شعرامترجممعاصرنویسندگان

زندگی نامه فرخ تمیمی

فرخ تمیمی در سال ۱۳۱۲ در نیشابوذ دیده به جهان گشود او بزرگ شده تهران و فارغ التحصیل رشته حسابداری و امور مالی است .

فرخ تیمی از شاعرانی است که در دوران پر تلاطم سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۰ پا به عرصه شعر نهاد او در آغاز کار خود تحت تاثیر ساختار و فضاهای شعر توللی و نادرپور بود و در قالب پهار پاره شعر میسرود اما اندک اندک با پیمودن مسیر ویژه خود را از این تاثیر رهانید .

اشعار تیمی ساده و طنز آلود و فشرده است تصویر فضاهای شهری و زمینه های زیست شهری در اشعار او عمده ترین فضاهای شعری را تشکیل می دهند در شعر تیمی نوعی طنز پنهان اجتماعی وجود دارد

تیمی با سخنی موجز در اشعارش وقایع و حوادث امروزی و تاثیرات ان را بر انسان شهری را با خلق تصاویر ملهم از واقعیت عینی جامعه امروزی بیان میدارد

ساختار و ترکیبات کلمات و فرم در شعر او از اهمیت زیادی بر خوردار است اشعار وا گاه با لحن عاشقانه در می امیزد در مجموع فرخ تیمی شاعری است که دارای زبانی ساده که با بیان مسائل روز و با خلق تصاویری از طبیعت شعری و بازتابهای آن در انسان اشعار خاص خود را میسرراید

فرخ تمیمی در ۲۳ اسفندماه ۱۳۸۱ به دلیل ایست قلبی در تهران درگذشت و در قطعه ی هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد . یادش جاودان .

 

 آثار :

  1.  آغوش ۱۳۳۴
  2. سرزمین پاک ۱۳۴۱
  3. خسته از بی رنگی تکرار ۱۳۴۰
  4. دیدار ۱۳۵۰
  5. از سرزمین آین و سنگ ۱۳۵۶
  6. گزیده اشعار ۱۳۶۹

به زبان انگلیسی در حد بالایی تسلط داشت و گه گاه به ترجمه ی شعر ، مقاله و کتاب نیز می پرداخت که برخی از ترجمه های او از این قرارند :

  1.  ادبیات امروز آمریکای لاتین – سالنامه ی کیهان سال ۱۳۵۲ ( دفتر قصه ص ۲-۱۹ )
  2. مردان پوک ( شعر تی.اس.الیوت  همراه با تحلیل اُ.اِف کائیل ، مجله ی بنیاد  سال ۲ ش ۱۶ تیر۱۳۵۷ . ص ۲۴-۲۶-۸۰-۸۱ )
  3. دنیا از چشم هسه ( گزین گویه های هرمان هسه ، مجله ی دنیای سخن ، ش ۲۵ فروردین ۱۳۶۸ص. ۷۹-۷۸ )
  4. ازرا پاوند ( دبلیو ون اوکانر ، نسل قلم : کهکشان  1375 )
  5. راینر ماریا ریلکه ( جی الستون ، نسل قلم : کهکشان ۱۳۷۶ )
  6. ترانه های پینک فلوید ( ترجمه  با م.آزاد   ثالث ۱۳۷۷ )
  7. شور ذهن ( زندگی نامه ی فروید . نوشته ی ایروینگ استون ، ترجمه با اکبر تبریزی ، مروارید ۱۳۷۸)
  8.     او در نیمه ی دوم دهه ی ۱۳۷۰  کتاب پرباری درباره ی زندگی و شعر منوچهر آتشی شاعر هم نسل خودش فراهم آورد . (پلنگ دره ی دیز اِشکن  ثالث ۱۳۷۸)

سلام ای مه سپید

 چه زود می گذری .

 من از کویری می آیم  که به هنگام مهرگان

 خواب باران می بیند

 و گیاهی در آن می روید

 که در وهم

        از تیره ی گیاهان آبزی است .

 سلام ای مه سپید

 آوند این نبات تشنه ، تو را می خواند

 

تا تو را تکرار کنم

 من ادامه می یابم

از نسل من فرزندی به جای خواهد ماند

             همنام تو .

در کوچه ها اگر سیمای  مرا دیدی

 به نوازش درنگی کن

 همنام تو

 قسم به نام تو

        که

 نوازش تو را بر خاکم  خواهد نشاند ..

 

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن