پند آموز

ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد :

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری… گه می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد :

خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم … حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم .

مرد خشکش زد …

همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد …

 

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫5 نظرها

  1. این جوان ها و همه ی أنسان ها حق دیدن چیزهای قشنگ را دارند. ولی اگر جامه ای تربیت نفس را بیشتر و درست روش کار کند. بود و نبود أنسان دیگر را با جنس ان نمسنجد. من در جامعه ازاد مذهبی ایران بزرگ شدم. این تعبیر وتدبیرها فقط شخصی است. جوان ها اینقدر بی منطق نبودند. چون با ایدىولوژی مذهبی امروزه بزرگ نشده بودند. دین و مذهب حرمت داشت. در شخص و جامعه.
    اگر روزه باشید کباب را از دست کسی میدزدی یا اجازه بؤ کردن میگیرید؟ این خاصیت را خودت تعریف کن که به خودت اجازه میدی به انسان هایی که مانند شما فکر نمیکنند و زندگی نمی کند، تجاوز کنی.
    اگر خودت را یک انسان بسازی نه إنسان مرد و زن نیازی به اینهمه زحمت نداری. مطمن باش نمیبینی. جامعه ما نیاز به خودسازی شخصیت روانی دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن