باشیم

هم بحث شده است

احمد بیشتار در زمینه مکانیک کار میکرد و کتاب  الحیل او نمونه ای از آن است، همچنین احمد وحسن تلاش کردند کتاب مقطع های مخروطی آپولونیوس را به زبان عربی ترجمه کنند ولی ناموفق بودند

پسران موسی امکان های مالی بسیاری در اختیار داشتند که سخاوتمندانه از این امکانات را در راه ترویج دانش استفاده می کردند. آنها هیئت هایی را به روم و یونان برای گرد آوری کتاب میفرستادند و به مترجمان و پژوهشگران علمی کمک های فراوان می کردند

.

دسته‌ها
شعرا قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی

زندگی نامه مسعود مروزی

مسعود مروزی  از شاعران اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری و نخستین کسی است که به نظم در اوردن  روایاتتاریخی و حماسی ایران پرداخت و نخستین شاهنامه منظومی پدید آورد

نخست کیومرث آمد به شاهی     گرفتش به گیتی  درون بیش گاهی

سپری شد زمان خسروانا        که کام خویش راندند در جهانا

 

.

دسته‌ها
شعرا عارف قرن دوم هجری - 97 الی 194 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی

زندگی نامه بایزید بسطامی

بایزید بسطامی از عارفان نامی اواخر قرن دوم و قرن سوم هجری است نام اصلی وی طیفور بن عیسی است.

وی از مریدان امام جعفر بن محمد الصلدق بوده و صد و بیست بزرگ دیگر را خدمت نموده است . مشایخ وی را به بزرگواری ستوده اند و در حق او سخنان بسیار رانده اند .

مدت سی سال در بادیه شام میگشت و دوازده سال بر نه شریعت مقدسه ریاضت می کشید تا رسید به انچا رسید

کرامات و حالات وی بیشمار است .وی در سن ۹۱ سالگی در ۲۵۳ – ۲۶۱ هجری – دار فانی را بدرود گفت و مرقدش در بسطام معروف خاص و عام است .

ای عشق تو کشته عارف و عامی را      سودای تو گم کرده نکونامی را

ذوق لب میگون آورده برون              از صومعه بایزید بسطامی را

ما را همه ره به کوی بدنامی باد        وز سوختگان نصیب ما خامی باد

نا کامی ما چو هست کام دل دوست    کام دل ما همیشه ناکامی باد

ی سوخته ای که سازمش همد خویش   یا دل شده ای که یابمش محرم خویش

پس هر دو به کنج خلوتی بنشینیم       من ماتم خویش دارم او ماتم خویش

.

دسته‌ها
شعرا قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی

زندگی نامه ابو عبدالله جعفر بن محمد الرودکی

ابو عبدالله جعفر بن محمد الرودکی نسبت او یعنی رودکی  در انتساب به رودک از توابع سمرقند است . محل تولدش روستا ی پنج رودک سکرقند بوده است تاریخ تولد رودکی معلوم نیست ولی بنا بر قراین احتمال داده میشود در اواسط قرن سوم  متواد شده باشد .

زبان مردم سمرقند در آن هنگام فارسی بوده و تفاوت چندانی با فارسی دری خراسان نداشته و در سرتاسر ماوراء النهر گستردگی استفاده از آن بوه است

خانواده رودکی در سمرقند در تنگدستی میزیستند

از خر و پالیک انجای رسیدم که می           موزه چینی میخواهم و اسب تازی

او در هنگام جوانی خود را از قید زن و فرزند دور میدانست و در قصیده دندانیه به این نکته اشاره ای دارد  . در آغاز جوانی به دستگاه سامانیان در بخاره پیوست و تا سالهای پیری در آن شهر زندگی میک رده است

رودکی در طی سالهای زندگی خود سفرهای متعددی به نواحی مختلف خراسان داشته ایت و میتوان گفت علاوهه بر شهر های سمرقند و بخارا ، سفرهایی به هرات ، سرخس ، نیشابور  و دیگر شر های خراسان داشته است

 

جهان بینی رودکی

اندک بودن اشعار بازمانده از رودکی و عدم آگهی ما نسبت به زمان دقیق سرودن بخش عمده انها این مجال را نمیدهد که به طور قاطع بتوان در مورد جهان بینی رودکی سخن گفت ولی آنچه از سروده های شاعر بر می آید  آن است که روزگار جوانی را به نشاط و شادکامی گذرانده و قصیده دندانیه یعنی برجسته ترین حسب حالی که از رودکی بر جای گذارده ، گویای روزگار خوب و خوش شاعر است .

از جمله مسائلی که هموراه توجه رودکی را به سوی خود جلی کرده است ، مساله مرگ و حیات است و شاید تعداد قابل توجه مراثی شاعر به نسبت کمی اشعار بازمانده از او گویای نظر وی به حضور همیشگی مرگ در حیات انسانی و واقعیت فناپذیری انسان است و همین امر سبب بروز نوعی گرایش خام عرفانی در اندیشه های رودکی شده است

دوران پیری و کهولت سن:

نشانه های در اشعار رودکی حکایت از پیری ناخوش و ناگوار او دارد اگر چه بسیاری از شاعران اشعاری در گلایه از پیری دارند و این حالت در میان سرایندگان معاصر رودکی نیز بسیار است ام گلایه های رودکی هموراه با سوزی از حرمان نومیدی است

رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور              به خدمت آمد نیکو سگال و نیک اندیش

پسندیده باشد مر خواجه را پس از ده سال             که باز گردد پیرو پیاده و درویش

                      

بسا که مست در این خانه بودم و شادان              چنان که جاه من افزون بد از امیر و ملوک

کنون همانم و خانه همان و شهر همان               مرا نگویی کز چه شده است شادی سکوت

                      

رودکی در اوخر عمر به شهر و دیار خود بازگشته و از انتساب به دستگاه سامانیان محرو مانده و در همین حال گرفتارسختیها و مشقتهای بسیار شده است . مساله دور شدن رودکی از محیط دربار سامانی ف بی تردید مدتی پس از سال  312 – 321 هجری – اتفاق افتاده باشد زیرا در همین سال است که قصیده مادرمی را به امر امیر سامانی سروده است

 

وفات

قطعی ترین تاریخی مرگی که برای رودکی ذکر شده است  320 – 329 هجری –  است . مدفن رودکی از قول ابوسعید ادریسی  در پشت بوستان پنج رودک است و مردم ان را زیارت می کنند در هزاره رودکی مرقد و مجسمه یاد بود در همانجایی که ادریسی نشان داده بود  برای او ساختند

 

نابینایی

مشهور ان است که رودکی از بینایی محروم بوده است  دراین میان دو نظر از جانب پژوهشگران مطرح شده است یکی نظر آن است که رودکی احتمالا کور مادر زاد بوده است و نظر دیگر آن است که رودکی در اوخر عمر نابینا شده است و این عمر شاید به خاطر آشوب بخارا و قتل عام شیعیان انجا بوده است و رودکی غضوب و مطرود گردیده و پس از شکنجه و آزار در گذشته و یا به قتل رسیده است و یا چنانچه در بعضی منابع آمده بر چشمانش میل کشیدند .

رودکی احتمال قرین به یقین کور بوده است ولی این کوری نمی تواند مادر زادی بوده باشد و شاید شاعر در بخش اعظمی از عمر خود با ضعف بینایی روبرو بوده و در اواخر عمر نابینا شده و شهرت نابینایی او در منابع پس از وی و اثار متاخران به همین سبب بوده سات

در موضوع احتمال کور کردن رودکی به واسطه تشیع او و یا میل کشیدن به چشم وی نیز حدسهایی است که نه تنها رد کننده مطلب بالا نیست بلکه تایید کننده بخشی از این نظر است که رودکی در سالهایی دراز از عمر خود از نعمت بینایی بر خوردار بوده است

 

مضامین شعر رودکی

مضامین شعر رودکی در حقیقت همان مضامین رایج در عصر سامانی است با ویژگی های خاص که متعلق به سروده های رودکی است

مدح مهمترین مضمون در اشعار رودکی بوده است . بی تردید نخستین شکل کامل و مشخص قصاید ستایشی از آن رودکی است و شاعران پس از رودکی به استادی او در سرودن مدح اعتراف داشتند .

رودکی در میان امرای سامانی بیشتر به ستایش امیر نصر بن احمد میپرداخته ولی در عین حال امیران و سایر بزرگان دستگاه او هم ستوده است .

ویژگی مدایح رودکی ، سادگی تعبیر و عدم اغراق زیاد و گرایش به مایه هایی از واقعیت در ستایش است

من آنچه مدح تو گویم درست باشد و راست                مرا به کار نیاید سریشم و کیلا

مادرمی در ستایش ابو جعفر مشهور ترین سروده ستایشی رودکی است .

مضامین غزلی ، یکی دیگر از معانی شعر رودکی است . تغزل های رودکی لطیف و برخوردار از سادگی و در عین حال ایجاز است . نکته قابل توجه آن است که رودکی در بعضی از تغزل های خود رگه هایی از جهان بینی خود را گنجانده است

توصیف نیز از جمله مهمترین مضامین شعر رودکی است

مضامین خمری نیز در شعر رودکی جایگاه خاصی دارند . قصیده مادرمی از جمله برجسته ترین خمریات فارسی است

تعداد نسبی مراثی رودکی کاملا مشهود است که وی به شعر رثاء یا مرثیه علاقه خاصی داشته . این که شاعر به درگذشتگان و نیکیاد انان میپردازد .گویای حضور عاطفی صادق در وجود اوست . گفته میشود رودکی اولین شخصی است که اشعاری در مرثیه اشخاص از او باقی است .

هجو ، زهد و پند از مضامین دیگر شعر رودکی میباشد

 

قالبهای شعری رودکی :

رودکی در میان قالبهای شعری بیش از همه به قصیده توجه داشته است . از قصائد باقی مانده رودکی و خصوصا از طولانی ترین آنها یعنی مادرمی معلوم میگردد که رودکی ساختار قصیده را به کاملترین شکل سنتی خود رسانده است . عمده مضامینی که رودکی در قصاید خود استفاده میکرده عبارتند از : وصف طبیعت ، مدح ، مضامین خمری و تغزلی ، حسب حال و مرثیه

رودکی نخستین شاعری است که رباعیات ار او دیده میشود ولی چنان که پیداست در سروده های شاعران همعصر رودکی نیز رباعیهایی دیده میشود

مثنوی از دیگر قالبهای است که به سبب قدمتی که دارد نمونه هایش را میتوان در شعر رودکی مشاهده کرد. این قالب رایج ترین قالب شعری در زمان سامانی است از مثنوی های رودکی ، یکی کلیله و دمنه منظوم و دیگری سندباد نامه و آفتاب نامه است

غزل نیز یکی دیگر از قالبهای شعری به کار رفته توسط رودکی میباشد . یکی از ویژگی های غزل در سروده های رودکی ، موسیقی قوی و غنی انهاست چنان که گویی شاعر آن را برای ترنم با آوای ساز می سروده است

 

موسیقی و رودکی

در تذکره‌ها آمده رودکی چنگ نواز بوده‌است.می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده‌است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد. این داستان که در کتاب چهارمقاله از نظامی عروضی آمده‌است بر این قرار است که امیرنصر سامانی (یا امیری دیگر) از بخارا به هرات می‌رود و دلبستهٔ هوای هرات می‌گردد.بازگشت به بخارا را چنان فصل به فصل عقب می‌اندازد که مدت چهارسال او و ملازمانش در هرات می‌مانند.لشگریانش که دلتنگ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیرمحتشم و مقبول القول بود روی آورده و به او گفتند اگر هنری بورزد و شاه را به بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش می‌دهند. رودکی نیز می‌دانست در این هوای لطیف نثر کارگر نیست و باید چیزی بسراید و بنوازد که از هوای هری لطیف تر بنماید.از این رو قصیده‌ای می‌سراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود، چنگ نواخته و آن تصنیف را با آواز می‌خواند. و امیر چنان تحت تاثیر قرار می‌گیردکه بدون آنکه کفش را در پایش کند سوار بر اسب می‌شود و مستقیم به سوی بخارا می‌تازد.و نقل است که کفش‌هایش را تا دو فرسنگ دنبال او می‌بردند.و رودکی پنجاه هزار درم از لشگریان می‌گیرد آن قصیده اینگونه‌است:

 

بوی جوی مولیان آید                      همی  یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درُشتی‌های او             زیرپایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست        خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا، شاد باش و دیر زی           میر زی تو شادمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان         سرو سوی بوستان آید همی

میر ماه ست و بخارا آسمان             ماه سوی آسمان آید همی

میر سروست و بخارا بوستان          سرو سوب بوستان آید همی

آفرین و مدح سود آید همی              گر به گنج اندر اید همی

 

او برای سروده‌های آهنگین خود یک راوی داشته که نامش احتمالا مج یا ماج که اشعار رودکی را با صدای خوش می‌خوانده‌است. خود رودکی در شعر خود از او بنام مج یاد می‌کند. اما فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اورا ماج ثبت کرده‌است

 

آثار رودکی :

رودکی با وجود تقدم نسبت به شاعران بزرگ ایران زمین از پرکارترین‌ها نیز بشمار می‌رود.ابیات او در گزارش‌های رشیدی سمرقندی ، جامی در بهارستان ، نجاتی و شیخ منینی و مولفان «حبیب السیر» و «زینت المجالس» و مفتاح التواریخ در همه و همه تعداد ابیات رودکی بیش از یک میلیون محاسبه کرده‌اند که آمار ارائه شده اندکی در شمار با هم متفاوت است.

 

کلیله و دمنه

مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نمانده‌است.کلیله و دمنه در اصل کتابی ست هندی که در دورهٔ ساسانیان به دستور بزرگمهر و به وسیله برزویه طبیب به پارسی میانه ترجمه شد.و داستانیست رمز آمیز از زبان حیوانات.روزبه دادویه مشهور به ابن مقفع پس از اسلام آن را به عربی برگرداند  و همان اثر ابن مقفع یا متن پهلوی بتوسط رودکی به شعر فارسی در آمد. نصرالله منشی از معاصران بهرامشاه غزنوی نیز در سدهٔ ششم ترجمهٔ ابن مقفع را به نثر پارسی کشید.داستان منظوم شدن کلیله و دمنه به توسط رودکی در شاهنامه نیز منقول است.شیخ بهایی در کتاب کشکول خود آورده‌است که منظومهٔ کلیله و دمنهٔ رودکی مشتمل بر دوازده هزار بیت بوده‌است.اینک نمونه‌ای از ابیات باقیمانده از منظومهٔ کلیله و دمنهٔ رودکی:

 

دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست         با نهیب و سهم این آوای کیست؟

دمنه گفت اورا:جز این آوا دگر             کار تو نه هست و سهمی بیشتر

آب هرچه بیشتر نیرو کند                  بند ورغ سست بوده بفگند

دل گسسته داری از بانگ بلند             رنجکی باشدت و آواز بلند

 

سندبادنامه

از دیگر آثار رودکی می‌توان به سندبادنامه اشاره نمود.اثر سندبادنامه هم از اصلی هندی بوده که از عصر ساسانیان به ایران شده و از ایران به ادبیات عرب و اروپا راه یافته‌است.سندبادنامه در دوره سامانیان به فرمان نوح بن نصر سامانی به فارسی ترجمه گشت.هم اکنون تنها یک سندبادنامه دردست داریم که تهذیب کاتب سمرقندی می‌باشد و اصل آن نوشتهٔ ابوالفوارس قنازری ست.مطابق پژوهش‌های پاول هرن شرق شناس مشهور آلمانی مربوط به سندبادنامهٔ رودکی است :

 

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک          وندر آن دستار آن زن بست خاک

آن زن از دکان فرود آمد چو باد            پس فلرزنگش بدست اندر نهاد

تا به خانه برد زن را با دلام               شادمانه زن نشست و شادکام

 

اشعار غنایی

عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزل‌ها و رباعی‌های وی تشکیل می‌دهند.این اشعار که برپایهٔ دم غنیمت شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است شباهت زیادی با اشعار هوراس و آناکرئون و ابونواس دارد و در حقیقت تجدیدگر راهی ست که از اپیکور آغاز شده در ایران به رودکی رسیده و از همین راه به دست خیام و حافظ سپرده شده است[۱۴].خمریات او بسیار شبیه به خمریات ابونواس است.در این گونه خمریات و نیز در اوصاف طبیعت و زیبایی‌های جهان او بسیار موفق عمل نموده که این موفقیت را در تاثیر بر متاخرین می‌توان جست.علت اصلی موفقیتش را می‌توان در ذوق بالا در تصویرسازی و تشبیهات دقیق و لطیف دانست.همین تشبیهات و جلوه‌های رنگارنگ و گوناگون طبیعت در شعر رودکی راه را برای شاعرانی مانند منوچهری دامغانی در وصف طبیعت گشود.یک مورد از خمریات معروف رودکی بدین قرار است:

 

بیار آن می‌که پنداری روان یاقوت نابستی       و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی

سحابستی قدح گویی و می‌قطرهٔ سحابستی        طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی

اگر می‌نیستی یکسر همه دل‌ها خرابستی          اگر در کالبد جان را ندیدستی شرابستی.

 

مدایح

اولین مدیحه در پارسی ظاهرا در سیستان بوسیله محمدوصیف سگزی و بسام کرد سروده شد.که در مدح یعقوب لیث بود رودکی نیز مانند غالب شعرا شاعری درباری بود و درمدح و تکریم شاهان و فضلا بیت می‌سرود.مدایح او غالبا بصورت قصیده اند.گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح کسی نیز گفته و اضافه می‌شود و گاهی نیز قصاید بلند بالایی در مدح بزرگان در اشعار او دیده می‌شود.مهمترین و معروفترین مدیحهٔ او در مدح ابوجعفر احمد بن محمد امیر سیستان است و با این مطلع آغاز می‌شود ((مادر می‌را بکرد باید قربان/بچهٔ اورا گرفت و کرد به دندان).او بجز مدایح مراثی و هجویاتی نیز دارد که البته تعدادشان چندان زیاد نیست.او در مدح بسیار میانه رو بوده و اثری از تملق و چاپلوسی در مدحیاتش نمی‌توان یافت. از مراثی معروف او نیز دو مورد که برای شهید بلخی و خواجه مرادی سروده شده‌است شهرت دارد

در شعر رودکی پند و اندرز و سخنان حکیمانه نیز به وفور یافت می‌شود که همین گونه در شعر کسایی مروزی و فردوسی و ناصرخسرو نیز آمده‌است.بیشتر پند و اندرزهای رودکی اخلاقی و درباب هوشیاری و هشدار است که خواننده را به پندگیری و عبرت آموزی از جهان وا می‌دارد:

 

زمانه پندی آزادوار داد مرا                          زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

به روز نیک کسان گفت تا که غم نخوری         بسا کسا که به روز تو آرزومند است

زمانه گفت مرا:خشم خویش دار نگاه              کرا زبان نه به بند است پای دربند است

 

 

.

دسته‌ها
ریاضیدان فیلسوف قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه ابونصر فارابی

ابو نصر فارابی در سال ۲۵۰ در وسیج نزدیک فاراب ترکستان به دنیا آمده و پدرش نیز از نیروهای لشکری به شمار میامده وی در جوانی ذوق تحقیق و فراگیری فلسفه داشته و در طلب استاد و راهنما از این دارالعلم به آن دارالعم رهسپار بوده و کاری حز مطالعه و مقصدی جز علم نداشته .

گویند که فارابی در حدود چهل سالگی به بغداد رهسپار شده و در این زمان از علم صرف و نحو وفقه و حدیث بهره ها داشته ولی در منطق و فلسفه مطالعات چنانی نداشته است . هنگامی که به بغداد رسید از زبان عربی چیز زیادی نمیدانست پس نزد ابن السراج به خواندن علم نحو پرداخت و در مقابل به او منطق آموخت

. فارابی مردی زاهد بود و در کسوت درویشان زندگی میکرد و جز به تحقیق و تالیف به چیز دیگری رغبت و علاقه ای نداشت وی  ده سال آخر عمر خویش را در حلب و دمشق سپری کرد و در سال  329 دفات یافت وی را باعزت و احترام در دمشق دفن کردند .

کار بزرگی را که کندی آغاز کرده بود فارابی با متانت و قدوت ادامه داد او زبان عربی را با فلسفه آشنا کرد . فلسفه ای که از یونانی به زبان ای عربی و سریانی نقل شده بود با این زبان ها انس نداشتاگر فارابی جز اینکه به زبان عربی  فلسفه  آموخته کاری نکرده بود قام معلمی او در عالم اسلام محروز بود  .

مقام فارابی در تاریخ فلسفه

فارابی در صدر دورانی از تاریخ و فرهنگ اسلامی قرار دارد که از جهاتی میتوان آن را دوره  تجدید حیات علم و فلسفه خواند و بی مناسبت نیست که او را معلم ثانی خوانده اند . او در حقیقت مجدد فلسفه و موسس فلسفه اسلامی است  فلسفه ای که در عالم اسلام گسترش  پیدا کرد و تاریخ ان از زمان فارابی تا کنون ادامه دارد.

موضوع فلسفه از نظر فارابی  « وجود من حیث هو وجود » یا مطلق وجود است . ارسطو گفته بود که موضوع فلسفه اولی مطلق وجود است و فارابی توجه خاصی به ارسطو و آثار وی داشته است فلسفه مجموعه نظر ها و آرای موفق و مخالف نیست همچنین از شاگردان ارسطو آموخته بود که فلسفه تشبه بالاله است یعنی آگاهی به نظام موجودات و ترتیب قوا و چگونگی حدود افعال .

در نظر فارابی فیلسوف ریس مدینه است و چنان که خداوند  عالم را اداره میکند فیلسوف هم امور مدینه را نظم میبخشد  از این بیان استنباط میشود که فارابی به فلسفه سیاسی توجه بیشتری داشته است .فارابی هرگز نمیخواسته سیاست را با فلسفه توجیه کند او سیاست را از فلسفه به نحو منطقی نیز استنتاج نکرده است و فلسفه صورت قوام مدینه است و با آن در آن نیست  میان اجزا مدینه و اهل آن نسبت مدینه با عالم طبیعت و یا مبدا عوالم بیان میشود. علاوه بر این فلسفه عین آرای اهل مدینه فاضله است که در وجود رئیس مدینه تحقق پیدا کرده است

 

فلسفه فارابی :

 فارابی شاگرد افلاطون و ارسطو بوده وبا فلسفه یونانی انس پیدا کرده است اما خود اهل آزمون و تعقل بوده و به آموختن صرف و الفاظ و عبارات استادان یونانی اکتفا نکرده است . او در فلسفه و با فلسفه  ، عالمی را درک کرده است که گرچه شباهت هایی با عالم افلاطون و ارسطو دارد ولی نباید با هم اشتباه گرفت

 فارابی فلسفه را از یونانیان آموخت ، یعنی فلسفه از خارج به عالم اسلام آمد . اما در تفکر فارابی چنان هیئتی پیدا کرد که با عالم اسلام بیگانه نبود. درست است که او آرای فارابی  ، ارسطو و افلاطون را در منطق و طبیعیات و اخلاق و مابعد الطبیعه  آموخت اما آنها را چنان در یک نظام فلسفی  به صورت سازگار و مناسب تالیف کرد که او را فیلسوف التقاطی نمیتوان دانست

اساس فکر فارابی این بود که فلسف حقیقی یکی بیش نیست و استادان بزرگ فلسفه نمیتوانند با هم اختلاف داشته باشند زیرا مقصد آنها واحد است و در طلب حقیقت واحدند .

 

منطق فارابی :

فارابی اهتمام خاصی به مباحث منطق داشته و آثار مهمی در این باب نوشته و کوشیده که مقام و اهمیت منطق را در زمانی که کسانی منکر آن بودند معین کند و نشان دهد که اهل علم چه نیازی به منطق دارند و نشاند دهد ه فوایدی از آن میتوانند ببرند. فارابی منطق را صناعتی می داندکه با آن عقل قوام پیدا میکند و در مواردی که  دچار خلط و اشتباه می شویم ما را به راه راست هدایت میکند

فارابی معقولات را به دو دسته « بدیهی »  و « نظری » تقسیم میکند  مرم در بدیهیات به اشتباه دچار نمیشوند . چنان که همه تصدیق میکنند که کل از جزء بزرگتر است . اما معقولات دیگر را باید با کمک فکر و قیاس درک کرد و در این امور است که به منطق نیاز پیدا میشود فارابی علم منطق را با علم نحو  قیاس میکند و می گوید منطق با معقولات همان نسبتی را دارد که نحو با الفاظ دارد . همچنین فارابی منطق را قابل قیاس با علم عروض می داند . این قیاس ها از آن جهت اهمیت دارد که منطق به عنوان صورت معانی از زبان جدا میشود و در حکم صورت کلی عقل نوع بشر قرار میگیرد . ارسطو و افلاطون نیر با همین رویه به منطق نگاه میکردند

 

ما بعد الطبیعه فارابی :

حاصل سعی فارابی  در توحید و توفیق فلسفه ، نظام و صورتی از آن است که با دین نیز بیگانگی و تعارض آشکار ندارد و چنان فراهم شده است که  فیلسوف میتواند آن را باطن دین تلقی کند . علم الهی که ارسطو آن را تاج فلسفه اولی می دانست به همان صورت که در کتاب  مابعدالطبیعه ارسطو امده بود باقی نماند

فارابی گفت علم الهی سه بخش است :

بخش اول در ذات موجود من حیث هو موجود است و این عوارضاموری است که بی واسطه عارض موجود میشود . مراد از مطلق موجود هم این است که موجود به هیچ قیدی اعم از الهی ، ریاضی و طبیعی مقید نباشد

بخش دوم شامل بحث از میادی علوم جزئی مانند منطق و ریاضیات است

در بخش سوم از موجوداتای بحث میشود که جسم نیستند و در اجسام هم نیستنددر این بخش در آغاز سوال میشود موجود غیر جسمانی وجود دارد و اگر وجود دارد این موجود واحد است یا کثیر متناهی است یا نا متناهی ؟

و اگر موجودات غیر جسمانی کثیرند همه در یک مرتبه اند یا بعضی قویتر و بعضی ضعیف تر؟

فارابی موجودات ار کثیر میداند و معتقد است این کثرات متناهی اند و در پاسخ سوال سوم قائل به مراتب است . به نظر او موجودات از ناقص ترین  مرتبه به سوی کمال در حرکتند و هیچ چیز در مرتبه کمال به او نمیرسد وبه همین جهت ضد ونظیر هم ندارند.

فارابی شاید در تاریخ فلسفه اولین کسی بود که وجود را به « واجب » و « ممکن » تقسیم کرد و گفت که وجود بیرون از این دو قسم نیست واجب الوجود هم به واجب الوجود بالذات و واجب الوجود بالغیر تقسیم می شود و البته واجب الوجودبالغیر در حد ذات خود ممکن است و وجوب ان از خارج میاید . ممکن الوجود برای آنکه موجود شود به علت نیاز دارد و چون سلسله علت تا بی نهایت نمیرود باید این علل به وجودی منتهی شود که واجب است یعنی به ذات خود موجود است و او موجود اول است و همه موجودات از او وجود می یابند. گفتیم که این موجود واجب الوجود بالذات است و ماهیت هم ندارد یا ماهیتش عین وجود است و ما در فرض و وهم  ، هم نمیتوانیم آن را ناموجود بنگاریم زیرا از فرض تناقص و محال لازم می آید .

 

آثار فارابی :

شرح فارابی بر کتابهای ارسطو و همچنین تعلیقه او بر کتاب ارغنون باقی نمانده است اما آثار منطقی متین و دقیق او زمینه تدوین و تالیف کتابهای مهمی مانند منطق شفا و اساس الاقتباس را فراهم آورده است

اثار مهم فارابی که تاکنون به چاپ رسیده اند :

التوطه فی علم المنطق    –

 المدخل  الی المنطق  –

شرح کتاب ایساغوجی فرفوریوس  –

شرح کتاب مقولات  –

تعلیقات ائالوطیقا الاولای ارسطو  –

کلام له فی الشعر و القوافی  –

الالفاظ المستعمله فی المنطق  –

عیون المسائل فی المنطق  –

فصول یحتاج الیها فی صناعه المنطق  –

فارابی مقالات و رسالاتی در مسائل الهی و طبیعی و ریاضی نوشته از جمله آنها در مابعد الطبیعه :

رساله اغراض ما بعد الطبیعه

کتاب فی الواحد و الوحده

فصول فلسفیه منتزعه من کتب الفلاسفه

الفلسفه و سبب ظهورها

فی لاخلا

النکت فی ما یصح و ما لا یصح من احکام النجوم

دیگر آثار فارابی :

جواب مسائل سئل عنها

عیون المسائل

الرد علی جالینوس

الرد علی یحیی النحوی

الرد علی محمد زکریا رازی فی العلم الالهی

الرد علی ابن الراوندی

احصاء العلوم

فلسفه افلاطون

فلسفه ارسطو

کتاب الحرف

اثار اخلاقی و سیاسی :

 

اراء اهل المدینه الفاضله

فصول المدنی

التنبیه علی سبیل السعاده

تخلیص النوامیس

فی المله الفاضله

فی التحصیل السعاده

سیاسه المدینه

مقاله فی السیاسه

فارابی کتابی هایی نیز در موسیقی نوشته که مهمترین آنها الموسیقی الکبیر است

.

دسته‌ها
خواننده قرن دوم هجری - 97 الی 194 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی موسیقیدان

زندگی نامه اسحاق موصلی

در سال ۱۴۶ – ۱۵۰ هجری – در ری زاده شد و تحت سرپرستی ابراهیم و شاهک  پدر و مادر ایرانی خود به تحصیل علم و ادب ، لغت و قضا و موسیقی پرداخت و در این رشته از دانش متحبر شد .

به فرمان مامون خلیفه عباسی در ردیف پایینتر می نشستند . اسحاق مردی با تقوی و با فضیلت و در علم قضا استاد بود آنچنان که مامون می گفت که اگر اسحاق به موسیقی شهرت نداشت من او را به منصب قضاوت انتخاب میکردم

اسحاق اصول و قواعد علمی و عملی موسیقی را نزد پدرش ابراهیم و دایی اش منصور زلزل فرا گرفت و در قواعد ضرب و نواختن بربط مهارت یافتو به تکمیل و تتبع در آن همت گماشت و در علم و عمل این فن ممتاز و معروفترین هنرمند خاندان موصلی گردید. او را بزرگترین موسیقیدان ایرانی در علم و عمل و دوره اسلامی می دانند .

اسحاق کتب و رسایل متعددی در موسیقی نوشت مانند

الاغانی

الکبیر

علاوه بر این ها آثار دیگری به او نسبت می دهند چون :

النغم

الایقاع

اغانی معبد

کتاب الرقص

اسحاق کتابخانه معتبری در بغداد ترتیب داد و به سبب مطالعه قواعد و قوانین یونانیان در موسیقی اطلاعات کافی از موسیقی یونانی و رومی به دست آورد

ازدیگر نوآوریها و کوششهای او در تکمیل موسیقی ایرانی ، تنظیم دستگاهای مختلف موسیقی و از آهنگ زیر تا بم است. وی همچنین فاصله آن را به دوذالکل – اکتاو- رسانید . از قواعد و اصول و قوانین موسیقی یونانی استفاده کرد و در آن تصرف و ابتکاراتی نمود و مناسب پسند ایرانیان با موسیقی ایرانی در آمیخت همچنین دستگاه ماهور را از ابتکارات او در موسیقی ایرانی میدانند

از دیگر خدمات او گردآوری و تنظیم اصول و قواعدی بود که از زمان یونس کاتب باقی مانده بود و در گذر زمان دستخوش دگرگونیهایی شده و رو به فراموشی میرفت . او با دانش علمی و مهارت علمی خویش این قوانین را مرتب و مدون ساخت و اصول و قواعد جدیدی ترتیب داد که از آن پس اساس موسیقی اسلامی گردید . گام اسحاق موصلی بر مبنای گام فیثاغورث است که آن را به ساده ترین نوع آغاز کرده.

اسحان پس از انقراض سلسله سامانی  بزرگترین موسیقیدان ایرانی در علم و عمل بود . او معاصر هارون الرشید ، مامون ، معتصب و واثق عباسی بود و از موسیقیدانان و رامشگران درجه اول دربار محسوب میشد

اسحاق در اواخر عمر از بینایی محروم گردید و در زمان خلافت متوکل عباسی به سال ۲۲۸ – ۲۳۵ هجری – درگذشت .  فرزندش حماد که تربیت شده پدر بود در موسیقی شهرت یافت.

 

.

دسته‌ها
شعرا قرن چهارم هجری - 291 الی 388 شمسی قرن سوم هجری - 194 الی 291 شمسی

زندگی نامه ابواسحاق کسائی

ارج مجدالدین ابو الحسن یا ابواسحاق کسائی مرورزی  در سوم آبان ماه  281  – 26  شوال ۳۴۱ هجری –  پای به جهان هستی نهاد

 

 

 

ب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ه سیصد و چهل و یک رسید نوبت سال          چهارشنبه و سه روز باقی از شوال

بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم              سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال

ستوروار بدین‌سان گذاشتم همه عمر              که برده‌گشتهٔ فرزندم و اسیر عیال

به گفته نظامی در ددستگاه سامانی دارای مقام بالاییی بوده است . و چون عهد سامانیان در هم نوردیده شد و غزنویان بر سر قدرت آمدند ، کسائی به دربار غزنه روی آورد و دولت تازه را ستود .

از کسائی جز اندک شعر و سخن چیز زیادی در دست نیست  ولی همان شعر کم نشان دهنده طبعی لطیف ، خیال انگیز و پرنکته و درخور بزرگداشت  و در ردیف اشعار طراز اول فارسی است .. کسائی در شعر نگارگری است که استادانه تصویرهای شاعارنه را به طور طبیعی از عالم خارج میگیرد و در قالب الفاظ خوش تراش و رنگین میریزد و از آن مضمونی به نرمی نسیم و سبکبالی پروانه عرضه میدارد .

از شعرهای کسایی برمی‌آید که تا پنجاه‌سالگی زنده‌بوده ولی پس از آن از او آگاهی درستی در دست نیست و آشکار نیست که چند سال پس از آن زیسته‌است . پنجاه سال سن زیادی نیست اما او که در این مایه زندگی سر به گونه شیر سپید کرده است معتقد است که دریافت اهمیت و راز زندگی و یا به تعبیر خود او در خطر حیات و عظمت انسانیت در ترازوی آفرینش به شمار سالهای عمر باز بسته است

تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر          تا مانده نشد مرغ نداند خطر بال

بدین اعتقاد از هر دقیقه ار حیات خود تجربه ای می اندوزد . دو خصوصیت در کسائی چشم گیر است . یکی عنصر خیال و دومی اعتقاد پار برجا ف و این دو انعکاس زیادی در سخنان او دارد . کسائی به همان اندازه که در شاعری نکته سنج است و پرواز اندیشه دارد در اعتقاد و ایمان نیز راسخ و پا برجاست .

 

ازو بوی دزدیده کافور و عنبر         وزو گونه برده عقیق یمانی

بماند گل سرخ هموراه تازه            اگر قطره ای زو به گا بر چکانب

عقیقی شرابی که در آبگینه            درخشان شود چون سهیل یمانی

شود گونه جام باده ز عکسش          ملن چو از نور او لعل کامنی

به ظلمت سکندرگر اورا بدیدی        نکردی طلب چشمه زندگانی

.