چنین گفت پر مایه دهقان پیر
سخن هرچ زو بشنوى یاد گیر
که از نامداران با فرّ و داد
ز مردان جنگى بفرّ و نژاد
چو خاقان چینى نبود از مهان
گذشته ز کسرى بگرد جهان
همان تا لب رود جیحون ز چین
برو خواندندى بداد آفرین
سپهدار با لشکر و گنج و تاج
بگلزرّیون بود زان روى چاج
سخنهاى کسرى بگرد جهان
پراگنده شد در میان مهان
بمردى و دانایى و فرّهى
بزرگى و آیین شاهنشهى