شعرامعاصر

زندگی نامه سید محمد رضا میرزاده عشقی

سید محمد رضا میرزاده عشقی ، فرزند ابوالقاسم کردستانی در سال ۱۲۷۳ در شهر همدان به دنیا آمد . ابتدا در مکتبهای محلی و از هفت سالگی در مدرسه های الفت و الیانس تهران به تحصیل پرداخت و زبان فارسیو  فرانسه را به خوبی اموخت و پیش از فراغت از تحصیل به سمت مترجمی نزد یک بازرگان فرانسوی مشغول به کار شد .

در فده سالگی درس و مدرسه را ه کلی رها کرد و وارد کارهای اجتماعی شد. عشقی در اوایل جنگ جهانی اول با دیگر مردان سیاسی به استانبول مهاجرت کرد و نخستین آثار شاعرانه خود مانند نوروزی نامه و اپرای رستاخیز شهریاران ایران را پدید آورد.

پس از بازگشت به همدان ، به تهران رفت و با گروهی از نویسندگان ارتباط پیدا کرد و در صف طرفداران حزب سوسیالیست و همکاران اقلیت مجلس به مبارزه پرداخت . در این مبارزه و کوشش سیاسی نیش قلم شاعر بیش از همه متوجه وثوق الدوله نخست وزیر ایران بود .

سخنرانی های تند و مقالات و اشعار آتشین عشقی بر ضد قرار داد ۱۹۱۹ باعث شد که وثوق الدوله دستور دستگیری وی را صادر کند و اورا روانه زندان کنن .مبارزات سیاسی و مقالات انتقادی شاعر جوان که مجرد می زیست  تا پایان زندگی کوتاهش ادامه داشت .

در سال ۱۳۰۲ که نغمه جمهوری ساز شد ، عشقی با وجود روشنفکر بودن با آن ساز مخالفت گذاشت و در مقاله ای به عنوان جمهوری قلابی مخالفت خود را نشان داد و در نخستین شماره روزنامه کاریکاتور قرن بیستم که در همان سال دایر  کرده بود چندین کاریکاتور و شعر تند مبنی بر هزل بودن جمهوری و جمهوری خواهان درج کرد

میزان مخالفت او به آنجا رسید که شهربانی وقت دستور توقیف روزنامه را صادر کرد و تمامی نسخه های آن را از سطح شهر جمع آوری نمود . عشقی  نیز در خانه خود به دست دوتن ناشناس هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان شهربانی جان سپرد.

عشقی زمان مرگ تنها سی و یک سال سن داشت

روزنامه های آن زمان در چندین مقاله جزئیات این حادثه را مطرح نمودند و اشعار زیادی در مرگ این شاعر ناکام ساختند . عشقی عمری را در تنگ دستی و فقر گذراند و در اخر با بی رحمی کشته شد .

آثار او سرشار است از نا امیدی و بد بینی و بیزاری از زندگی و آرزوی مرگ :

باری از این عمر سفله سیر شدم سیر             تازه جوانم ز غصه پیر شدم پیر

پیر پسند ای عروس مرگ چرائی ؟                 من که جوانم چه عیب دارم بی پیر ؟

عشقی شاعری توانا بود سرشار از قریحه . استعداد . مطالب تاریخی و اجتماعی را خیلی زود درک میکرد و در تصویر صحنه های تاریخی و ادبیات توصیفی قدرت فراوان داشت عواطف و تاثیرات خود را اوضاع زمان ، و نظر وعقیده خود را در سیاست با شور و ذوق نمایش میداد . اشعار او سرتا پا پر است از اعتراضات در برابر بیدادگری اجتماعی .

اشعار عشقی از لحاظ ارزش ادبی یکسان نیستند . گذشته از هزلیات و هجویه های بسیار تلخ و نیش دار اشعار خوب و منحصر به فرد او عبارتند از

۱٫ نوروزی نامه

۲٫ رستاخیز

۳٫ کفن سیاه

۴٫ احتیاج

۵٫ برگ بر باد ده

۶٫ ایده آل

نوروزی نامه  : منظومه نوروزی نامه عشقی یکی از قدیمی ترین آثار اوست که پانزده روز پیش از فرا رسیدن بهار به نام هدیه نوروزی در سال ۱۲۹۷ در استانبول سروده است .

رستاخیز : نمایشنامه رستاخیز شهریاران ایران که مصنف آن را اپرا نامیده تصویری است خیالی ، منظوم و آهنگدار از دوران عظمت ایران باستان و تنها شخص حقیقی در این نمایش نامه خود نویسنده استکه در کسوت مرد مسافر نمایان میشود.

آنچه من دیدم در این قصر خراب           بد به بیداری خدایا یا به خواب

پادشاهان را همه اندوهگین                 دیدم اند ماتم ایران زمین

ننگ خود دانندمان اجدادمان                ای خدا دیگر برس به دادمان

وعده زرتشت را تقدیر کن  دید            عشقی خواب  تو تعبیر کن

کفن سیاه :  یک شعر فانتیزی یا به قول خود شاعر چند قطعه اشکی است ک دین ویرانه های مداین از دیده طبع شاعر بر اوراق چکیده است

مرا هیچ گنه نیس بجر آنکه زنم

ز این گناه است که تا زنده ام اندر کفن

من کفن پوشم و تا این سیه از تن نکنم

تو کفن  بختی و بدبخت چو بخت تو منم

منم ان کس که بود بخت تو اسپید کنم

                  من اگر گریم  ، گریانی تو

                  من اگر خندم ، خندانی تو

احتیاج :

هر گناهی کادمی عمدا به عالم می کند

احتیاج است آنکه اسبابش فراهم می کند

از اداره رانده مرد بخت برگردیده ای

طاق خانه از فشار برف و گل خوابیده ای

زن در آن از هول جان خود جنین زاییده ای

نعش دهساله پسر در دست سرما دیده ای

وز سر شب تا سحر از بخت بد نالیده ای

شب ز راه بام بالا یا با تن لرزیده ای

افتادم از بام و شد نعش زهم پاشده ای

                 کیست جز تو قاتل لاعلاج

                 احتیاج است ف ای احتیاج

برگ بر باد ده : از لحاظ شکل قالبی که شاعر برگزیده قابل توجه است . خود او در این باره می گوید این ابیات را به شیوه تازه با نظریات و ملاحظاتی که من در انقلاب ادبیات فارسی و تشکیلات نوی در آن دارم هنگام توفق در استانبول که اندیشه دور از وطن در فشارم سرودم

به گردش بر کنار بوسفر ، اندر مرغزاری

رهم افتاده دیروز

چه نیکو مرغزاری طرف دریا در کنار

نگاهش دیده افروزد

درختان را حریر سبز بر سر

زمین را از زمرد جامه در بر

به هر سو با گلی راز

نموده مرغی اغاز

ایده آل : منظومه ایده آل از آثار اواخر عمر کوتاه عشقی است که در آن عقاید شورشی و افراطی خود را به صورت ادیبانه ای به رشته نظم در آورده و عقیده  و ایده آل اساسی خود را به خوبی پرورانده است

دو ماه رفته ز پاییز و برگ ها همه زرد          فضای شمران از باد مهرگان پر گرد

هوای در بند از قرب ماه آذر سرد                 پس از جوانی پیری بود چه باید کرد

                               بهار سبز به پاییز زرد شد منجر

به تازه اول روز است و آفتاب یه ناز             فکنده در بن اشجار سایه های دراز

روان به روی زمین برگها ز باد ایاز              به جای آن شبیم بر فراز سنگی باز

                           نشسته ام من و از وضع روزگار بکر

.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *